رشد شیلی در دام حرکت گازانبری چین و ایالات متحده گرفتار شده است
نگاهی روشن به پتانسیل رشد اقتصاد شیلی مستلزم تحلیل کاملی از روندهای ساختاری در تقسیم کار بینالمللی است. به طور خاص، درک نقشی که چین و ایالات متحده در جریانهای تجارت جهانی ایفا میکنند - و به طور فزایندهای ایفا خواهند کرد - ضروری است. این نشان میدهد که فضای مانور شیلی در حال حاضر کاملاً محدود است.
اول چین
اکنون تحلیل فشاری که رشد چشمگیر تولید چین بر ایالات متحده و اروپا وارد میکند، امری عادی است. این فشار به عنوان شوک چین شناخته میشود.یک مطالعه قابل توجه توسط موسسه اقتصاد بینالملل پترسون( فشار مرکانتیلیستی چین بر کشورهای در حال توسعه ) یک قدم فراتر میرود، نشان میدهد که این انگیزه صادراتی - این سیاست مرکانتیلیسم - به کشورهای متعدد با درآمد متوسط آسیب بیشتری میرساند.
توسعه اقتصادی اغلب به عنوان نردبانی تصویر میشود که باید از آن بالا رفت: این نردبان با بخش اولیه (کشاورزی و مواد اولیه) شروع میشود، سپس به صنعت میرسد و در نهایت به خدمات با ارزش افزوده بالا میرسد که در نهایت در بازار بینالمللی معامله میشود. اما مزیت عظیمیکه چین در بخش تولید به دست آورده است، پله دوم این نردبان را برای بسیاری از کشورها از بین میبرد. هم بازارهای داخلی آنها و هم بازار چین و همچنین بازارهای شخص ثالث، در حال نزدیک شدن به آنها هستند. برتری چین آنقدر قابل توجه است که با هزینههای نیروی کار کمتر یا مالیات مطلوبتر نمیتوان آن را از بین برد. نوعی سقف شیشهای در اطراف آنها در حال شکلگیری است، همانطور که در ترکیه، برزیل و آرژانتین دیده میشود - دو کشور آخر در محصولات کشاورزی قوی هستند، اما بخش تولید قابل توجهی دارند که حفظ آن دشوار خواهد بود.
موقعیت شیلی منحصر به فرد است، زیرا نقاط قوت آن در کشاورزی و مهمتر از همه، معدن نهفته است - دقیقاً دو تنها بخشی که چین در آنها کسری تجاری دارد. شیلی مدتها پیش بخش تولید خود را از طریق سیاست آزادسازی شدید تجارت رها کرد و بنابراین، کمتر از هجوم محصولات چینی رنج میبرد. این امر یک همافزایی طبیعی توسعه مشترک بین دو کشور ایجاد میکند که در نگاه به گذشته، تصمیم پرهزینه برای باز کردن تجارت خود را توجیه میکند. این یک نکته استراتژیک مهم است.
اما این مزیت، انتظار پیشرفت چشمگیر در بخش صنعت را برای شیلی امروز بسیار دشوار میکند. حتی برای شروع باز کردن درها به روی محصولات انرژیبر، انقلابی در انرژی پاک مورد نیاز است. این یک قمار قابل توجه است، اما واضح است که این یک کارت برای بازی در هر سیاست صنعتی در کشور ماست.
بازوی دیگر جنبش گازانبری از ایالات متحده میآید. بخش فناوری آن در حال شکوفایی است. ریکاردو هاوسمن و آندرس ولاسکو در مقالهای قابل توجه ، تسلطی را که این کشور در زمینه فناوریهای دیجیتال در حال تثبیت است، نشان میدهند. این امر احتمالاً کل بخش خدمات با ارزش افزوده بالا را مختل کرده و ایالات متحده را به صادرکننده اصلی در آن حوزه تبدیل خواهد کرد. به عنوان مثال، این یک چالش برای اروپا است - که آن هم شوک چین را تجربه میکند - همانطور که در همین صفحات اشاره کردم .
اما این امر همچنین بر رشد شیلی فشار وارد میکند، که عبور از مرحله گمشده - صنعت - برای رسیدن به بخش خدمات، حداقل خدمات قابل تجارت بینالمللی، را دشوار خواهد کرد. شیلی بدون شک از دستاوردهای بهرهوری که هوش مصنوعی به همراه خواهد داشت، بهرهمند خواهد شد، اما این پتانسیل در بخشهای ترجیحی آن - کالاهای کشاورزی و معدنی - ضعیف است.
شکاف فزاینده بهرهوری
نکته مهم اینجاست: محصولات صنعتی و دیجیتال نوآوریهای مداوم و به همراه آن رشد بهرهوری قوی را تجربه میکنند، در حالی که سودها ذاتاً در کشاورزی و معدن کمتر است. به عبارت دیگر، شکاف فزایندهای بین نرخ بهرهوری محصولاتی که شیلی قادر به تولید آنهاست و محصولاتی که مجبور به واردات آنها است، ایجاد خواهد شد.
توجه! این، به هیچ وجه، برای شیلی یک بلا نیست، زیرا افزایش بهرهوری به معنای یک روند نزولی ساختاری در قیمت محصولات تولیدی و فناوری و برعکس، افزایش نسبی قیمت محصولات معدنی و کشاورزی است. بنابراین، قدرت خرید شیلیاییها برای محصولاتی که تحت سلطه تولیدکنندگان چینی و آمریکایی هستند، افزایش خواهد یافت و تا حدی عقبماندگی آنها را از نظر بهرهوری و نوآوری جبران خواهد کرد (یادداشت داخلی در میان اقتصاددانان: این مکانیسم که در دهه ۱۹۶۰ کشف شد، با نامهایی مانند بامول، بالاسا، ساموئلسون و بعدها کروگمن مرتبط است.)
این یک محدودیت است، نه یک فاجعه. هنوز دستاوردهای فنی در بخشهای کشاورزی و معدن وجود دارد که مستلزم حمایت ویژه از سرمایهگذاری است (هدفمندتر از کاهش عمومی مالیات شرکتها) پیچیدگی فنی همچنین به معنای پرسنل واجد شرایط و حقوق خوب است. اگر این موارد مختص ایالات متحده و چین باشد، شرمآور خواهد بود. به نظر میرسد دو موضوع دیگر برای یک سیاست طرفدار رشد برجسته هستند: سرمایهگذاری گسترده در سیستم آموزشی منسوخشده فعلی برای جذب شرکتهای تابعه گروههای بزرگ دیجیتال به شیلی در درازمدت، و چرا که نه، شرکتهای محلی در این بخش نیز؛ و سرمایهگذاری فعال در انرژی سبز برای ایجاد فرصتی برای بهبود صنعتی، چیزی که به خوبی شایسته بخشی از ۴ میلیارد دلاری است که پروژه «اصلاحات بزرگ» از بودجه عمومی هزینه میکند.
نویسنده: فرانسوا مونیه ا قتصاددان، استاد امور مالی ، (پاریس ENSAE – )
https://www.elmostrador.cl/noticias/opinion/columnas/2026/05/25/el-crecimiento-chileno-atrapado-en-la-tenaza-china-estados-unidos/