موریس و بریکس
اجلاس دهلینو نشان داد که بریکس دیگر صرفاً ائتلافی از اقتصادهای نوظهور نیست و در حال تبدیل شدن به یکی از مراکز مهم اثرگذاری بر حکمرانی اقتصادی و ژئوپلیتیک جهانی است. برای موریس، این تحول به معنای ضرورت اتخاذ دیپلماسی متوازن، تنوعبخشی اقتصادی و سازگاری با نظم مالی در حال تغییر جهان، در عین حفظ استقلال استراتژیک خود است.
هجدهمین اجلاس گروه بریکس در دهلینو برگزار شد؛ نشستی که در شرایط پرتنش ژئوپلیتیکی جهان و با محوریت تابآوری و همکاری جنوب جهانی برگزار شده و از نگاه ناظران میتواند نقطه عطفی در روند شکلگیری نظم چندقطبی اقتصاد و سیاست بینالملل باشد.
گروه BRICS پس از گسترش اخیر، اکنون ۱۰ عضو دارد: پنج عضو بنیانگذار شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، بههمراه مصر، اتیوپی، ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی. این بلوک در شرایطی گردهم آمده که جنگ اوکراین و بحرانهای خاورمیانه همچنان بر فضای بینالمللی سایه افکنده و اعضا درصدد تقویت همکاری و ایجاد گزینههای جایگزین در برابر ساختارهای مالی و اقتصادی تحت سلطه غرب هستند.
از نظر اقتصادی، گسترش بریکس وزن این گروه را در اقتصاد جهانی به شکل قابل توجهی افزایش داده است. بر اساس آمار مطرحشده در این گزارش، اعضای این بلوک حدود ۴۵ درصد جمعیت جهان و نزدیک به ۳۶ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارند؛ رقمی که بالاتر از سهم حدود ۲۹ درصدی گروه G7 از اقتصاد جهانی است. حضور همزمان چین، هند، روسیه، عربستان و امارات همچنین این گروه را به مجموعهای از بزرگترین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان انرژی جهان تبدیل کرده است.
در سطح دیپلماتیک، حضور روسای جمهور اهمیت ویژهای به اجلاس داده است. سفر شی جینپینگ به هند، نخستین سفر او به این کشور از سال ۲۰۱۹ توصیف شده و در چارچوب تلاش برای کاهش تنشهای میان این دو کشور آسیایی پس از درگیریهای مرزی سال ۲۰۲۰ ارزیابی میشود.
سوالات تعامل موریس با بریکس
همزمان با گسترش دامنه نفوذ بریکس و تلاش کشورهای جنوب جهان برای کسب جایگاهی بزرگتر در امور بینالملل، موریس با یک پرسش حساس روبروست: چگونه یک کشور جزیرهای کوچک باید در جهانی که به طور فزایندهای تکهتکه میشود، بدون وابستگی بیش از حد به یک اردوگاه ژئوپلیتیکی خاص، مسیر خود را هموار کند؟
از بعد اقتصادی همزمان با گسترش نفوذ اقتصادی و ژئوپلیتیکی بریکس، وزن رو به رشد آن، گفتگو پیرامون تجارت، سرمایهگذاری، توسعه مالی و صدای جنوب جهان را تغییر شکل میدهد. برای موریس، این تغییر هم فرصتها و هم گزینههای استراتژیکی را فراهم میکند. با روابط نزدیک با هند، چین و آفریقا، در حالی که مشارکتهای دیرینه با اروپا و غرب را حفظ میکند، آیا این جزیره میتواند از موقعیت خود به عنوان یک دروازه مالی و سرمایهگذاری استفاده کند و در عین حال تعادل دیپلماتیکی را که مدتهاست زیربنای سیاست خارجی آن بوده است، حفظ نماید؟
سیاست خارجی موریس با نگاه به بریکس
برای ویجی ماخان، دیپلمات بازنشسته، پاسخ در یک سیاست خارجی با دقت تنظیم شده مبتنی بر تعادل، استقلال استراتژیک و هویت متمایز موریس در آفریقا و اقیانوس هند نهفته است. او هشدار میدهد که نباید گسترش بریکس را بیش از حد سادهانگارانه به عنوان ظهور یک سیستم رقیب برای غرب تفسیر کرد. او میگوید: «شکی نیست که گسترش بریکس بُعد جدیدی به نظم بینالمللی میدهد، نظمی که خود روز به روز بیشتر مانند یک کاسه اسپاگتی در هم تنیده میشود.» اما او اضافه میکند: «نباید در توصیف بریکس به عنوان جایگزینی برای نظام سلطه غرب عجله کرد. اعضای آن بسیار متنوع و گاهی اوقات دارای منافع متضاد هستند».
