معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۶/۱۲- ۱۵:۲۸

« مـس » فلز راهبردی عصر هوش مصنوعی

در بیش از یک قرن گذشته، نفت مهم‌ترین عامل شکل‌دهنده اقتصاد جهانی و معادلات ژئوپلیتیکی بود. اما تغییرات فناورانه و اقتصادی دهه‌های اخیر، جهان را وارد مرحله‌ای نموده که در آن برق، داده و فناوری‌های نوین نقش فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند. در این شرایط، اهمیت مواد معدنی راهبردی بیش از گذشته افزایش یافته است. در این میان، مس جایگاهی ویژه دارد. رسانایی بالا، دوام زیاد، قابلیت بازیافت و نبود جایگزین مناسب، این فلز را به یکی از عناصر اصلی شبکه‌های برق، خودروهای برقی، انرژی‌های تجدیدپذیر، تجهیزات الکترونیکی و مراکز داده تبدیل کرده. ضمن اینکه رشد سریع هوش مصنوعی این روند را تشدید نموده است. توسعه مراکز داده و زیرساخت‌های مورد نیاز اقتصاد دیجیتال، مصرف مس را افزایش داده و اهمیت این فلز را از یک کالای معدنی به یک موضوع اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. با وجود ذخایر قابل توجه جهانی، چالش اصلی آینده بازار مس، سرعت تبدیل منابع موجود به ظرفیت تولید واقعی است. طولانی بودن فرآیند توسعه معادن و افزایش هم‌زمان تقاضا، رقابت برای دسترسی به منابع مس را تشدید کرده است. این گزارش تا حدی به بررسی جایگاه مس در اقتصاد جهانی عصر هوش مصنوعی، چالش‌های عرضه، پیامدهای ژئوپلیتیکی و نقش کشورهای تولیدکننده، به‌ویژه در آمریکای لاتین، می‌پردازد.

از نفت تا مس؛ تغییر ستون فقرات اقتصاد جهانی

در سال ۱۸۵۹، با حفاری نخستین چاه نفت تجاری در ایالات متحده، عصری آغاز شد که بیش از یک قرن بر اقتصاد و سیاست جهان سایه افکند. نفت به سوخت اصلی صنایع، حمل‌ونقل، نیروگاه‌ها و ارتش‌ها تبدیل شد و دسترسی به آن، یکی از عوامل تعیین‌کننده قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشورها گردید. اکنون، پس از گذشت بیش از ۱۶۰ سال، بسیاری از کارشناسان معتقدند که جهان در آستانه تحولی مشابه قرار گرفته؛ با این تفاوت که این بار، محور تحول نه یک منبع انرژی، بلکه فلزی راهبردی است. در کنگره جهانی معدن ۲۰۲۶، «دیوید استرنگ»، مدیرعامل شرکت معدنی اِرو کوپر (Ero Copper)، این تغییر را با جمله‌ای توصیف کرد که بازتاب گسترده‌ای یافت: «مس، نفت جدید است و باید این واقعیت را بپذیریم». این عبارت صرفاً یک تشبیه کلامی نیست، بلکه بازتاب تغییری بنیادین در ساختار اقتصاد جهانی است. همان‌گونه که نفت زیربنای اقتصاد صنعتی قرن بیستم بود، به نظر می رسد مس نیز به زیرساخت اقتصاد برق‌محور و دیجیتال قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. ریشه این تحول، دگرگونی ماهیت اقتصاد جهانی است. اقتصاد آینده بر پایه برق، داده و هوش مصنوعی استوار خواهد بود و تقریباً همه فناوری‌های نوظهور، از خودروهای برقی و ربات‌ها گرفته تا شبکه‌های هوشمند برق، نیروگاه‌های تجدیدپذیر و مراکز داده، به دلیل رسانایی بالا و نبود جایگزین اقتصادی و فنی مناسب، به مس وابسته‌اند. رشد شتابان هوش مصنوعی این وابستگی را بیش از پیش افزایش داده است. توسعه مراکز داده به سرمایه‌گذاری گسترده در شبکه‌های برق، کابل‌های انتقال، ترانسفورماتورها و سامانه‌های خنک‌کننده نیاز دارد که همگی مصرف‌کننده عمده مس هستند. از این رو، تقاضای این فلز بیش از گذشته به توسعه زیرساخت‌های دیجیتال و سرعت گسترش هوش مصنوعی گره خورده است. هم‌زمان، گذار جهانی به انرژی‌های پاک نیز فشار مضاعفی بر بازار مس وارد نموده. خودروهای برقی، نیروگاه‌های بادی و خورشیدی و شبکه‌های انتقال برق، در مقایسه با فناوری‌های متکی بر سوخت‌های فسیلی، به حجم  بیشتری از مس نیاز دارند. هم‌زمانی این روند با گسترش هوش مصنوعی، تقاضای جهانی برای مس را وارد مرحله‌ای کم‌سابقه کرده است. در نتیجه، بسیاری از تحلیلگران معتقدند جهان به‌تدریج وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن امنیت مواد معدنی، هم‌سنگ امنیت انرژی خواهد بود. از این روی، رقابت بر سر منابع مس دیگر صرفاً یک موضوع معدنی نیست، بلکه به بخشی از رقابت صنعتی، فناورانه و ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

