لزوم توجه دولتها در آسیای مرکزی به مشاغل سنتی در کنار توجه به فناوریهای نوین
در راهروهای شیک مرکز آستانه در قزاقستان قدم بزنید یا در یک اجلاس معتبر فناوری در تاشکند شرکت کنید سخنرانیهای خیرهکنندهای خواهید شنید. طبق این روایتها، آسیای مرکزی در آستانه یک انقلاب عظیم دیجیتال است. از پیشرفتهای چشمگیر در فینتک و خدمات دولتی مبتنی بر هوش مصنوعی گرفته تا نوآوریهای انرژی پاک این منطقه واقعاً از جلوه اقتصاد جهانی مدرن هیجانزده است.
با این حال در پشت این نمای فناوری پیشرفته یک واقعیت جمعیتی و اقتصادی سخت نهفته است: کدهای کامپیوتری نمیتوانند جمعیت رو به رشد را تغذیه کنند و الگوریتمها نمیتوانند خانه بسازند.
آسیای مرکزی در تلاش تهاجمی خود برای پیشرفت فناوری با وسوسه خطرناک غفلت از بنیانهای ساختار اجتماعی-اقتصادی خود روبرو است. این منطقه در تلاش برای ایجاد یک تصویر مدرن نباید از یک حقیقت اساسی غافل شود: لنگر واقعی ثبات رفاه و رشد فراگیر منطقهای همچنان بخشهای بیتکلف کمفناوری و کاربر اقتصاد است.
ایجاد تعادل بین «عشق تکنولوژیکی» و واقعیتهای ریشهدار
این «عشق» منطقهای با «اکوسیستم دیجیتال» ذاتاً هیچ مشکلی ندارد. ساخت مراکز داده پیشرفته، دیجیتالی کردن رویههای گمرکی و پشتیبانی از توسعه نرمافزار همگی اهدافی ارزشمند و آیندهنگر هستند. اگر آسیای مرکزی بخواهد در صحنه جهانی رقابت کند اینها گامهای ضروری هستند. با این حال یک استراتژی اقتصادی نمیتواند صرفاً بر اساس عشق ساخته شود؛ بلکه باید با قابلیتهای واقعی شهروند معمولی ارتباط نزدیکی داشته باشد.
یک شکاف آشکار زمانی ایجاد میشود که سرمایه فکری و مالی یک کشور به طور نامتناسبی به سمت صنایع با فناوری پیشرفته هدایت شود در حالی که اکثریت قریب به اتفاق جمعیت فاقد سواد تخصصی برای کار در آنها هستند.
شهروند معمولی، تاجر بازارر، کشاورز کوچک، جوانان روستایی - در یک ماتریس ابری زندگی نمیکنند. آنها به کار واقعی و پردرآمدی نیاز دارند که با مهارتهای فعلی آنها مطابقت داشته باشد. برای این میلیونها نفر توسعه اقتصادی نه توسط بلاکچین یا محاسبات کوانتومیبلکه توسط مشاغل موجود در بخشهای کمفناوری و پرکار اقتصاد تقویت میشود.
ریاضیات تودهها
ریاضیات اشتغال منطقهای به وضوح مقیاس این شکاف را نشان میدهد. بخشهای سرمایهبر که بخش عمدهای از ثروت آسیای مرکزی را تولید میکنند (عمدتاً نفت، گاز و استخراج مواد معدنی ) تنها بخش کوچکی از جمعیت شاغل را استخدام میکنند. به عنوان مثال در قزاقستان بخش مواد خام ، سهم عمدهای از درآمد صادرات را تشکیل میدهد با این حال کمتر از 6٪ از جمعیت را استخدام میکند.
به طور مشابه مراکز فناوری پیشرفته و خدمات دیجیتال به دلیل ایجاد شغل بسیار کم (نسبت به درآمدشان) شناخته میشوند. یک استارتاپ فینتک با رشد سریع میتواند تنها با چند صد مهندس به میلیونها کاربر دسترسی پیدا کند.
