آسیای مرکزی باید خود را برای شرایط بدتر آب و هوایی آماده کند
ارزیابی جدید سازمان ملل متحد اخبار ناامیدکنندهای را منتشر کرده است: دیگر نمیتوان جلوی بدتر شدن تغییرات آب و هوایی را گرفت بلکه فقط باید آن را مدیریت کرد.
برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) در گزارش جدید خود که ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر کرده است ضمن هشدار شدید بابت روند گرمایش زمین ، اعلام کرده است که گرمایش جهانی طی چند سال آینده از آستانه ۱.۵ درجه سانتیگراد ( که بالاتر از سطوح پیش از صنعتی شدن است) فراتر خواهد رفت. قبلا سازمان ملل، ارزیابیهای خوش بینانه تری راجع به روند گرمایش زمین ارائه کرده. اکنون طبق خوشبینانهترین سناریوها دما همچنان در حدود ۱.۸ درجه سانتیگراد افزایش و سپس در نیمه دوم این قرن به ۱.۵ درجه سانتیگراد کاهش خواهد یافت . طبق گزارش UNEP در سال ۲۰۲۵ در صورت تداوم روند فعلی انتشار گازهای گلخانهای باید انتظار افزایش گرمایش تا ۲.۸ درجه سانتیگراد را در همین قرن جاری داشته باشیم. باید مراقب باشیم که هر یکدهم درجه افزایش دما، رقمیبسیار عظیم است.
آسیای مرکزی باید خود را برای شرایط بدتر آب و هوایی آماده کند.
آسیای مرکزی به هیچ وجه از تاثیرات نامطلوب تغییرات اقلیمی در امان نیست. آسیای مرکزی منطقهای خشک و محصور در خشکی است که اقتصاد جوامع و امنیت غذایی آن عمیقاً به منابع آب محدود و به طور فزایندهای ناپایدار، وابسته هستند. 90 درصد از منابع آبی در حوضه دریاچۀ آرال ( که بین هر پنج کشور آسیای مرکزی مشترک است) برای کشاورزی برداشت شده است. کوههای مرتفع قرقیزستان و تاجیکستان منابع سرچشمه آب در این منطقه هستند و بخش عمدهای از آب در دشتهای آبیاری شده ازبکستان، ترکمنستان و جنوب قزاقستان مصرف میشود.
تغییرات اقلیمی تهدیدی فراتر از یک مسئله صرفاً زیستمحیطی است. امنیت غذایی ، انرژی، ثبات اقتصادی، مهاجرت و در نهایت امنیت کل منطقه در معرض خطر است.
تهدید اول: سیستم آب در حال از دست دادن پیشبینیپذیری است
برف و یخچالهای طبیعی آب در آسیای مرکزی در حال از بین رفتن است. طبق ارزیابیهای صورت گرفته در سال ۲۰۲۶ ما شاهد کاهش گسترده و شتابان حجم یخچالهای طبیعی در آسیای مرکزی هستیم. طبق پژوهشی که در مجله تحقیقات منابع آب منتشر شده است پیشبینی میشود تا سال ۲۱۰۰ یخچالهای طبیعی تین شان بین ۶۹ تا ۹۳ درصد از حجم فعلی خود را از دست خواهد داد در نتیجه شاهد افزایش رواناب و سیلابهای ناشی از ذوب شدن یخها در فاصلۀ زمانی بین ۲۰۲۶ تا ۲۰۴۲، خواهیم بود و پس از آن از میزان حجم آب در منطقه (به طور برگشتناپذیری) کاسته خواهد شد. به عبارتی آسیای مرکزی ممکن است در حال پشت سر گذاشتن مرحله نهایی فراوانی نسبی آب (ناشی از ذوب یخ) باشد.
اکنون لازم است در آسیای مرکزی به جای پرسش "چقدر آب خواهیم داشت؟" این سوال پرسیده شود که "تامین آب ما از سالی به سال دیگر چقدر قابل پیشبینی خواهد بود؟" در این منطقه کشاورزی، برق آبی، تامین آب آشامیدنی، صنعت و توسعه شهری نه تنها به حجم متوسط سالانه آب بلکه به زمان دقیق ورود آنها نیز بستگی دارد. رودخانهای که به طور متوسط آب کافی را تامین میکند اما آن را به موقع تحویل نمیدهد همچنان میتواند بحران اقتصادی ایجاد کند.
تهدید دوم: ارتباط عمیق آب و انرژی
در آسیای مرکزی چالش های بخشهای "آب" و "انرژی" را نمیتوان از همدیگر جدا کرد.
کشورهای بالادست - تاجیکستان و قرقیزستان - دارای پتانسیل عظیم برق آبی هستند. اقتصاد کشورهای پاییندست مستقیماً به آبیاری وابسته است همچنین نیروگاههای حرارتی برای خنکسازی به آب نیاز دارند. علاوه بر این خود سیستم آبیاری نیز برای راهاندازی ایستگاههای پمپاژ به مقادیر عظیمیبرق نیاز دارد.
