نقش طلا در اقتصاد کشورهای غرب آفریقا
طلا یکی از جذابترین مواد معدنی برای سرمایهگذاری است، اما سایر مواد معدنی مانند بوکسیت، منگنز، سنگ آهن و فسفات نیز در مقادیر بالا در منطقه غرب آفریقا در دسترس هستند و به عنوان منابع اقتصادی در این منطقه به شمار میروند.
منطقه غرب آفریقا سرشار از مواد معدنی است که آن را به یکی از مهمترین مناطق زمین شناسی در جهان تبدیل کرده است. جایی که فلزات گرانبها و صنعتی در سازههای زمین شناسی باستانی آن در هم میآمیزند. در این میان، طلا همیشه در خط مقدم فلزات مورد علاقه و بسترهای جذب سرمایهگذاری در این منطقه بوده است.
اگرچه طلا یکی از جذابترین مواد معدنی برای سرمایهگذاری است، اما سایر مواد معدنی مانند بوکسیت، منگنز، سنگ آهن و فسفات در مقادیر بسیار زیادی در منطقه غرب آفریقا در دسترس هستند و به عنوان منابع اقتصادی در این منطقه به شمار میروند که اهمیت کمتری از طلا ندارند. به عنوان مثال، بوکسیت سنگ بنای صنعت آلومینیوم است و کشورهایی مانند گینه، دارای مقادیر زیادی از آن هستند که آنها را در زمره بزرگترین تولیدکنندگان جهان قرار میدهد. منگنز که صنعت فولاد به آن وابسته است، در غنا و ساحل عاج در مقادیری یافت میشود که این منطقه را به یک بازیگر اصلی در این بخش تبدیل میکند. در مورد سنگ آهن، موریتانی دارای منابع عظیمی از آن است، در حالی که سنگال منبع اصلی فسفات به شمار میرود که اساس صنعت جهانی کود را تشکیل میدهد.
با این حال، با وجود این فراوانی معدنی، طلا به چند دلیل همچنان بیشترین بهرهبرداری و جذابیت را برای سرمایهگذاران در این منطقه دارد:
اول، به دلیل نقدینگی بالای طلا در بازارهای مالی جهانی در مقایسه با فلزات صنعتی که آن را به پناهگاهی امن برای سرمایهگذاران، بهویژه در زمانهای آشفتگی اقتصادی تبدیل میکند.
دوم، سابقه طولانی استخراج طلا در منطقه که به ایجاد زیرساختهای اکتشافی و معدنی پیشرفتهتری نسبت به سایر صنایع معدنی کمک کرده است.
سوم، سیاستهای دولتهای این منطقه عموما منابع را به سمت توسعه بخش طلا به دلیل بازده مالی سریع آن هدایت کرده اند، در حالی که سایر فلزات به سرمایهگذاریهای عظیم و دورههای طولانیتر برای دستیابی به بازده مالی نیاز دارند.
- فراوانی نسبی طلا در مقایسه با سایر مواد معدنی در غرب آفریقا
غرب آفریقا یکی از غنیترین مناطق جهان از نظر منابع معدنی است. این منطقه سرشار از تنوع زمین شناسی استثنایی است که آن را به بستر بسیاری از مواد معدنی گرانبها و صنعتی تبدیل کرده است. تصویر این منطقه از قدیم الایام با طلا همراه بوده است. کشورهایی مانند غنا، مالی و بورکینافاسو به عنوان تولیدکنندگان عمده طلای آفریقا برجسته هستند. در همین رابطه، تخمین زده میشود که غرب آفریقا تقریباً 10.8 درصد از تولید جهانی طلا را به خود اختصاص داده است که این امر موقعیت این منطقه را به عنوان یکی از مقاصد اصلی برای سرمایهگذاری در حوزه طلا تثبیت کرده است.
اگرچه طلا بیشترین توجه را در منطقه غرب آفریقا به خود جلب میکند، سایر مواد معدنی نیز در این منطقه در مقادیر بسیار زیادی وجود دارند که گاهی اوقات حتی از نظر فراوانی زمین شناسی از طلا پیشی میگیرند. به عنوان مثال، گینه دارای بزرگترین ذخایر بوکسیت در جهان است که ماده اولیه برای تولید آلومینیوم است. ذخایر آن تقریباً 7.4 میلیارد تن است که آن را به یکی از بازیگران اصلی در بازار جهانی این فلز تبدیل میکند. همچنین موریتانی دارای ذخایر عظیم سنگ آهن است که بیش از 1.5 میلیارد تن تخمین زده میشود که یک عنصر ضروری در صنعت فولاد به شمار میرود. سنگال نیز یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فسفات در آفریقا است که به عنوان یک ماده معدنی استراتژیک در صنعت کشاورزی و کود مورد توجه میباشد.
