بحران تنگه هرمز و تهدید امنیت غذایی قبرس
در ۲۸ فوریه امسال، جنگ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در غرب آسیا، تنگه هرمز را به مناقشهبرانگیزترین گذرگاه آبی جهان تبدیل کرد. ظرف چند روز، رفتوآمد نفتکشها بیش از ۹۰ درصد کاهش یافت. در ۱۳ آوریل، نیروی دریایی ایالات متحده بهطور رسمی محاصره بنادر ایران را اعلام کرد. مذاکرات در اسلامآباد نیز شکست خورد. بیشتر تحلیلها این بحران را صرفاً از زاویه انرژی بررسی کردهاند اما این موضوع فقط به حوزۀ انرژی محدود نمیشود. بلکه به مسئلۀ غذا نیز مرتبط است. تنگه هرمز فقط حدود ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی مایع جهان را جابهجا نمیکند؛ بلکه بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کودهای در جهان نیز به همراه بخش بزرگی از گاز طبیعی که برای تولید بقیه این کودها استفاده میشود از این تنگه میگذرد. همین محمولهها هستند که زمینهای کشاورزی را تغذیه میکنند؛ زمینهایی که غذای ما را تولید میکنند.
سوخت فسیلیِ پنهان در مواد غذایی "وقتی تنگه هرمز بسته شد، فقط قیمت بنزین بالا نرفت؛ بلکه هزینه پنهان انرژیِ هر وعده غذایی روی هر سفره را آشکار کرد."
کشورهای حاشیه خلیج فارس نزدیک به ۴۹ درصد صادرات جهانی اوره، حدود ۳۰ درصد صادرات آمونیاک و نزدیک به نیمی از کل گوگردِ معاملهشده در جهان را تأمین میکنند. وقتی شرکت «قطر انرژی» در ماه مارس اعلام کرد که به دلیل ناتوانی در صادرات LNG خود، تولید اوره در پاییندست را متوقف میکند، اثر این تصمیم ظرف چند هفته به مزارع گندم سراسر نیمکره شمالی رسید. قیمت اورۀ گرانوله غرب آسیا از حدود ۴۵۰ دلار در هر تُن پیش از جنگ با رشد حدود ۵۰ درصدی به بیش از ۷۰۰ دلار رسید. قیمت گاز در اروپا تقریباً دو برابر شد و چون گاز طبیعی ۷۰ تا ۸۰ درصد هزینه تولید کودهای نیتروژنی را تشکیل میدهد، این دو عدد عملاً همزمان بالا میروند.
ماکسیمو توررو، اقتصاددان ارشد سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، این اختلال را «یکی از سریعترین و شدیدترین اختلالها در جریان جهانی کالاها در سالهای اخیر» توصیف کرد. برنامۀ جهانی غذای سازمان ملل (WFP) برآورد میکند که اگر قیمت نفت پس از ژوئن همچنان بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه بماند ممکن است ۴۵ میلیون نفر دیگر با گرسنگی حاد روبهرو شوند. توررو هشدار داد: «زمان در حال از دست رفتن است. ما در شرایط بحرانی هستیم. نباید اجازه دهیم این بحران به فاجعه تبدیل شود.» دلیل اینکه بحران خلیج فارس اینقدر سریع به آشپزخانهها میرسد، ساختاری است. فرایند هابر-بوش، واکنش صنعتیای که گاز طبیعی را به کود نیتروژنی مصنوعی تبدیل میکند، حدود نیمی از جمعیت زنده جهان را تغذیه میکند. اما همین فرایند بین ۱ تا ۲ درصد از کل انرژی مصرفی بشر در سال را نیز میبلعد. زنجیره غذایی ما بیسروصدا به مشتقی از بازار گاز طبیعی تبدیل شده است. در فشردهترین نظامهای کشاورزی، برای تولید تنها یک کالری غذا، به ۷ تا ۱۰ کالری انرژی فسیلی نیاز است. کشاورزی سنتی و خردهمالکی بسیار کمتر به این انرژی وابسته است. اما مدل صنعتی همان مدلی است که بخش عمده غذای در گردش در تجارت جهانی را تولید میکند؛ از جمله غلات و کنجاله سویایی که قبرس برای تغذیه دامهای خود وارد میکند. وقتی این خوراک دام را میخریم، در واقع سوخت فسیلیِ نهفته در آن را هم میخریم. برای ما، شوک هرمز بر بحرانهای ساختاری خودمان نیز آشکار شده است. قبرس بیشتر غلات خود را وارد میکند. در سال ۲۰۲۴، تولید داخلی غلات حدود ۲۹ هزار تُن بود، در حالی که میانگین تاریخی آن حدود ۱۸۰ هزار تُن است. صنعت خوراک دام ما عمدتاً بر غلات وارداتی و کنجاله سویای وارداتی متکی است؛ در حالی که اتحادیه اروپا بهطور کلی فقط حدود ۳ درصد از نیاز پروتئینی خود را در این زمینه تأمین میکند. وقتی قیمت جهانی خوراک دام بالا میرود، دامداران قبرسی سریعتر از تقریباً هر نقطه دیگر اروپا ضربۀ آن را حس میکنند.
