تحول نگرش مصرفکنندگان و گردشگران بلژیکی نسبت به آمریکا بر پایه جدیدترین دادههای افکارسنجی
دادههای تازه افکارسنجی در بلژیک نشان میدهد بخشی از جامعه این کشور در واکنش به تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی جهانی، در حال بازنگری در الگوهای مصرف، پسانداز و تصمیمات اقتصادی خود است. نتایج نظرسنجیها از کاهش خرید برخی محصولات آمریکایی، افزایش احتیاط در هزینهکرد خانوارها و اهمیت بیشتر منشأ کالا در انتخابهای مصرفی حکایت دارد. سطح بالای نگرانی نسبت به وضعیت بینالمللی نیز نشان میدهد این تغییرات صرفاً واکنشی مقطعی نیست، بلکه بخشی از سازگاری اجتماعی با فضای نااطمینانی گستردهتر در اقتصاد و سیاست جهانی است. بر اساس یافتههای موجود، حدود یکچهارم پاسخدهندگان اعلام کردهاند مصرف محصولات آمریکایی را کاهش دادهاند و بخشی قابل توجه نیز محدود شدن سرمایهگذاری شرکتهای اروپایی در بازار آمریکا را ترجیح میدهند.
مقدمه
تحلیل دادههای افکارسنجی اخیر در بلژیک نشان میدهد بخشی از جامعه این کشور در حال بازتعریف رفتار اقتصادی و ترجیحات مصرفی خود در واکنش به شرایط سیاسی و ژئوپلیتیکی بینالمللی است. نتایج نظرسنجیها حاکی از آن است که ملاحظات سیاسی و ادراکی، بیش از گذشته در تصمیمات روزمره شهروندان - از انتخاب کالا تا برنامهریزی سفر- اثرگذار شدهاند. این تحول اگرچه هنوز به سطح یک تغییر ساختاری فراگیر نرسیده، اما از منظر روندشناسی اجتماعی و اقتصاد سیاسی اروپا قابل توجه است، زیرا نشان میدهد فضای سیاسی بینالمللی مستقیماً در رفتار اقتصادی شهروندان اروپایی بازتاب پیدا میکند.
تغییر در الگوی مصرف و سرمایهگذاری؛ از منطق اقتصادی به منطق ادراکی
یکی از مهمترین دادههای موجود، نظرسنجی انجامشده به سفارش شرکت بیمهای AG Insurance است که بین ۳۰ ژانویه تا ۶ فوریه ۲۰۲۶ و با نمونهای متشکل از حدود هزار شهروند بالغ بلژیکی انجام شده است. یافتههای این نظرسنجی نشان میدهد حدود 25 درصد از پاسخدهندگان اعلام کردهاند خرید محصولات آمریکایی را کاهش دادهاند، در حالیکه بخش قابل توجهی نیز معتقدند شرکتهای بلژیکی و اروپایی باید میزان سرمایهگذاری خود را در بازار آمریکا محدودتر کنند. دادهها همزمان از کاهش تمایل برخی سرمایهگذاران خرد به نگهداری داراییهای دلاری یا سهام آمریکایی حکایت دارد.
نتایج این مطالعه همچنین بیانگر سطح بالای نگرانی عمومی نسبت به تحولات بینالمللی است؛ بهگونهای که بیش از 88 درصد از پاسخدهندگان خود را نسبت به وضعیت جهانی نگران توصیف کردهاند. این نگرانیها بهطور مستقیم در رفتار اقتصادی خانوارها بازتاب یافته و در قالب کاهش هزینههای غیرضروری، احتیاط بیشتر در الگوهای پسانداز و بازنگری در مخارج مصرفی، از جمله سفر مشاهده میشود. مجموعه این دادهها نشان میدهد تصمیمات اقتصادی بخشی از جامعه دیگر صرفاً بر پایه ملاحظات قیمت و کیفیت اتخاذ نمیشود، بلکه ادراکات سیاسی و ارزیابی ریسکهای ژئوپلیتیکی نیز به عوامل اثرگذار تبدیل شدهاند. در نتیجه، تغییر در الگوی مصرف را نمیتوان صرفاً به موضوع کالاهای آمریکایی محدود کرد، بلکه باید آن را بخشی از واکنش گستردهتر جامعه به فضای نااطمینانی حاکم بر اقتصاد و سیاست جهانی دانست.