با وجود این فراوانی، سطح بهرهبرداری از این منابع به طور قابل توجهی متفاوت است. در حالی که طلا دارای زیرساختهای پیچیده اکتشاف و استخراج است، استخراج سایر مواد معدنی مستلزم سرمایهگذاری عظیم در زیرساختها و فناوری میباشد و این امر مانع از بهرهبرداری واقعی از آنها است. علاوه بر این، چالشهای لجستیکی و سیاسی در بسیاری از کشورهای منطقه غرب آفریقا همچنان مانعی برای توسعه بخش معدنی غیرطلا است. همچنین برخی از کشورها فاقد شبکههای حمل و نقل مدرن و امکانات تولیدی هستند که قادر به تبدیل مواد خام به محصولات با ارزش افزوده باشند.
- اهمیت اقتصادی طلا در مقایسه با سایر فلزات
طلا برای مدت طولانی ستون فقرات اقتصاد بسیاری از کشورهای غرب آفریقا بوده است؛ به طوری که به عنوان منبع اصلی ارز خارجی و عامل مهمی در تقویت بودجه عمومی به شمار میرود. در مالی، بخش معدن یکی از محرکهای اصلی اقتصاد است. طلا تقریباً 75 درصد از کل صادرات این کشور را تشکیل میدهد و مالی را با میانگین تولید سالانه بیش از 67 تن به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان آفریقا تبدیل کرده است. تأثیر اقتصادی طلا به وضوح در غنا، به عنوان رتبه نخست تولید طلا در آفریقا، مشهود است. طلا بیش از 48 درصد از کل صادرات غنا را تشکیل میدهد و درآمدهای کلانی را برای دولت فراهم میکند و به عنوان منبع اصلی پیشبرد برنامههای توسعه در این کشور به شمار میرود.
در مقابل، با وجود پتانسیل عظیم منطقه برای سایر مواد معدنی، سهم اقتصادی آنها در مقایسه با طلا محدود است. گینه که دارای بزرگترین ذخایر بوکسیت در جهان است، علیرغم صادرات میلیونها تن سالانه، همچنان از بازده مالی پایینی در این رابطه رنج میبرد. این امر به دلیل عدم وجود کارخانههای داخلی برای تبدیل مواد اولیه به آلومینیوم نهایی است که آنها را مجبور به صادرات مواد اولیه با ارزش افزوده کمتر میکند. همین امر در مورد سنگ آهن در موریتانی نیز صدق میکند که عمدتاً بدون تولید داخلی قابل توجه، به صورت خام به بازارهای اروپایی صادر میشود.
از دیگر سو، تفاوت اساسی طلا با سایر فلزات، سهولت بازاریابی طلا و تبدیل آن به پول نقد است. طلا یک پناهگاه امن جهانی برای سرمایهگذاران است و در مقایسه با فلزات صنعتی که مستقیماً تحت تأثیر نوسانات تقاضای صنعتی و هزینههای بالای لجستیک قرار دارند، برای سرمایهگذاری جذابتر میباشد.
این واقعیت باعث میشود که دولتهای منطقه غرب آفریقا، توسعه بخش طلا، به هزینه سایر مواد معدنی را ترجیح دهند و بر آن تمرکز کنند. با این حال، اتکای مستمر به طلا، بدون ایجاد تنوع در منابع اقتصادی میتواند منجر به مشکلات آینده برای کشورهای منطقه غرب آفریقا شود؛ به ویژه اگر قیمت طلا در سطح جهانی کاهش یا چالشهای سیاسی و امنیتی پیرامون این صنعت افزایش یابد.
- چالشها و فرصتها در صنعت طلا در غرب آفریقا
علیرغم دستاوردهای اقتصادی عظیم و سریع طلا، صنعت آن با چالشهای اساسی مواجه است که پایداری آن را تهدید میکند. استخراج غیرقانونی معدن یکی از برجستهترین این چالشهاست. تخمین زده میشود که بیش از 30 درصد از طلای تولید شده در کشورهایی مانند مالی و بورکینافاسو از طریق کانالهای غیررسمی قاچاق میشود و دولتها را از درآمدهای مالی هنگفتی که میتواند برای پروژههای توسعهای استفاده شود محروم میکند. این فعالیت غیرقانونی، ضمن تاثیر بر درآمدهای دولت، به گسترش شیوههای بهرهبرداری منفی، بهویژه در میان جوامع محلی که بدون توجه به مسائل حقوقی و زیست محیطی به استخراج معادن میپردازند، منجر میشود.
علاوه بر این، بی ثباتی سیاسی در برخی از کشورهای غرب آفریقا مانع بزرگی برای ادامه سرمایهگذاری در بخش طلا است و این نگرانی (بیثباتی سیاسی) سرمایهگذاران را محتاط نموده و منجر به کندی برخی از پروژهها شده است. این تغییرات سیاسی، خطرات سرمایهگذاری در این بخش را افزایش میدهد که ممکن است بر سطوح تولید در آینده تأثیر بگذارد.