برای قبرس، خبر خوب، وضعیت آبوهواست. زمستان ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ بارندگی چشمگیری به همراه داشته است. ذخیره آب سدها که در فوریه به سطح فاجعهبار ۱۳.۷ درصد رسیده بود، تا ۹ آوریل به ۳۵.۳ درصد افزایش یافت؛ یعنی بیش از ۱۱ واحد درصد بیشتر از مدت مشابه سال گذشته. اکنون امید به برداشت مناسب غلات وجود دارد. اما این به معنای پایان بحران ساختاری نیست. قبرس همچنان بالاترین شاخص بهرهبرداری از آب را در اتحادیه اروپا دارد یعنی ۷۱ درصد؛ در حالی که آستانۀ «کمآبی شدید» ۴۰ درصد است. دمای هوا در قبرس حدود ۲۰ درصد سریعتر از میانگین جهانی در حال افزایش است و بارندگی از سال ۱۹۰۱ تاکنون حدود ۱۵ درصد کاهش یافته است.
شیوع بیماری تب برفکی که در فوریه از شمال به منطقه لارناکا سرایت کرد، به تلف شدن بیش از ۳۰ هزار رأس دام انجامید و ممنوعیت چَرا، کشاورزان را به خوراک وارداتی وابستهتر کرد؛ درست در همان زمانی که بحران هرمز قیمت خوراک دام را بالا برد. یک بحران، بحران دیگر را عیان کرد. آمار نگرانکنندهتری نیز زیر این ماجرا نهفته است. بر اساس دادههای آژانس دارویی اروپا ESVAC قبرس به ازای هر کیلوگرم دام، بیش از هر کشور دیگری در اروپا آنتیبیوتیک دامپزشکی مصرف میکند: ۲۵۴.۷ میلیگرم به ازای هر واحد اصلاحشده جمعیتی. این رقم در ایسلند ۴.۴ و در دانمارک ۳۴ است. این عدد نشان میدهد که بخش دامداری قبرس، بیماری را نه با طراحی درست سیستم، بلکه با شیمی مدیریت میکند. تراکم، استرس و مصرف انبوه و روزمره دارو، شرایطی هستند که چنین عددی را تولید میکنند. همین شرایط نیز وقتی بیماریای مثل تب برفکی از راه میرسد، آن را به فاجعه تبدیل میکند.
الگوی مشابهی در بخش زراعت نیز دیده میشود. ۹۹ درصد آفتکشهای مصنوعی از مشتقات نفتی ساخته میشوند؛ یعنی آنها نیز نوعی سوخت فسیلی پنهان در غذای ما هستند. طبق دادههای یورواستات، قبرس دومین مصرفکننده بزرگ آفتکش به ازای هر هکتار در اتحادیه اروپا است. هرچند جزیره در حرکت بهسوی اهداف کشاورزی ارگانیک پیشرفتهایی داشته اما میراث مصرف سنگین آفتکش همچنان پابرجاست. دادههای تاریخی نشان میدهند میزان باقیماندۀ سموم در محصولات قبرس، پنج برابر میانگین اتحادیه اروپا بوده است. پژوهشی داوریشده از پروژه Organiko LIFE+ که در نشریه PLOS One منتشر شد، نشان داد که تغییر رژیم غذایی کودکان دبستانی قبرس به رژیم ارگانیک، بهطور معناداری نشانگرهای زیستی آفتکش را در ادرار آنها کاهش داده و استرس اکسیداتیو را نیز پایین آورده است. وقتی نهادهها از نفت مشتق میشوند، هزینه سلامت فقط زیستمحیطی نیست؛ شخصی است، و میتوان آن را در بدن کودکانمان اندازه گرفت.