با این وجود، ویجی ماخان اهمیت قابل توجهی در گروهبندی گستردهتر میبیند. او میگوید: «با این حال، این امر به کشورهای جنوب جهان یک تکیهگاه وسیعتر میدهد که از طریق آن میتوانند با اطمینان خاطر برای اصلاح حکومت جهانی در نهادهای سازمان ملل تلاش کنند، تجارت و امور مالی را به ارمغان بیاورند و صدای بلندتری برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کنند، اما این در تئوری است.»
با این حال، یک نکته مهم وجود دارد. تبدیل این جاهطلبیها به واقعیت ممکن است دشوار باشد، مگر اینکه اعضای بریکس بتوانند «رویکردی منسجم ایجاد کنند که در آن منافع ملی خودخواهانه کنار گذاشته شود».
بنابراین، برای موریس، این گروهبندی باید به عنوان مسیری دیگر برای همکاری جنوب-جنوب در نظر گرفته شود، نه یک انتخاب ژئوپلیتیکی انحصاری. فرصتهایی میتواند در سرمایهگذاری، توسعه مالی، فناوری و مشارکتهای اقتصاد آبی پدیدار شود. در عین حال، ویجی ماخان اصرار دارد که موریس نباید از سازمانها و شرکای بینالمللی و منطقهای سنتی خود جدا شود.
او با تکرار استدلالی که در آخرین کتابش با عنوان «ژئوپلیتیک اقیانوس هند» مطرح کرده است، میگوید: «قدرت ما در یک دیپلماسی متعادل نهفته است که از هویت ویژه آفریقایی و اقیانوس هند ما برای ایجاد پلهای ارتباطی، دفاع قاطعانه از قوانین بینالمللی و در واقع، تفکر و عمل مانند یک کشور اقیانوسی، بهویژه در این جهان بهطور فزایندهای متشنج، استفاده میکند.»
حفظ این تعادل ممکن است با تشدید رقابت بین قدرتهای بزرگ، به طور فزایندهای دشوار شود، اما ویجی ماخان معتقد است که موریس جایگزین چندانی ندارد. او استدلال میکند: «موریس چارهای جز حفظ همین رویکرد ندارد، البته در قالب یک سیاست دقیق و با در نظر گرفتن وضعیت ژئوپلیتیکی در حال تحول.» این امر مستلزم ارزیابی مجدد منظم استراتژیهای دیپلماتیک کشور و تقویت مشارکتها در حوزههای مهم منافع ملی است
برای ویجی ماخان، همکاری و ادغام منطقهای در نتیجه اهمیت بیشتری پیدا میکند. اما موریس همچنین باید فراتر از اعلام نیت عمل کند. او تأکید میکند: «ما باید از لفاظی صرف فاصله بگیریم و به عنوان کسانی دیده شویم که به آنچه موعظه میکنیم، عمل میکنند.»
او میگوید موریس باید گفتگو و همکاری خود را با کشورهای عضو بریکس در زمینههای مورد علاقه مشترک مانند «تجارت، سرمایهگذاری، خدمات مالی، امنیت دریایی، نوآوری دیجیتال، سازگاری با آب و هوا و اقتصاد آبی» تعمیق بخشد. همزمان، روابط نزدیک خود را با غرب، هند و سایر شرکای سنتی خود حفظ کند.
او یک دکترین سیاست خارجی با محوریت استقلال استراتژیک پیشنهاد میدهد. «هدف ما نباید بیطرفی به معنای انفعال و نه همسویی به معنای وابستگی باشد، بلکه استقلال استراتژیک - یعنی مشارکت هرچه گستردهتر و تضمین این امر که در سمت درست قوانین بینالمللی هستیم و با اعتبار هم در کشورهای جنوب جهان و هم در جامعه بینالمللی گستردهتر صحبت میکنیم.»
صدای رساتر برای کشورهای کوچک
برای موریس، بحث پیرامون بریکس چیزی فراتر از تجارت، سرمایهگذاری یا موقعیت دیپلماتیک است. درخواستهای کشورهای بریکس برای اصلاحات در نهادهایی مانند سازمان ملل، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی میتواند به شدت با منافع کشورهای کوچک جزیرهای در حال توسعه همخوانی داشته باشد. ویجی ماخان میگوید: «موریس همیشه در میان کشورهای در حال توسعهای که به دنبال صدایی در کنسرت ملتها هستند، بهویژه به عنوان یکی از کشورهای در حال توسعهی کوچک (SIDS)، محسوب شده است.»
