معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

وضعیت سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) در آسیای مرکزی در سال ۲۰۲۵ بر اساس گزارش UNCTAD

گزارش سال ۲۰۲۵ سازمان تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) نشان می‌دهد که قزاقستان همچنان جایگاه خود را به عنوان بزرگ‌ترین مقصد سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) در آسیای مرکزی حفظ کرده است و حدود ۶۶ درصد از کل موجودی سرمایه‌گذاری خارجی منطقه را در اختیار دارد. ارزش موجودی سرمایه‌گذاری خارجی این کشور به ۱۵۶.۴ میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال ۲۰۱۰ تقریباً دو برابر شده است.با این حال، کاهش جریان ورودی سرمایه در سال ۲۰۲۵ و پیشتازی ازبکستان در جذب سرمایه‌های جدید، بیانگر افزایش رقابت منطقه‌ای است.از سوی دیگر، تحول ساختاری سرمایه‌گذاری جهانی نشان می‌دهد که موفقیت آینده کشورها بیش از گذشته به توانایی آنها در ایجاد زیرساخت‌های فناورانه، توسعه صنایع پیشرفته، ارتقای سرمایه انسانی و حضور مؤثر در زنجیره‌های ارزش جهانی وابسته خواهد بود. در این چارچوب، سیاست‌های صنعتی و سرمایه‌گذاری قزاقستان با تمرکز بر انرژی پاک، فناوری‌های نوین، فرآوری مواد معدنی و توسعه لجستیک، می‌تواند جایگاه این کشور را در اقتصاد منطقه‌ای و بین‌المللی تقویت کند؛ مشروط بر آنکه سرمایه‌گذاری‌های جذب‌شده به ایجاد ارزش افزوده داخلی، انتقال فناوری و اشتغال پایدار منجر شوند.

چشم‌انداز بانک توسعه اوراسیا از آینده آسیای مرکزی: صنعت‌محوری فراتر از ترانزیت

کریدورهای حمل‌ونقل و هاب‌های لجستیکی در حال دگرگون کردن شیوه رشد و رقابت آسیای مرکزی هستند. اما این منطقه چگونه می‌تواند واقعاً از این تحول بهره‌مند شود و این روند چه معنایی برای اقتصادهای آسیای مرکزی به‌طور کلی و به‌ویژه برای قزاقستان دارد رشد اقتصادی آسیای مرکزی در سال ۲۰۲۵ به ۶.۶ درصد رسید و تولید ناخالص داخلی منطقه از ۵۰۰ میلیارد دلار عبور کرد و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ به حدود ۶۰۰ میلیارد دلار برسد.

کریدور واخان؛ تقاطع آرزوها و واقعیت‌های ژئوپلیتیک در قلب آسیا

در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و روی کار آمدن طالبان، کریدور واخان به کانون توجه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. اهمیت این مسیر زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم بر اساس گزارش‌ها، حجم تجارت چین با افغانستان در سال 2023 حدود 1.33 میلیارد دلار بوده که عمدتاً از طریق مسیرهای دریایی و از پاکستان انجام شده است. این در حالی است که طالبان پیش‌بینی می‌کنند با افتتاح کریدور واخان، سالانه 60 میلیارد دلار[1] از محل ترانزیت این مسیر درآمد کسب کنند.این نوشتار به بررسی جایگاه دهلیز واخان در محاسبات راهبردی کشورهای منطقه می‌پردازد و شکاف عمیق میان نگاه افغانستان و چین به این دالان راهبردی را به همراه دیدگاه کشورهای پاکستان، ایران و آسیای مرکزی به تفصیل مورد واکاوی قرار می‌دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تضاد منافع و رویکردهای کشورهای منطقه، آینده کریدور واخان را تحت تأثیر قرار داده و چه پیامدهایی بر نظم ژئوپلیتیک آسیا خواهد داشت؟