در کنار این دادهها، نظرسنجی مستقل دیگری که توسط مؤسسه افکارسنجی Kantar در آوریل ۲۰۲۵ انجام شده، تصویری تکمیلی ارائه میکند. در این مطالعه، بیش از نیمی از پاسخدهندگان اهمیت منشأ کالا را در تصمیم خرید خود تأیید کردهاند و بخش قابل توجهی اعلام کردهاند که به طور فعال از خرید محصولات آمریکایی اجتناب میکنند. نکته معنادار آن است که بسیاری از پاسخدهندگان چنین پرهیزی را «آسان» توصیف کردهاند که نشان میدهد جایگزینهای اروپایی یا محلی برای بخش قابل توجهی از کالاهای آمریکایی در دسترس است. این یافته از منظر اقتصاد سیاسی، نشانهای از افزایش گرایش به مصرف محلی و اروپایی در چارچوب ذهنی استقلال اقتصادی تلقی میشود.
بازتعریف انتخابهای سفر؛ گردشگری در سایه ادراکات ژئوپلیتیکی
همزمان با تغییر رفتار مصرفی، حوزه گردشگری نیز روند مشابهی را نشان میدهد. دادههای منتشرشده از سوی فعالان بازار سفر در بلژیک و مؤسسات تحلیل صنعت گردشگری نشان میدهد تمایل شهروندان بلژیکی برای سفر به ایالات متحده آمریکا کاهش یافته است. تحلیلهای بخش گردشگری بیان میکند که پس از دورهای از رشد اولیه رزروها، تقاضای جدید برای سفر به آمریکا کاهش یافته و مسافران رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کردهاند. طبق برآوردهای مؤسسه Tourism Economics، پیشبینی رشد ورود گردشگران بینالمللی به آمریکا به کاهش تبدیل شده و رزروهای هتل از اروپا افت معناداری را تجربه کرده است. این روند در اظهارات شرکتهای گردشگری از جمله TUI و فدراسیون گردشگری بلژیک نیز بازتاب یافته است.
از منظر تحلیلی، این دو روند را میتوان در چارچوب سیاسیشدن رفتار اقتصادی توضیح داد. انتخاب کالا یا مقصد سفر دیگر صرفاً تابع قیمت، کیفیت یا جذابیت فرهنگی نیست، بلکه به بازتابی از ارزیابیهای سیاسی و ارزشمحور تبدیل میشود. مصرفکننده بلژیکی بهتدریج در حال لحاظ کردن ریسک ژئوپلیتیک، فضای سیاسی کشور مقصد و تصویر بینالمللی آن در تصمیمات اقتصادی روزمره خود است. در چنین شرایطی، سیاست داخلی قدرتهای بزرگ میتواند مستقیماً بر ترجیحات مصرفی شهروندان اروپایی اثر بگذارد؛ موضوعی که در سالهای گذشته کمتر در این سطح مشاهده شده بود.
جمع بندی تحلیلی
در سطح کلان، روندهای مشاهدهشده را میتوان در امتداد بحث فزاینده درباره «استقلال راهبردی اروپا» ارزیابی کرد؛ مفهومیکه طی سالهای اخیر از سطح سیاستگذاری رسمیبه حوزه ادراکات اجتماعی نیز نفوذ کرده است. هرچند نتایج افکارسنجیها مستقیماً به معنای شکلگیری سیاستهای جدید نیست، اما افزایش حساسیت مصرفکنندگان نسبت به منشأ کالا، ترجیح نسبی به محصولات اروپایی و کاهش جذابیت برخی مقاصد سفر خارجی، نشانههایی از تغییر محیط ذهنی بازار محسوب میشود. استمرار چنین روندی میتواند در میانمدت بر رفتار بازیگران اقتصادی، از جمله راهبردهای بازاریابی شرکتهای چندملیتی، الگوهای سرمایهگذاری و حتی زنجیرههای تأمین اثرگذار باشد و فشار تدریجی بر برندهای آمریکایی برای بازتعریف جایگاه خود در بازار اروپا ایجاد کند.