بنابراین، یک سیستم بینالمللیِ نمایندهتر میتواند مزایای ملموسی ارائه دهد. او میگوید: «اصلاحات باید قوانین را تقویت کنند و نه اینکه حوزههای نفوذ جدیدی ایجاد نمایند.» او استدلال میکند که در سازمان ملل، صدای بلندتری برای کشورهای در حال توسعه میتواند اصولی را که موریس در مبارزه با چاگوس به آنها تکیه کرده است، از جمله استعمارزدایی، تمامیت ارضی و احترام به قوانین بینالمللی، تقویت کند.
«در صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، اصلاحات میتواند به معنای تخصیص عادلانهتر قدرت رأی، دسترسی بهتر به منابع مالی اعطایی و شناخت بیشتر این موضوع باشد که کشورهای کوچک جزیرهای کوچک با وجود سطح درآمد نسبتاً بالاتر، با آسیبپذیری فوقالعادهای مواجه هستند.» ویجی ماخان استدلال میکند، بنابراین موریس باید از اصلاحاتی حمایت کند که «فراگیر، مبتنی بر قانون و پاسخگو به کشورهای کوچک» باشند.
اقتصاد موریس با نگاه به بریکس
همزمان با تثبیت جایگاه بریکس به عنوان یک نیروی اصلی در اقتصاد جهانی، پیامدهای آن بسیار فراتر از کشورهای حاضر در میز مذاکره گسترش مییابد. برای موریس، اقتصادی کوچک و بسیار باز با روابط دیرینه با چندین کشور عضو بریکس، چشمانداز اقتصادی در حال تغییر، فرصتهایی را برای تنوعبخشی به بازارها، جذب سرمایهگذاری و تقویت نقش آن به عنوان پلی بین آسیا و آفریقا فراهم میکند. اما اقتصاددانان و ناظران تجاری هشدار میدهند که جغرافیا، دیپلماسی و توافقنامههای تجاری به تنهایی کافی نخواهند بود. موریس باید جاهطلبی مکرر خود مبنی بر «دروازه آفریقا» را به یک پیشنهاد معتبر و رقابتی تبدیل کند.
چاندان جانکی، اقتصاددان، وزن فزاینده بریکس را به عنوان تحولی میبیند که موریس نمیتواند از آن چشمپوشی کند. او توضیح میدهد: «بریکس به عنوان یک بلوک با ۱۱ عضو کامل و ده کشور به عنوان «وضعیت مادر» به طور قابل توجهی رشد کرده است. این بلوک تقریباً ۴۹ درصد از جمعیت جهان، ۲۶ درصد از تجارت جهانی و حدود ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی (برابری قدرت خرید) را تشکیل میدهد. اهداف اولیه اعضای بنیانگذار، تثبیت موقعیت کشورهای جنوب برای مذاکره در سطح جهانی و توسعه یک چارچوب جایگزین بود که تحت سلطه غرب نباشد.» برای موریس، که در حال حاضر روابط دوجانبه نزدیکی با روسیه، چین، هند و آفریقای جنوبی دارد، سوال این است که تا چه حد باید تعامل خود را با این گروه تعمیق بخشد.
چاندان جانکی استدلال میکند: «موریس باید تصمیم بگیرد که آیا به عنوان یک کشور شریک به این اتحادیه بپیوندد یا برای تثبیت موقعیت اقتصادی خود در سطح منطقهای و جهانی با آنها همسو شود.» این سوال با توجه به آنچه او به عنوان یک پسزمینه اقتصادی دشوار داخلی و بینالمللی توصیف میکند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. او توضیح میدهد: «با توجه به چشمانداز اقتصادی تاریک ما از نظر رشد اقتصادی پایین، کسری تجاری فزاینده، بدهی عمومی بالا، همراه با رکود ناشی از عدم قطعیت در بازارهای جهانی، سیاستگذاران ما باید امکانات همکاری با کشورهای عضو بریکس را بررسی کنند.»
به گفته او، یکی از امیدوارکنندهترین حوزهها، جاهطلبی موریس برای تبدیل شدن به یک پلتفرم سرمایهگذاری برای آفریقا است. او میگوید: «شرکت مالی بینالمللی ما که از قبل جایگاه خوبی دارد، میتواند نقشی استراتژیک در بریکس ایفا کند تا کشورهایی مانند روسیه، چین و هند را به بازارهای آفریقا متصل کند».