همکاری ایران و پاکستان در استفاده از کریدورهای بالقوه تا مسیرهای عملیاتی

ترانزیت کالا یکی از مؤلفه‌های کلیدی تجارت بین‌الملل و یکی از ابزارهای مهم قدرت ژئوپلیتیکی برای کشورهایی است که در گره‌های ارتباطی بین مناطق مختلف قرار دارند. ایران و پاکستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در نقطه اتصال جنوب آسیا، غرب آسیا و آسیای میانه واقع شده‌اند و از این منظر، ظرفیت بالقوه بالایی برای ایفای نقش در شبکه‌های ترانزیتی منطقه‌ای دارند. با این حال، اتصال هر دو کشور به نظام حمل‌ونقل بین‌المللی جاده‌ای (TIR) و عضویت در چارچوب‌های همکاری منطقه‌ای، بستر حقوقی لازم برای توسعه همکاری‌های ترانزیتی را فراهم کرده است.

بازگشت جنگ تعرفه‌ای ترامپ: ارزیابی تأثیر سیاست‌های اخیر آمریکا بر آسیای مرکزی با تمرکز بر ازبکستان

در روزهای ابتدایی ژوئیه 2025 ، دونالد ترامپ در قامت رئیس‌جمهور آمریکا، موج تازه‌ای از سیاست‌های حمایت‌گرایانه را با صدور دستورالعمل‌هایی برای اعمال تعرفه‌های سنگین بر واردات از 14 کشور آغاز کرد. در این میان، قزاقستان به‌عنوان نخستین کشور آسیای مرکزی که با تعرفه 25 درصدی روبرو شد، به نمادی از سیاست جدید تقابلی آمریکا در برابر رقبا و حتی شرکای تجاری بدل شد. هرچند ازبکستان به‌طور رسمی در فهرست اعلامی قرار نگرفته، اما به‌دلیل موقعیت ژئو‌اقتصادی‌اش در منطقه، عضویت در گروه بریکس و همگرایی با چین، به‌شدت در معرض تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم این سیاست قرار دارد.لذا بررسی و تحلیل پیامدهای این تحولات بر اقتصاد آسیای مرکزی به‌ویژه ازبکستان و ترسیم روندهای آینده‌پژوهانه‌ترضروری بنظر می رسد.

اقتصاد فوق‌العاده بزرگ چین: موتور محرک پایداری جهانی، همکاری در راستای توسعه قزاقستان

خلاصه مدیریتی : در دستورالعمل‌های توسعه اقتصادی-اجتماعی این کشور را در طول دوره پانزدهم برنامه پنج ساله تعیین کرد، یک رویداد سیاسی مهم نه تنها برای این کشور، بلکه برای کل جهان بود. این تصمیمات نشان دهنده قصد چین برای حفظ و تقویت نقش خود به عنوان محرک اصلی رشد جهانی، علیرغم وضعیت پیچیده بین‌المللی و فشارهای خارجی بود.از طرفی قزاقستان پس از استقلال، سیاست خارجی مبتنی بر توسعۀ اقتصادی و بهره‌گیری از منابع طبیعی غنی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود را دنبال کرد. در این راستا، صادرات منابع انرژی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی نقش مهمی در رشد اقتصادی این کشور در سه دهۀ گذشته داشته است و مرحلۀ عطف این روند را نیز می‌توان، افزایش چشمگیر روابط اقتصادی با چین و تعریف جایگاهی ویژه برای قزاقستان در قالب ابتکار (یک کمربند - یک جاده) دانست در ابعاد گوناگون، نقش قابل توجهی در تحقق اهداف توسعۀ اقتصادی قزاقستان ایفا کرده و به سیر فزایندۀ ارتقاء مناسبات این دو همسایۀ آسیایی منجر شده است. همکاری بین اقتصادهای بزرگ و کوچک چین و قزاقستان باعث ایجاد هم‌افزایی می‌شود. قزاقستان یکی از بارزترین نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد چگونه نزدیکی به یک اقتصاد بزرگ می‌تواند به جای یک خطر، به یک مزیت تبدیل شود. در دنیای امروز، هر اقتصاد کوچکی نمی‌تواند در بحبوحه شوک‌های جهانی سرپا بماند. اما همکاری آن با چین به قزاقستان کمک می‌کند تا نه تنها ثبات پیدا کند، بلکه سریع‌تر از بسیاری از کشورهای دیگر منطقه رشد کند.نفوذ فزایندۀ چین در اقتصاد و صنایع قزاقستان است که در سال‌های اخیر، موجب هرچه نزدیک‌تر شدن پکن و آستانه به یکدیگر شده است. با وجود این، هدف از روابط اقتصادی در سیاست خارجی قزاقستان، حفظ و توسعۀ منافع ملی و اقتصادی این کشور است. توسعۀ روابط اقتصادی، تجاری، صنعتی و سرمایه‌گذاری با چین نیز، تا آنجا که در خدمت این هدف قرار گیرد، از سوی قزاقستان، مورد پذیرش و استقبال می‌باشد.