بانک جهانی در چارچوب برنامه آب و انرژی آسیای مرکزی (CAWEP) یک پروژه مشارکتی با کمک اتحادیه اروپا، سوئیس و بریتانیا برای مدیریت منابع آب و انرژی منطقه شروع کرده است. اگرچه هر کشور رسماً بر منابع آب ملی خود حاکمیت دارد اما تعیین میزان حجم و رژیمهای جریان آب هنوز مبهم است. علاوه بر این سازوکارهای جبران خسارات اقتصادی ناشی از کاسته شدن از میزان آب از جمله طرحهای تبادل برق در برابر آب در مخزن توکتوگول هنوز کافی نیستند. ناپایداری و پیش بینی ناپذیری آب و هوا اوضاع را بدتر کرده است. یک سال خشک میتواند اوضاع را بدتر کند از دیگر سو سطح آب بیش از حد بالا هم میتواند خطر سیل را افزایش دهد. پرآبی در بالا دست میتواند به نفع یک کشور باشد در حالی که هزینههای دیگر کشورها را افزایش می دهد. خطر واقعیتر و ترسناکتر این است که آشفتگی اقلیمی میتواند مصالحههای موجود را به سادگی غیرقابل اجرا کند.
تهدید سوم: تغییرات آب و هوایی میتوانند مخربتر از پیش بینیها باشند.
بحثها در مورد آب و هوا اغلب حول افزایش میانگین دما میچرخد. با این حال برای آسیای مرکزی بحرانها میتوانند بسیار مخربتر باشد. دمای بالا تبخیر و تقاضای آبیاری را افزایش میدهد و خشکسالی را بدتر میکند. ذوب شدن سریع برف و یخچالهای طبیعی خطر سیل، جریان گل و لای و طغیان دریاچههای یخچالی را افزایش میدهد. طبق تخمینهای بانک جهانی سالانه بیش از سه میلیون نفر در آسیای مرکزی در معرض طوفان، سیل رانش زمین و زلزله قرار گرفته اند. طبق همین پیشبینیهای بلندمدت ، احتمال خشکسالی در تاجیکستان میتواند تا پایان قرن تقریباً ده برابر افزایش یابد و از 30 درصد فراتر رود. در همین حال تعداد ساکنان قزاقستان که در معرض خطر سیل شدید رودخانهها قرار دارند در دو دهه آینده ۷۲ درصد افزایش خواهد یافت. همه اینها نشان میدهد که آسیای مرکزی باید برای آیندهای سخت آماده شود: آب فراوان (در زمانی که کمترین نیاز به آن وجود دارد) و کمبود شدید آب در زمانی که تقاضا به اوج خود میرسد.
تهدید چهارم: تهدید کم آبی علیه کشاورزی در منطقه
کشاورزی آسیای مرکزی از نظر تاریخی حول محور آبیاری بنا شده است. آب و هوای گرمتر و غیرقابل پیشبینیتر به زیان کشاورزی در این منطقه است. افزایش دما نیاز به آب درکشاورزی را افزایش میدهد. خشکسالیها باعث کاهش محصولات کشاورزی میشود. طبق گزارش UNDP خشکسالیها در آسیای مرکزی منجر به کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی تولید کشاورزی شده است.
تسریع در روند تخریب خاک: بیش از یک سوم زمینهای آبیاری شدۀ آسیای مرکزی در معرض درجات مختلفی از شوری قرار دارند. خطر فقط در کاهش تولید نیست. تهدید اصلی عدم قطعیت است. کشاورزان توانایی برنامهریزی برای کار خود را از دست میدهند چون پیش بینی ناپذیری یک فصل موفق و یک فصل خشک فاجعهبار و به نوسانات آب و هوا وابسته است.
تهدید پنجم: تغییرات اقلیمی عامل تشدید مخاطرات امنیتی
آسیای مرکزی پیش از این با عواقب تغییرات فاجعهبار زیستمحیطی روبرو بوده است. فاجعه دریاچۀ آرال به وضوح نشان داد که تخریب محیط زیست عواقب سنگینی دارد . خشک شدن این دریاچه شیوههای سنتی زندگی مردم را از بین برد، سلامت انسان را به خطر افکند، مهاجرت را تسریع کرد و مانع توسعه شد. تغییرات اقلیمیباعث وخامت این رخدادها اما در مقیاسی بسیار بزرگتر شده است. کمبود آب به درآمد کشاورزان آسیب میرساند. کاهش استانداردهای زندگی در مناطق روستایی باعث مهاجرت به شهرها میشود. شهرنشینی ، فشار زیادی بر مسکن، بازار کار، منابع آب شهری و زیرساختهای اجتماعی وارد میکند. در نتیجه تنشهای اجتماعی و سیاسی تشدید خواهد شد. به همین دلیل است که تغییرات اقلیمیباید به عنوان یک چالش تشدیدکننده مخاطرات امنیتی در نظر گرفته شود. بنابراین آسیای مرکزی چه باید بکند؟ شاید تغییر اصلی باید در تفکر رخ دهد.