چاندان جانکی، فراتر از خدمات مالی، برای موریس فضایی برای تقویت روابط اقتصادی دوجانبه با کشورهای بریکس در ستونهای نوظهوری مانند انرژی و اقتصاد آبی میبیند. او خاطرنشان میکند: «در حال حاضر پروژههای زیادی توسط کشورهای بریکس، عمدتاً هند و چین، در توسعه زیرساختهای فیزیکی، حمل و نقل، امنیت و نظارت دریایی و سایر بخشهای نوظهور وجود دارد.»
از «دروازه آفریقا» تا نتایج ملموس
از نظر شکتی رامتوهول، حسابدار رسمی و مشاور کسب و کار، موریس در حال حاضر بسیاری از زیرساختهای لازم برای بهرهبرداری از این کریدورهای اقتصادی در حال تغییر را داراست. این کشور دارای یک توافقنامه همکاری و مشارکت اقتصادی جامع (CECPA) با هند، یک توافقنامه تجارت آزاد (FTA) با چین و عضویت در منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا (AfCFTA) است. به نظر او، این ترتیبات به موریس بستری جالب برای ایجاد ارتباطات اقتصادی عمیقتر بین آسیا و آفریقا میدهد.
زمینههای همکاری از قبل فراهم شده است، با این حال، مهم است که سیاستگذاران مختلف موریس پیشرفتهایی را که تاکنون حاصل شده است (شامل دادههای کلیدی) به نمایش بگذارند و یک برنامه جامع را برای 10 سال آینده تدوین کنند تا کشور بتواند از طریق این توافقنامههای تجاری و همچنین سایر همکاریها، یعنی آموزش و پژوهش، ابتکارات پایداری و موارد دیگر، بیشتر سرمایهگذاری کند.
اما شکتی رامتوحول همچنین در مورد عبارتی که موریس به طور گسترده برای بازاریابی بینالمللی خود استفاده کرده است، هشدار میدهد: دروازه آفریقا. او اشاره میکند که موریس برای سرمایهگذارانی که به دنبال ورود به بازارهای آفریقا هستند، مزایای متعددی دارد. این کشور دارای یک مرکز مالی بینالمللی تثبیتشده، یک چارچوب قضایی و قانونی تعریفشده، ثبات سیاسی نسبی و شبکهای از ترتیبات تجاری است.
او استدلال میکند که برای یک سرمایهگذار بریکس که به دنبال ورود به آفریقا است، موریس میتواند یک پلتفرم کاهش ریسک از نظر تجاری مناسب فراهم کند. او تأکید میکند که روی کاغذ، این پیشنهاد ساده به نظر میرسد. مشکل در تبدیل این گزاره به واقعیت است. او هشدار میدهد: «در چند سال گذشته، موریس اصطلاح «دروازه آفریقا» را بدون اینکه بهدرستی آن را نشان دهد، به فروش رسانده است.»
او بهویژه به مشکلات این کشور در جذب بازیگران بزرگ بینالمللی برای ایجاد دفتر مرکزی خود در موریس اشاره میکند. او میگوید: «علاوه بر این، ما در توسعه فناوری، لجستیک، فینتک و سایر حوزههای مهم کمبود داریم که تا حدودی میتواند به فقدان اراده سیاسی نسبت داده شود. مرکز مالی بینالمللی این کشور با رقابت کشورهای نوظهوری مانند رواندا، کنیا، مراکش و مصر روبرو است. موریس برای بازیابی رقابتپذیری خود باید به طور مداوم سهولت انجام کسبوکار خود را بهبود بخشد.»
روابط با هند باید فراتر از تاریخ باشد
نقش هند در قلب بریکس، فرصت بالقوه دیگری را برای موریس ایجاد میکند. دو کشور از روابط تاریخی و دیپلماتیک دیرینهای برخوردارند، اما شکتی رامتوحول معتقد است که مرحله بعدی این رابطه باید بهطور فزایندهای در حوزه تجارت باشد. او میگوید میزبانی هند از اجلاس بریکس باید به عنوان فرصتی «برای بازتعریف روابط موریس و هند به یک مشارکت تجاری-تجاری» تلقی شود.
