گزارش تحلیلی از رسانههای آلمان؛ شش راهکار برای نجات تجارت آزاد
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا حریفی سرسخت برای تجارت آزاد جهانی و تقسیمکار در سطح بینالمللی است. اما گسترش بحران کرونا در اروپا و تأثیر آن بر معیشت شهروندان اروپایی باعث شد که در کشورهای مختلف اروپایی از جمله آلمان نیز صداهایی بلند شود که خواستار بازنگری در ساختار تجارت آزاد با سایر کشورها باشند. مشخصاً در آلمان بحران کرونا به مخالفان این موضوع فرصتی طلایی داد تا تیغ تند انتقاد را به سمت سیاستهای دولت و شخص صدراعظم به دلیل حمایت بیچون و چرا از اقتصاد آزاد نشانه روند.
تاکنون بهانههایی نظیر افزایش نرخ بیکاری، و نابرابریهای اجتماعی بهعنوان دلایل اصلی مقابله با آزادی تجارت مطرح میشدند، اما اکنون ادعا میشود که بحران کرونا آسیبپذیری زنجیرههای تأمین کالا را در سطح بینالملل نمایانتر کرده است.
البته موضعگیری روشن و صریح مقامات تجارت خارجی ایالاتمتحده آمریکا علیه تجارت آزاد در سطح بینالمللی و گرایش شدید به ملیگرایی اصلاً تعجبآور نیست و با ایدئولوژی مرکانتیلیستی ترامپ برای حداکثر سازی صادرات و حداقل واردات مطابقت دارد. اما باید دید آیا مصرفکننده ی آمریکایی نیز گرانتر شدن کالاهای مصرفی (که نتیجه منطقی نگاه افراطی به درون است) را بدون اعتراض قبول میکند و یا نظر خود را در پای صندوق رأی به نحوی دیگر نمایان خواهد ساخت.
گسترش این موضوع در آلمان اما جای نگرانی بسیار دارد. بررسی رسانههای آلمان نشان میدهد تمایل به حمایت و نگاه به درون (در مقابل تجارت آزاد با دنیا) روزبهروز در این کشور بیشتر میشود. بدیهی است موافقان این نظریه زیاد به این موضوع توجه نمیکنند که تجارت جهانی نهتنها به رشد و رفاه، بلکه به صلح و تفاهم بهتر میان ملتها کمک میکند. برای حل این مشکل به نظر میرسد میتوان وابستگیهای راهبردی و مشکلساز بهویژه در تجارت با کشورهای آسیایی را کاهش داد و استراتژی "تنوع تأمینکنندگان کالاها از کشورهای مختلف" را تقویت نمود.
بهجای تلاش بیهوده برای ملی کردن مجدد اقتصاد لازم است که ثبات تجارت جهانی در اولویت قرار داده شود. اقدامات محدودکننده دوران کرونا باید تدریجی لغو شوند و در عوض زنجیرههای تأمین کالا تقویت و متنوع شوند. برای رسیدن به این هدف باید موارد ذیل بهدقت موردتوجه قرار گیرند:
۱ – نباید بین کالا و خدماتی که حیاتی تلقی میگردند و آنهایی که حیاتی بهحساب نمیآیند تفاوتی قائل شد: این تقسیمبندی هرچند در ابتدا معقول به نظر میرسد، اما در زمان بحران مشکلات عدیدهای فراهم کرده است، خصوصاً که در سطح بینالمللی درباره این تقسیمبندی توافق نظری وجود ندارد. درنتیجه، در عمل اولویتی برای کالاهای حیاتی در نظر گرفته نخواهد شد و اینگونه کالا و خدمات کماکان با تأخیر به دست مصرفکننده خواهند رسید.در آغاز همهگیری بیماری کوید 19 بسیاری از کشورها برای تنظیم بازار داخلی خود بهصورت ناگهانی قوانین ممنوعیت صادرات ( بهویژه در خصوص اقلام پزشکی و بهداشتی) به اجرا گذاشتند که این موضوع باعث گرانی و کمیابی بعضی از کالاها در کشورهای اروپایی شد.
۲ – محدودیتها در صادرات جهانی لغو گردد: یکی از بزرگترین چالشها برای تجارت آزاد، محدودیتهای صادراتی برای محصولات حیاتی و راهبردی (مانند کالاهای پزشکی، ماسکهای حفاظتی و تجهیزات پزشکی) هستند. بر اساس تخمین سازمان تجارت جهانی تا پایان ماه مه ۲۰۲۰ بیش از ۸۰ کشور ممنوعیتها و یا محدودیتهای صادراتی مخصوص خود را معرفی کردهاند.
هماهنگی بهتر و کنترلشده توسط اتحادیه اروپا و یا سازمان تجارت جهانی (در سطح جهانی) باعث شفافیت بیشتر در خصوص کم و کیف محدودیتهای صادراتی اعمالشده خواهد بود و لغو احتمالی این محدودیتها را راحتتر و سریعتر خواهد کرد.
۳ – نقش مهم شرکتهای کوچک و متوسط در تجارت جهانی در نظر گرفته شود: پاندمیکرونا تأثیرات منفی بهخصوص بر روی شرکتهای کوچک و متوسط داشته است. این تأثیرات منفی با اقدامات دولتها تا حدودی کاهشیافتهاند. البته برای اقتصاد آلمان علاوه بر حمایت دولت، افزایش تقاضای از خارج از کشور بسیار تعیینکننده است. برای حمایت مناسب از شرکتهای کوچک و متوسط در سراسر جهان، اتاق بازرگانی بینالمللی (آی سی سی) در یک طرح ابتکاری باهمکاری سازمان همکاری و توسعه اقتصادی سازمان ملل متحد پروژهای موسوم به "عملیات نجات شرکتهای کوچک و متوسط" را شروع نموده و دستورالعملهای لازم و کاربردی را در این خصوص منتشر کرده است.