دولتهای کشورهای آسیای مرکزی باید رویکرد خود را در مورد سیاستهای اقلیمی مورد بازنگری قرار دهند و از هرگونه تصور خوشبینانه در مورد گرمایش زمین دست بردارند. این منطقه باید با کمک جهانی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای به تلاشهایش ادامه دهد چون هر یک دهم درجه کاهش در دما تفاوت بزرگی ایجاد خواهد کرد.
پنج اولویت کلیدی در اسیای مرکزی به شرح ذیل بیان شده اند:
۱. ایجاد یک سیستم اطلاعاتی منسجم راجع به منابع آب در آسیای مرکزی:
این منطقه به یک سیستم واقعاً یکپارچه مبتنی بر تبادل دادهها برای نظارت بر یخچالهای طبیعی، پوشش برف، مخازن آبهای زیرزمینی، جریان رودخانهها و آب و هوا نیاز دارد تا پیش بینیها را تسهیل کند.
پروژههای منطقهای تحت نظارت UNDP در حال حاضر پایههای نظارت هماهنگ بر یخکره و تبادل دادههای فرامرزی از جمله جلسات آموزشی آزمایشی در مورد سیستمهای هشدار اولیه در دره فرغانه را بنا نهادهاند. با این حال با توجه به اینکه حوضههای منطقه تین شان به سرعت در حال نزدیک شدن به "اوج آب" هستند یا از آن عبور کردهاند این کار باید فوراً از پروژههای آزمایشی به زیرساختهای منطقهای دائمی تبدیل شود.
۲. استفاده کارآمد از آب را به یک اولویت امنیت ملی تبدیل کنید.
ارزانترین منبع آب جدید، آبی است که ذخیره شده باشد. آبیاری مدرن، بازسازی کانالهای اصلی، آبیاری قطرهای، انتخاب دقیق محصول، اندازهگیری جامع مصرف آب، حذف نشتی و مدیریت محتاطانه آبهای زیرزمینی باید به اولویتهای راهبردی تبدیل شوند. موفقیت کشاورزی در منطقه نه تنها باید با تن محصول در هر هکتار بلکه با ارزش افزوده حاصل از هر متر مکعب آب مصرفی سنجیده شود.
۳. زیرساختها را برای بارهای شدید نه با شاخصهای متوسط آماده کنید.
جادهها، پلها، سدها، نیروگاهها، شبکههای آبیاری و تأسیسات صنعتی باید با در نظر گرفتن شرایط آب و هوایی آینده ساخته شوند. زیرساختهایی که در قرن بیستم ساخته شدهاند ممکن است در برابر واقعیتهای قرن بیست و یکم مقاومت نکنند. این وضعیت به ویژه در مناطق کوهستانی حاد است جایی که عقبنشینی یخچالهای طبیعی و تغییر الگوهای بارش خطرناک شده و هر زمان ممکن است سیل ، رانش زمین و جریانهای گل و لای ایجاد شود.
۴. یک شبکه هشدار زودهنگام منطقهای در مورد بلایای اقلیمی ایجاد کنید.
این منطقه به سازوکارهای هشدار اولیه یکپارچهای نیاز دارد که بتواند فوراً دادهها را از طریق مرزها منتقل کرده و هر چه سریعتر افراد آسیب پذیر را نجات دهد. برنامههای آزمایشی در دره فرغانه قبلاً قابلیت اجرای این مدل را ثابت کردهاند. اکنون چالش این است که آن را در سراسر منطقه گسترش دهیم.
۵. تبدیل همکاریهای آبی به دیپلماسی اقلیمی
مناقشات دیرینه بر سر اینکه چه کسی مالک کدام منابع آبی است از جمله موانع همکاریهای منطقه ای است. اکنون سوال کلیدی باید این باشد: "چگونه یک منطقه میتواند به طور جمعی یک حوضۀ آبی را مدیریت کند؟"
این امر مستلزم سازوکارهایی برای تبادل دادههای هیدرولوژیکی، هماهنگی مخازن، جبران هزینههای اقتصادی، تفکیک منافع آب و انرژی و برنامهریزی مشترک برای خشکسالی و سیل است.
شاید آسیای مرکزی باید برنامهریزی استراتژیک خود را بر اساس سه سناریوی اصلی بنا کند.