از دیگر سو آسیای مرکزی شاهد روند فزایندۀ افزایش جمعیت است. بیش از نیمی از 37 میلیون نفر در ازبکستان زیر 30 سال سن دارند. تاجیکستان با داشتن تنها 21.5 سال جوانترین میانگین سنی را در منطقه دارد. هزاران جوان در این منطقه هر ماه وارد بازار کار میشوند. اگر توجه دولت کاملاً به ایجاد مشاغل دیجیتال معطوف شود میلیونها شهروند بیکار به حاشیه رانده میشوند.
درآمدها واقعاً از کجا به دست میآیند؟
برای درک اینکه اکثر مردم آسیای مرکزی معاش روزانه خود را از کجا تامین میکنند باید فراتر از برجهای اداری باشکوه ، به مزارع، کارگاههای ساختمانی و کف کارخانهها نگاه کرد.
کشاورزی و فرآوری مواد غذایی: دره حاصلخیز فرغانه و کمربندهای کشاورزی در جنوب قزاقستان، ترکمنستان و تاجیکستان محل امرار معاش میلیونها نفر است. هرچند اتوماسیون میتواند بازده را افزایش دهد اما برداشت محصول، مرتبسازی، خشک کردن و بستهبندی همچنان فرآیندهای بسیار پرزحمتی هستند. این بخشی است که مستقیماً کار فیزیکی را به درآمد خانواده تبدیل میکند.
نساجی و صنایع سبک: تغییر استراتژیک از صادرات پنبه خام و چرم به تولید داخلی در حال حاضر اثربخشی خود را به عنوان یک مولد قدرتمند شغل ثابت کرده است. کارخانههای پوشاک در ازبکستان مجتمعهای نساجی در ترکمنستان و بازارهای شلوغ پوشاک در قرقیزستان، اشتغال سریع و در دسترس را در هر دو بخش رسمی و غیررسمی فراهم میکنند.
"اقتصاد چیزهای ساده": ساخت و ساز، صنایع داخلی، مصالح ساختمانی، ساخت مبلمان و کالاهای مصرفی اساسی به عنوان "اسفنجهای" اقتصادی حیاتی عمل میکنند. وقتی قیمت جهانی کالاها نوسان میکند این صنایع محلی با فناوری پایین شوکها را جذب کرده و زنجیرههای تأمین محلی را متعادل نگه داشته و تضمین میکنند که دستمزدها به کارگران محلی پرداخت میشود.
یک معادله متعادل، نه یک انتخاب دوتایی
محافظت از بخشهای فناوری پایین، اقدامی ضدتوسعه نیست. دولت الکترونیک برای کاهش فساد، بهبود حمل و نقل و سادهسازی رویههای بوروکراتیک ضروری است با این حال فناوری باید به عنوان ابزاری برای توسعه صنایع سنتی نیز در نظر گرفته شود نه به عنوان راهبردی برای جایگزینی آنها.
وقتی دولتی سخاوتمندانه از یک مرکز رشد هوش مصنوعی حمایت میکند و در عین حال اجازه میدهد تولید داخلی نساجی یا کفش با واردات ارزان جایگزین شود ثبات اجتماعی بلندمدت را با اعتبار کوتاهمدت معاوضه میکند. فناوری پیشرفته، ثروت ایجاد میکند اما سرمایهگذاری در بخش فناوری پایین است که آن را بین مردم توزیع میکند.
اگر کشورهای آسیای مرکزی میخواهند از نابرابریهای عمیق منطقهای که تنشهای اجتماعی را تشدید میکند جلوگیری کنند باید یک راهکار اقتصادی دو منظوره را دنبال کنند. از یکسو توسعۀ قطبهای فناوری در مراکز شهری و همزمان اختصاص دادن بودجههای دولتی به تولید کالاهای مصرفی. آینده اقتصادی منطقه نه به انتخاب بین بیل و تلفن هوشمند بلکه به درک این موضوع بستگی دارد که برای اکثریت قریب به اتفاق ساکنان آن بیل هنوز ابزاری است که نان را به خانه میآورد.
منبع:
خبرگزاری نیو سنترال آسیا
https://www.newscentralasia.net/2026/09/08/tsifrovoy-mirazh-tsentralnoy-azii-pochemu-nizkotekhnologichnyye-sektory-ostayutsya-nastoyashchim-dvigatelem-stabilnosti/