۴ – تأمین مالی برای تجارت در سطح جهانی تضمین گردد: ایجاد محدودیتها در تأمین کالا که بعضاً منجر به عدم تأمین کالا میگردد، باعث عدم پرداخت دستمزدها و امثالهم میشود که این عدم پرداخت، ضربهای سنگین بهویژه برای آن دسته از شرکتهای متوسط است که سرمایه مناسبی در اختیار ندارند. برای احیاء مجدد تجارت جهانی لازم است که شرکتهای بیمه ی صادرات و بانکهای توسعه در سراسر جهان سقف پوشش خود را افزایش داده، از تجارتهای کوچک حمایت کنند و لیست کشورهای هدف مورد حمایت را توسعه دهند.
۵ – تجارت خارجی دیجیتال شود: محدودیتها در دوران پاندمی نشان داد که بسترهای دیجیتال، در هر حوزهای که باشد، بدون هیچ اصطکاکی انجام فرایندها را تضمین میکنند. به همین دلیل لازم است که دیجیتالی شدن در حوزه تجارت خارجی و تأمین مالی با سرعت و شدت هرچه بیشتر تقویت شود.
برای رسیدن به این هدف، آلمان باید محدودیتهای قانونی موجود در استفاده از اسناد تجاری الکترونیک را لغو کند و مقررات بینالمللی مانند قوانین آنسیترال (کمیسیون حقوق تجارت بینالملل سازمان ملل) در خصوص تجارت الکترونیک را به قوانین ملی ترجیح دهد و دستآخر از ابتکار سازمان تجارت جهانی جهت انعقاد یک توافقنامه چندجانبه درباره "تجارت الکترونیک" حمایت کند.
۶ – قابلیت تطبیق سیستمهای ملی تضمین شود: الکترونیکی شدن تجارت فقط در صورتی کاملاً موفقیتآمیز خواهد بود که سیستمها و پایگاههای شرکتها، بانکها و ادارات دولتی بتوانند ارتباطات دیجیتالی باهم داشته باشند. پاندمیکرونا نشان داد که جهان تا چه حدی در قالب یک شبکه به هم وابسته است. استراتژیهای ملی گوناگون در سراسر جهان در اعمال محدودیتها برای تقابل با پاندمیباعث بروز وضعیتی بسیار ناامن و نابسامان در اقتصاد بینالمللی شده است.
جنگ تجاری بین چین و ایالاتمتحده آمریکا به این نابسامانی میافزاید. اروپا نباید بهعنوان یک بازنده از این اوضاع نابسامان بیرون آید. برای بازنده نبودن، اروپا باید منافع استراتژیک خود را تبیین کند. صرفنظر از این که ترامپ و یا بایدن رئیسجمهور آمریکا باشد.
باید به خاطر داشت سیاست اروپایی ممکن است با منافع آمریکا، چین و یا هر کشور و منطقه دیگری در تضاد کامل باشد. بدیهی است در چنین شرایطی اولویت با سیاستهای اروپایی است.
کشورهای اروپایی و رأس آنها آلمان (بهعنوان قویترین اقتصاد اروپایی) به شدت از موانعی که از سوی کشورها خصوصاً ایالاتمتحده و چین برای تجارت آزاد ایجاد میشود، انتقاد دارند. فراگیری بیماری کرونا و تأثیر آن بر اقتصاد کشورهای اروپایی باعث شد در ماههای اخیر اروپاییان بهصورت جدیتر به دنبال لغو موانع تجارت آزاد باشند.نگاه اروپا به تجارت با کشورهای دیگر خصوصاً قدرتهای بزرگ صرفاً کسب منافع اقتصادی نیست، بلکه از آن بهعنوان اهرمیبرای بسط ارزشهای اروپایی در کشورهای دیگر استفاده میکنند. این موضوع مشخصاً در خصوص رابطه تجاری اروپا و چین قابلمشاهده است.اروپاییها ترجیح میدهند بهجای اقدامات صریح و خشن ایالاتمتحده در مقابل چین، با افزایش تجارت با این کشور، طرف مقابل را به پذیرش خواسته های خود ترغیب نمایند.
موضوع دیگری که اخیراً مورد توجه بیشتر کشورهای اروپایی قرارگرفته است، تنوع بخشیدن به بازارهای منابع و مصرف است. اروپاییان سعی میکنند به منظور جلوگیری از وابستگی به چین بازارهای خود را در کل جنوب شرق آسیا توسعه دهند. با اینحال مراقب این موضوع نیز هستند که این اقدام بنحوی نباشد که واکنش منفی پکن را در برداشته باشد.
بهر حال روابط تجاری آلمان و آمریکا از یکسو و آلمان و چین از سوی دیگر مخالفان و موافقان فراوانی در داخل کشور المان دارد. درنتیجه دولت آلمان کوشیده است به نحوی توازن را در روابط اقتصادی خود با این کشورها حفظ نماید، و از سوی دیگر به نحوی با این کشورها تعامل نماید که در اکثر قریب بهاتفاق موارد، منافع اروپایی بر منافع اقتصادی صرف ارجحیت داشته باشد.