سناریوی اول: سازگاری مدیریتشده: منطقه اجتنابناپذیری گرمایش را تشخیص میدهد و به طور فعال در استفاده کارآمد از آب ، انرژیهای تجدیدپذیر، زیرساختهای پایدار، کشاورزی نوین، سیستمهای هشدار اولیه و همکاری منطقهای سرمایهگذاری میکند. تغییرات اقلیمیپرهزینه است اما وضعیت همچنان قابل مدیریت است.
سناریوی دوم: سازگاری تدریجی. کشورهای منطقه بدون هماهنگی مناسب با همدیگر خود در زیرساختهای آب، کشاورزی و تأمین انرژی خود سرمایهگذاری میکنند. برخی کشورها تابآوری خود را بهبود میبخشند اما تنشهای فرامرزی افزایش مییابد زیرا هر بازیگر منحصراً بر حفاظت از امنیت آب و انرژی خود تمرکز میکند.
سناریوی سوم: تنش اقلیمی. خشکسالیهای مکرر، امواج گرما، سیل و کوچک شدن یخچالهای طبیعی با رشد جمعیت و سوء مدیریت آب تشدید میشوند. تلفات کشاورزی افزایش مییابد؛ مهاجرت روستاییان تسریع میشود و رقابت برای آب و انرژی به طور فزایندهای سیاسی میشود. در این سناریو تغییرات اقلیمی لزوماً مستقیماً باعث درگیری نمیشود. این امر صرفاً حل هر مشکل موجود را به طور نامتناسبی دشوارتر میکند.
یک دریچه استراتژیک از فرصت
با این حال میتوان این مشکل را از زاویه دیگری نیز بررسی کرد. آسیای مرکزی به هیچ وجه ناتوان نیست. همان جغرافیایی که منطقه را آسیبپذیر میکند فرصتهای عظیمی را نیز ارائه میدهد: در این منطقه پتانسیل چشمگیر انرژیهای تجدید پذیر، نقش مهمیبه عنوان پیوند دهنده بین مراکز اقتصادی کلیدی و چشماندازهای گسترده برای توسعه کشاورزی مدرن، تولید انرژیهای تجدیدپذیر، تجارت برق منطقهای و ایجاد زیرساختهای مقاوم در برابر آب و هوا وجود دارد بنابراین چالش آب و هوا از ظرفیت تبدیل شدن به یک زمینۀ مشترک برای نوسازی اقتصادی برخوردار است. استفاده بهینه از آب در بخش کشاورزی بهرهوری نیروی کار را افزایش میدهد.
انرژیهای تجدیدپذیر بار نیروگاههای حرارتی را که به حجم عظیمی از آب برای خنکسازی نیاز دارند کاهش میدهند. توسعه تجارت برق منطقهای - که بر اساس بحثهای میان وزرای انرژی آسیای مرکزی در مورد احیای عناصر شبکه انرژی یکپارچه دوران شوروی بنا شده است - به تولید برق آبی و خورشیدی اجازه میدهد تا به طور هماهنگ یکدیگر را تکمیل کنند. شهرهای مدرن در برابر گرمای شدید مقاومتر خواهند شد. دولت الکترونیک، مدیریت منابع آب را به یک فرآیند پیشرفته مبتنی بر دادههای دقیق تبدیل خواهد کرد. در نهایت یک دستور کار مشترک آب و هوا میتواند به یکی از عملیترین و قابل اجراترین مسیرهای همگرایی در آسیای مرکزی تبدیل شود.
درس اصلی هشدار سازمان ملل
ماهیت ارزیابی جدید UNEP این نیست که بشریت نبرد برای آب و هوا را "باخته است". این فرمول سادهانگارانه باید کنار گذاشته شود. پیام اصلی گزارش متفاوت است: فرضیات و معیارهایی که زیربنای برنامهریزی دیروز بودند به طرز ناامیدکنندهای قدیمیشدهاند. برای آسیای مرکزی این درس کاملاً واضح است. این منطقه نباید منتظر بماند تا یخچالهای طبیعی کاملاً ذوب شوند؛ مخازن آب تحت فشار بیسابقهای قرار گیرند؛ محصولات کشاورزی بسوزند و مردم شروع به ترک خانههای خود کنند. آمادگی باید از همین حالا آغاز شود .این آشفتگی تنها زمانی قابل مدیریت میشود که از قبل پیشبینی و دربارۀ آن تدبیر شود. بنابراین کشورهای آسیای مرکزی با یک انتخاب واضح روبرو هستند: صبر کنند تا زمانی که اقلیم آنها را مجبور به سازگاری کند یا از امروز سازگاری را آغاز کنند در حالی که هنوز قادر به اثرگذاری بر روند بحران هستند.
https://www.newscentralasia.net/2026/09/07/centralnaya-aziya-dolzhna-podgotovitsya-k-gryadushchemu-klimatu/