بحران آب و تأثیرات ژئوپلیتیکی آنها بر ازبکستان

منطقه آسیای مرکزی با وجود رودخانه‌های بزرگی مانند آمودریا و سیردریا، از جمله خشک‌ترین مناطق جهان محسوب می‌شود. این منطقه در حال حاضر با یکی از شدیدترین بحران‌های منابع آبی مواجه است که ناشی از عواملی مانند رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی، سیاست‌های ناکارآمد آب توسط همسایگان و در داخل کشور، و توسعه زیرساختی ناسازگار با ظرفیت‌های طبیعی می‌باشد. ازبکستان به عنوان پرجمعیت‌ترین کشور آسیای مرکزی و یکی از اصلی‌ترین مصرف‌کنندگان آب، در مرکز این بحران قرار دارد.

بررسی وضعیت هوش مصنوعی در آسیای مرکزی: راهبردها، ابتکارات، چشم‌اندازها

توسعه هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از اولویت‌های کلیدی سیاست‌های دولتی در کشورهای آسیای مرکزی است. قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان رویکردی سیستماتیک را برای توسعه هوش مصنوعی نشان می‌دهند، زیرساخت‌های لازم را ایجاد می‌کنند، پرسنل را آموزش می‌دهند و شرایط مساعدی را برای نوآوری ایجاد می‌کنند. هر کشور حوزه‌ها و اهداف اولویت‌دار خود را در حوزه هوش مصنوعی مشخص کرده است که نشان دهنده اهمیت استراتژیک این حوزه برای توسعه منطقه است. در همین حال 5 کشور منطقه به صورت جداگانه راهبردهای ملی برای توسعه به اهداف مرتبط با هوش مصنوعی و توسعه دیجیتال را تا سال 2030 در دستور کار دارند.

بحران آب و تأثیرات ژئوپلیتیکی آنها بر ازبکستان

منطقه آسیای مرکزی با وجود رودخانه‌های بزرگی مانند آمودریا و سیردریا، از جمله خشک‌ترین مناطق جهان محسوب می‌شود. این منطقه در حال حاضر با یکی از شدیدترین بحران‌های منابع آبی مواجه است که ناشی از عواملی مانند رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی، سیاست‌های ناکارآمد آب توسط همسایگان و در داخل کشور، و توسعه زیرساختی ناسازگار با ظرفیت‌های طبیعی می‌باشد. ازبکستان به عنوان پرجمعیت‌ترین کشور آسیای مرکزی و یکی از اصلی‌ترین مصرف‌کنندگان آب، در مرکز این بحران قرار دارد.

تقویت موقعیت ژئواقتصادی آسیای مرکزی در بازار جهانی مواد معدنی حیاتی

در دهه‌های اخیر، مواد معدنی حیاتی و عناصر کمیاب که تا پیش از این نقش چندان برجسته‌ای در معادلات ژئوپلیتیکی نداشتند، به کانون توجه بازیگران جهانی در عرصه‌های امنیتی، اقتصادی و فناورانه تبدیل شده‌اند. رشد انفجاری فناوری‌های نوین از جمله انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی، هوش مصنوعی، تجهیزات نظامی‌پیشرفته و زیرساخت‌های فناورمحور، همگی بر زنجیره‌ای از عناصر معدنی خاص متکی‌اند که توزیع نامتوازنی در جهان دارند. این اتکا باعث شده هرگونه اختلال در زنجیره تأمین، نه تنها پیامدهای اقتصادی بلکه تبعات امنیتی گسترده‌ای نیز در پی داشته باشد.