با وجود این چالشها، به نظر میرسد که هنوز فرصتهای قابل توجهی برای تقویت صنعت طلا در منطقه غرب آفریقا وجود دارد. دولتهای این منطقه با اتخاذ سیاستهای نظارتی شفافتر و منصفانهتر که توزیع عادلانه درآمد را بین دولت، شرکتها و جوامع محلی تضمین کند، میتوانند به تقویت این بخش کمک نمایند. بخشی از عواید نیز میتواند برای ایجاد صندوقهای مستقل برای توسعه سایر بخشهای اقتصادی، کمک به تنوع اقتصادی و رشد پایدار استفاده شود. لیکن به نظر میرسد، برای قرار گرفتن در مسیر توسعه در حوزه معدنی، تفکر نخبگان سیاسی و اقتصادی کشورهای این مطقه نبایستی تنها به بهبود بهرهبرداری از طلا محدود شود، بلکه باید شامل نحوه استفاده از درآمدها برای توسعه سایر بخشهای معدنی، ایجاد اقتصاد متعادل تر و کاهش خطرات اقتصادی ناشی از اتکای بیش از حد به یک منبع واحد باشد.
جمع بندی
در غرب آفریقا، با وجود ثروتهای معدنی عظیم، طلا همچنان بالاترین جایگاه را دارد. عدم وجود سطوح سرمایهگذاری و زیرساختهای مناسب در سایر بخشهای مواد معدنی، باعث شده است تا اقتصادهای محلی تقریباً به طور کامل به طلا به عنوان منبع اصلی ارز خارجی و درآمد دولت وابسته باشند. این تمرکز شدید، با وجود دستاوردهای کوتاهمدت، کشورهای منطقه غرب آفریقا را در معرض خطر نوسانات قیمتی در بازارهای جهانی قرار داده و شکنندگی اقتصادی آنها را افزایش میدهد.
طلا سالانه میلیاردها دلار را به اقتصادهایی مانند مالی و غنا وارد میکند؛ لیکن آنها را در برابر شوکهای ناشی از کاهش قیمت طلا و یا بحرانهای سیاسی و امنیتی آسیبپذیر میکند. از دیگر سو، از آنجایی که درآمدهای دولت از طلا همیشه به سرمایهگذاریهای بلندمدت تبدیل نمیشود، اقتصادهای منطقه غرب آفریقا در یک منبع واحد، بدون ارزش افزوده واقعی، گیر افتادهاند. بنابراین، استخراج و صادرات طلا کافی نیست. بلکه باید به درآمدهای آن به عنوان ابزاری برای بازسازی اقتصاد با تامین مالی پروژههای زیربنایی، حمایت از صنایع تولیدی و افزایش بهرهبرداری از سایر مواد معدنی که هنوز بهطور بهینه بهرهبرداری نشدهاند نگریست.
ادامه این مدل اقتصادی مبتنی بر صادرات طلای خام بدون سرمایهگذاری یکپارچه تولیدی، فرصت توسعه ظرفیتهای تولیدی را از کشورها سلب کرده و آنها را در رقابت ناعادلانه با اقتصادهای صنعتیتر قرار میدهد. بنابراین، دولتها در غرب آفریقا باید گامهای جدی بردارند تا اطمینان حاصل کنند که منافع منابع معدنی خود را به حداکثر میرسانند. به نظر میرسد که برای دستیابی به این هدف و افزایش پایداری بخش اقتصادی مبتنی بر طلا میتوان سیاستهای ذیل را مورد توجه قرار داد:
- اتخاذ سیاستهایی برای تنوع بخشیدن به منابع معدنی، از طریق سرمایهگذاری استراتژیک در بوکسیت، آهن و فسفات، که به ایجاد سایر بخشهای صنعتی کمک کرده و فرصتهای شغلی جدیدی را فراهم میکند و وابستگی به طلا را به عنوان تنها منبع ارزی کاهش میدهد.
- افزایش شفافیت و مدیریت صحیح درآمدهای معدنی با ایجاد صندوقهای دولتی که سود طلا را به سمت پروژههای توسعه پایدار هدایت میکند، بهجای اینکه در کوتاهمدت بدون برنامهریزی اقتصادی مشخص هزینه شود.
- توسعه زیرساختهای لجستیکی و صنعتی بهویژه در حوزه انرژی و حملونقل که فرصتهای بهرهبرداری از سایر مواد معدنی را بهبود میبخشد و هزینه تولید را کاهش میدهد و آنها را برای سرمایهگذاریهای بینالمللی جذابتر میکند.
- اجرای سیاستهای مالیاتی منصفانه که ضمن تضمین سهم دولتها از سود شرکتهای معدنی، انگیزههایی برای جذب سرمایهگذاریهای بلندمدت، با تمرکز بر تولید محلی و نه صرفاً استخراج خام، فراهم میکنند.
- مبارزه با استخراج غیرقانونی معادن از طریق چارچوبهای قانونی روشن و مؤثر و در عین حال حمایت از معدنکاران صنعتگر با ادغام آنها در اقتصاد رسمی؛ برای اطمینان از محیط کاری ایمن و پایدار که اثرات منفی زیست محیطی را به حداقل برساند.