به گفته وی، چندین بخش میتوانند خود را وقف چنین همکاریهایی کنند، از جمله هوش مصنوعی، امنیت سایبری، مراقبتهای بهداشتی، انرژیهای تجدیدپذیر و از همه مهمتر محصولات دارویی که میتوان در آنها سرمایهگذاریهای مشترک ایجاد کرد.
با این حال، او معتقد است که کسبوکارها و سیاستگذاران موریسی باید فعالتر شوند، بازار هند را مطالعه کنند و شرکتهایی را شناسایی کنند که میتوان با آنها پیشنهادهای تجاری معتبری ارائه داد. این پیشنهادها در نهایت میتوانند به شکل سرمایهگذاریهای مشترک، همکاریهای فناوری، حق امتیاز و قراردادهای توزیع با هدف قرار دادن بازارهای آفریقا باشند.
بریکس به عنوان یک استراتژی تنوعبخشی
از نظر چاندان جانکی، تعامل اقتصادی نزدیکتر با کشورهای عضو بریکس میتواند به موریس کمک کند تا یکی از آسیبپذیریهای اساسی اقتصاد یک جزیره کوچک را برطرف کند: قرار گرفتن در معرض شوکهای خارجی. او استدلال میکند که موریس باید از همکاری نزدیکتر با کشورهای بریکس برای تنوعبخشی به صادرات، واردات و منابع سرمایهگذاری خارجی، بهویژه در زمان عدم قطعیت در بازارهای جهانی، استفاده کند.
او اشاره میکند که هند پیش از این دسترسی موریس به انرژی و فرآوردههای نفتی و همچنین محصولات ضروری مانند برنج، گوشت و دارو را تضمین کرده است. او ادامه میدهد: «مواد اولیه را میتوان از کشورهای بریکس وارد کرد و روابط با آفریقای جنوبی برای موریس جهت تجارت با کشورهای SADC مفید خواهد بود. مشارکت با کشورهای بریکس، انعطافپذیری اقتصاد موریس را افزایش داده و چشمانداز اقتصادی را تغییر میدهد.»
شکتی رامتوحول میگوید: «در حالی که ظهور بریکس باید به موریس کمک کند تا استراتژی تجاری خود را مورد بازنگری قرار دهد، بازار اروپا نیز همچنان یک شریک تجاری قوی، به ویژه صادرات، است. موریس نباید ظهور بریکس را به عنوان روایتی از اروپا در مقابل بریکس ببیند، بلکه باید به فرصتهای ارائه شده توسط بریکس به عنوان یک گزینه تنوعبخشی و نه یک گزینه رقابتی نگاه کند.»
اقتصادهای جدیدتر بریکس میتوانند فرصتهای بیشتری فراهم کنند. او توضیح میدهد: «شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، از اقتصاد چندقطبی حمایت کرده است و شرکای جدید بریکس ممکن است درها را به روی بازارهایی مانند اندونزی، مصر و دیگران باز کنند. برای موریس، این قطعاً در را برای ایجاد کریدورهای تجاری چندگانه باز میکند. ما باید مشارکتهای خود را با هند، چین و آفریقا تقویت کنیم و توافقنامههای مختلف تجارت آزاد گامهای مثبتی در این زمینه هستند.»
شکتی رامتوحول تأکید میکند که اگرچه اروپا همچنان یک ستون مهم است، هند، چین، آفریقا و کشورهای خلیج فارس قطعاً فرصتهای بیشماری را برای موریس ارائه میدهند. «زمانبندی مناسبی است زیرا دستور کار اجلاس بریکس که در هند برگزار میشود شامل معماریهای مالی جایگزین، حکومت جهانی، تجارت و همکاری اقتصادی و موارد دیگر است.»
آیا معماری مالی جدید میتواند به نفع موریس باشد؟
بُعد مالی بریکس نیز میتواند به همان اندازه قابل توجه باشد. چاندان جانکی به بحثهای پیرامون دلارزدایی و معماری مالی جایگزین در این گروه اشاره میکند. برای موریس، که به گفته او در حال حاضر با کمبود ارزهای خارجی مواجه است و در عین حال به منابع جدید تأمین مالی توسعه نیاز دارد، استفاده بیشتر از ارزهای محلی میتواند به طور بالقوه راه دیگری را فراهم کند.
موریس پیش از این یک مکانیسم تسویه حساب روپیه با هند را آغاز کرده است. او میگوید: «موریس یک مکانیسم تسویه حساب روپیه با ارز محلی خود را با هند آغاز کرده است و میتواند با سایر کشورها نیز هماهنگ شود.»