راهحل چیست؟ راهحل نه بازگشت به کشاورزی معیشتی بلکه بکارگیری مجموعهای از شیوههای کشاورزیِ مستند و آزمودهشده است که وابستگی یک کشاورز قبرسی را به عبور یک کشتی کانتینری در منطقۀ جنگی کاهش میدهد. نخست از خاک شروع کنیم. در کشاورزی بدون شخم، بذر مستقیماً در خاکِ دستنخورده کاشته میشود، نه در زمینی که شخم خورده است. این روش، نسبت به شخم سنتی، مصرف سوخت را بین ۵۰ تا ۸۰ درصد کاهش میدهد. اما مزایای آن فقط به صرفهجویی در سوخت محدود نمیشود.
در آزمایشهای مزرعهای مدیترانهای، ثابت شده که سامانههای بدون شخم، رطوبت خاک را بهمراتب بهتر از زمین شخمخورده حفظ میکنند. پژوهشهای انجامشده روی گندم دوروم در جنوب ایتالیا نشان دادهاند که وقتی بارندگی در طول فصل رشد به زیر ۳۰۰ میلیمتر میرسد، روش بدون شخم عملکرد بهتری از شخم سنتی دارد. مطالعات مدلسازی در زمینهای دیم تخمین زدهاند که تنها بهدلیل بهبود رطوبت خاک در بهار، عملکرد گندم میتواند بین ۲۱ تا ۲۶ درصد افزایش یابد. برای جزیرهای که محدودیت اصلی کشاورزیاش آب است، این موضوع به اندازه هر سد یا آبشیرینکن اهمیت دارد. کشاورزی بدون شخم همچنین در طول زمان مواد آلی خاک را افزایش میدهد. در خاکهای فقیر شرق مدیترانه که معمولاً کمتر از ۱ درصد ماده آلی دارند، حتی افزایش اندک کربن آلی مستقیماً به بهبود نگهداری آب و چرخه مواد مغذی منجر میشود. این روند سریع نیست، اما اثر آن تجمعی است. در خاکهای دشت مساوریا و بخش بزرگی از قبرس، هر یک درصد افزایش ماده آلی میتواند فقط در لایه سطحی خاک، بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار لیتر آب بیشتر در هر هکتار نگه دارد. در کشوری که آب را سهمیهبندی میکند، این افزایش ناچیز نیست. سپس نوبت نیتروژن است. حبوبات، از طریق همزیستی با باکتریهای ریزوبیوم، نیتروژن هوا را بهطور رایگان وارد خاک میکنند؛ بسته به گونه و شرایط و با نرخی بین ۵۰ تا بیش از ۲۰۰ کیلوگرم در هر هکتار در سال. مخلوط ماشک-جو، ماشک-جو دوسر، باقلا، نخود و عدس، همگی در شرایط قبرس بهخوبی رشد میکنند و تا همین چند دهه پیش بخشی از تناوب سنتی زراعی جزیره بودند. هر کیلوگرم نیتروژنی که بهطور زیستی تثبیت میشود، یک کیلوگرم نیتروژنی است که دیگر از گاز طبیعی تولید نشده، از تنگۀ هرمز که مورد مناقشه است عبور نکرده و اسیر نوسانات بازار جهانی کالاها نشده است. بعد نوبت دامهاست. در نظامهای تلفیقی زراعت و دامداری، جایی که دامها در چرخه زراعی در زمینها بهصورت گردشی چرا میکنند، چرخه مواد مغذی بسته میشود. دامها بقایای محصول و گیاهان پوششی را به کود دامی تبدیل میکنند؛ کود دامی زیست خاک را تغذیه میکند و زیست خاک، محصول بعدی را. دامها هم سود میبرند: چَرای گردشی چرخه انگلها را میشکند، استرس مزمن را کاهش میدهد و در نتیجه نیاز به آنتیبیوتیکهای دائمی را کم میکند.