در عین حال، تحلیل دقیق این دادهها مستلزم احتیاط روششناختی است. افکارسنجیها بهشدت تحت تأثیر فضای سیاسی مقطعی قرار دارند و لزوماً بیانگر تغییرات ساختاری یا بلندمدت نیستند. بخشی از پاسخها میتواند بازتاب واکنشهای احساسی یا ادراکات کوتاهمدت باشد و در صورت تغییر شرایط سیاسی یا اقتصادی، امکان بازگشت رفتارهای مصرفی به الگوهای پیشین وجود دارد. با این حال، همزمانی نشانههای مشابه در دو حوزه مستقل- مصرف کالا و انتخاب مقصد سفر- اهمیت این روند را افزایش میدهد، زیرا بیانگر نوعی همگرایی ادراکی در بخشی از جامعه اروپایی است. به بیان دیگر، آنچه مشاهده میشود نه یک تغییر ناگهانی، بلکه فرایندی تدریجی در بازتعریف تصویر ذهنی اروپا نسبت به ایالات متحده است؛ فرایندی که در صورت تداوم میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه اقتصادی داشته و بر لایه اجتماعی روابط فراآتلانتیکی نیز اثر بگذارد، لایهای که همواره یکی از ستونهای پیوند اروپا و آمریکا محسوب میشد.
- از منظر اقتصاد سیاسی، دادههای موجود نشان میدهد روابط فراآتلانتیکی بهتدریج از سطح صرفاً دولتی فراتر رفته و وارد لایه اجتماعی و رفتاری شده است؛ بهگونهای که تصمیمات اقتصادی شهروندان عادی نیز تحت تأثیر ملاحظات سیاسی، ادراکی و هویتی قرار میگیرد. این روند را میتوان نشانهای از سیاسیشدن حوزههایی دانست که پیشتر عمدتاً تابع منطق کارایی اقتصادی بودند.
- حساسیت فزاینده نسبت به منشأ کالا و تصویر سیاسی کشورها حاکی از آن است که جهانیشدن اقتصادی در حال ورود به مرحلهای جدید است که در آن رقابتهای ژئوپلیتیکی به عرصه مصرف، سرمایهگذاری و گردشگری نیز منتقل شده است. در چنین چارچوبی، برندها و مقاصد سفر صرفاً انتخابهای اقتصادی یا فرهنگی تلقی نمیشوند، بلکه حامل معانی سیاسی و نمادین نیز هستند.
- در سطح کلان، این تحولات میتواند به تقویت تدریجی گفتمان استقلال اقتصادی اروپا کمک کند، زیرا همسویی رفتار اجتماعی با روایتهای راهبردی، امکان تحقق عملی آنها را افزایش میدهد. در صورت تداوم این روند، شرکتهای آمریکایی برای حفظ جایگاه خود در بازار اروپا ناگزیر به بازتنظیم راهبردهای ارتباطی و تصویر برند خواهند بود، چراکه چالش اصلی بیش از آنکه اقتصادی باشد، جنبه ادراکی و اعتباری پیدا کرده است.
- در نهایت، آنچه قابل مشاهده است حرکت تدریجی از الگوی جهانیسازی مبتنی بر کارایی اقتصادی به سوی نظمی چندقطبیتر است که در آن ملاحظات امنیتی، هویتی و سیاسی به بخشی از منطق تصمیمگیری اقتصادی در سطح جامعه تبدیل میشود.
منبع:
https://newsroom.ag.be/9-op-10-belgen-ongerust-over-internationale-situatie-impact-op-koop-en-spaargedrag
https://www.belganewsagency.eu/one-in-four-belgians-is-buying-fewer-american-products-survey-finds
https://www.tourismeconomics.com/press/latest-research/us-international-inbound-travel-remains-weak-in-2025/