چاندان جانکی همچنین بانک توسعه جدید تحت حمایت کشورهای عضو بریکس را به عنوان یک منبع بالقوه مالی، به ویژه با توجه به ماموریت آن برای ترویج استفاده از ارزهای محلی، معرفی میکند. او معتقد است که چنین تحولاتی میتواند «ریسک ارزی ما را کاهش داده و تجارت را افزایش دهد».
آیا موریس باید به بریکس نزدیکتر شود؟
سوال بزرگتر این است که آیا موریس باید همچنان یک عضو خارجی علاقهمند باقی بماند یا در نهایت به دنبال رابطه رسمیتری با این گروه باشد. چاندان جانکی معتقد است که حداقل باید این احتمال را بررسی کرد. او اعلام کرد: «موریس میتواند امکان پیوستن به بریکس را به عنوان یک کشور شریک بررسی کند.»
به نظر او، چنین رویکردی میتواند به جای جایگزینی، روابط دوجانبه موریس با کشورهای عضو بریکس را تکمیل کند. او میگوید: «علاوه بر تحکیم روابط دوجانبه با کشورهای عضو، این امر میتواند از حذف دلار و تسهیلات مالی جایگزین از بانک توسعه نوین (NDB) بهرهمند شود.»
اما عضویت یا اتحاد نزدیکتر به تنهایی تضمینکننده دستاوردهای اقتصادی نیست. چاندان جانکی معتقد است که موریس باید استراتژی تنوعبخشی خود را تسریع کند، سرمایهگذاران را جذب کند و فرصتهای بیشتری برای صادرات به بازارهای بریکس ایجاد کند.
از سوی دیگر، ارزیابی شکتی رامتوحول در نهایت به همان سمت اشاره دارد، البته از منظر تجاری. موریس در حال حاضر بسیاری از روابط دیپلماتیک، توافقنامههای تجاری و مزایای نهادی مورد نیاز برای قرار گرفتن در بین اقتصادهای بریکس و آفریقا را دارد. آنچه هنوز نامشخص است این است که آیا میتواند آنها را به فعالیت تجاری کافی تبدیل کند یا خیر.
سه چالش راهبردی بریکس برای موریس
قدرتیابی بریکس برای اقتصاد باز و وابسته به تجارت خارجی موریس، سه پیامد مهم دارد:
نخست، تنوع بخشی به شرکای اقتصادی و سرمایهگذاری است. موریس که روابط اقتصادی سنتی گستردهای با اروپا و آمریکا دارد، بیش از گذشته با فرصتهای سرمایهگذاری و تأمین مالی از سوی اقتصادهای بزرگی همچون هند، چین و آفریقای جنوبی مواجه است. نهادهایی مانند بانک توسعه جدید بریکس نیز میتوانند در تأمین مالی پروژههای زیرساختی نقش داشته باشند.
دوم، امنیت انرژی و زنجیره تأمین آن میباشد. حضور ایران، عربستان سعودی و امارات در کنار دیگر قدرتهای بزرگ انرژی، اهمیت بریکس را در بازار انرژی و مسیرهای تجارت دریایی افزایش داده است. برای موریس که وابستگی بالایی به واردات سوخت و کالا دارد، حفظ روابط پایدار با اعضای این بلوک میتواند در مدیریت ریسکهای ناشی از اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی اهمیت داشته باشد.
سوم، روند کاهش وابستگی به دلار است. یکی از محورهای مورد توجه بریکس، افزایش استفاده از ارزهای ملی در مبادلات تجاری است. در چنین شرایطی، مرکز مالی موریس باید خود را با احتمال افزایش استفاده از یوان چین و روپیه هند در معاملات میان آسیا و آفریقا هماهنگ کند تا جایگاه خود را در شبکه مالی منطقهای حفظ کند.
اجلاس دهلینو نشان میدهد BRICS دیگر صرفاً ائتلافی از اقتصادهای نوظهور نیست و در حال تبدیل شدن به یکی از مراکز مهم اثرگذاری بر حکمرانی اقتصادی و ژئوپلیتیک جهانی است. برای موریس، این تحول به معنای کنار گذاشتن شرکای غربی نیست؛ بلکه ضرورت اتخاذ دیپلماسی متوازن، تنوعبخشی اقتصادی و سازگاری با نظم مالی در حال تغییر جهان را افزایش میدهد.
منابع
اکسپرس موریس
https://defimedia.info/brics-20-new-economic-and-diplomatic-equation-mauritius
https://defimedia.info/between-brics-and-west-mauritiuss-delicate-balancing-act