تا نیمه دوم قرن بیستم، بیشتر کشاورزی قبرس به همین شیوه انجام میشد. و طبق یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۲ در حوزه اقتصاد بومشناختی، این روش بهطور متوسط حتی با در نظر گرفتن هزینه کار بیشتر، سودآورتر از تککشتی متعارف است.در قبرس درختی هست که دیگر آن را جدی نمیگیریم:خرنوب. آرد غلاف خرنوب، که مؤسسه تحقیقات کشاورزی نیکوزیا از دهه ۱۹۶۰ آن را بررسی کرده بود، میتواند بدون تأثیر بر رشد یا کیفیت گوشت، تا یکچهارم جو مصرفی در جیرۀ برهها را جایگزین کند و تا یکسوم جیرۀ گوسالهها و بزها را نیز. تاننهای متراکم آن حتی انگلهای دستگاه گوارش را هم از بین میبرند.سطح زیر کشت خرنوب در سراسر مدیترانه در این قرن حدود ۶۵ درصد کاهش یافته است. قبرس زمانی این درخت را «طلای سیاه» خود مینامید. خرنوب در برابر خشکی مقاوم است، مکمل پروتئینی است، در فقیرترین خاکهای قبرس رشد میکند و بدون آبیاری دوام میآورد. بازگرداندن آن نوستالژی نیست؛ زیرساخت است.
امنیت غذایی یعنی امنیت انرژی
درس عمیقتر هفت هفته گذشته، همان درسی است که هنوز بهدرستی درک نکردهایم. در بیشتر تاریخ بشر، غذا وابسته به خورشید بود. فتوسنتز، نور خورشید را جذب میکرد، حیوانات، گیاه میخوردند، انسانها هر دو را و حاصلخیزی خاک با تناوب، کود دامی و حبوبات حفظ میشد. اما در قرن بیستم، بخش بزرگی از این نظام خورشیدی را با یک نظام فسیلی جایگزین کردیم. کالریهای بشقاب ما اکنون بهطور نامرئی حامل گاز قطری، اورۀ ایرانی، و گازوئیلی هستند که در مزرعهای در اوکراین سوزانده شده است. وقتی این زنجیره تأمین درست کار میکند، همهچیز فراوان و ارزان به نظر میرسد. وقتی از کار میافتد، شکنندگی آن یکشبه آشکار میشود. امنیت غذایی در قرن بیستویکم، در بنیاد خود، امنیت انرژی است. کشوری که کود خود را وارد میکند، در واقع آبوهوای خود را نیز وارد میکند. کشوری که نیتروژن خود را از طریق حبوبات، دام و درخت تولید میکند، کمتر اسیر جنگهای دیگران است. قبرس هرگز بهطور کامل خودکفا نخواهد شد. هیچ جزیرۀ کوچکی نمیشود. اما فاصله میان وابستگی مطلق و خودمختاری معقول، نه ایدئولوژیک است و نه دور از دسترس. این مسیر از خاک زیر پای ما آغاز میشود و از چند گونه گیاهی، از جمله خرنوب، که خیلی پیش از آنکه کسی نام هرمز را شنیده باشد، این جزیره را تغذیه میکردند.
این مقاله که در روزنامه سایپرس میل نیز درج شده است ، توسط نیکولا نتین مدیر عاملBio- Solea موسسه ای که در زمینه مهندسی محیط زیست ، زیست شناسی خاک و کشاورزی ارگانیک فعالیت دارد و تجارب تخصصی مختلفی در بخش های حفاظت محیط زیست ، توسعه پایدار ، مدیریت پسماند و کشاورزی ارگانیک دارد. وی در حال حاضر مدیر پروژه چند رشته ای Bio- Solea در کوهستان ترودوس قبرس است.
https://cyprus-mail.com/2026/05/06/the-fossil-fuel-underneath-your-food