از انقلاب دیجیتال تا انقلاب معدنی؛ هوش مصنوعی چگونه بازار جهانی مس را دگرگون می‌کند؟

در نگاه نخست، هوش مصنوعی پدیده‌ای صرفاً نرم‌افزاری به نظر می‌رسد؛ مجموعه‌ای از الگوریتم‌ها و مدل‌های زبانی که بر روی رایانه‌ها اجرا می‌شوند. اما این فناوری بر شبکه‌ای گسترده از زیرساخت‌های فیزیکی استوار است که بدون آن، هیچ سامانه هوش مصنوعی قادر به فعالیت نیست. هر پرسش، تصویر یا تحلیل تولیدشده توسط سامانه‌های هوش مصنوعی، در نهایت در هزاران پردازنده مستقر در مراکز داده پردازش می‌شود. این مراکز برای فعالیت مداوم به برق، سامانه‌های خنک‌کننده، تجهیزات انتقال انرژی و شبکه‌های ارتباطی نیاز دارند؛ زیرساخت‌هایی که بخش عمده آنها بر پایه مس بنا شده‌اند. از همین رو، بسیاری از کارشناسان معتقدند هوش مصنوعی تنها یک تحول نرم‌افزاری نیست، بلکه محرکی برای دگرگونی صنایع انرژی، برق و معدن نیز به شمار می‌آید.

سال ها پیش، رشد تقاضای جهانی مس عمدتاً به توسعه خودروهای برقی، انرژی‌های تجدید پذیر و برنامه‌های کاهش انتشار کربن نسبت داده می‌شد؛ اما از سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، گسترش سریع هوش مصنوعی و رقابت شرکت‌های بزرگ فناوری برای توسعه مراکز داده، محرک تازه‌ای به بازار افزود؛ محرکی که با سرعتی فراتر از پیش‌بینی‌ها در حال رشد است. یک مرکز داده مدرن تنها مجموعه‌ای از سرورها نیست، بلکه شبکه‌ای پیچیده از ترانسفورماتورها، کابل‌های انتقال، سامانه‌های خنک‌کننده، منابع تغذیه اضطراری و تجهیزات حفاظتی را نیز در بر می‌گیرد که همگی مصرف‌کننده قابل‌توجه مس هستند. افزون بر این، پردازنده‌های هوش مصنوعی گرمای بسیار زیادی تولید می‌کنند و به سامانه‌های خنک‌کننده قدرتمند نیاز دارند؛ ازاین‌رو هرچه توان پردازشی و مصرف برق مراکز داده افزایش یابد، مصرف مس نیز بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، برخی تحلیلگران از مس بعنوان «رگ‌های گردش خون اقتصاد دیجیتال» یاد می‌کنند. به گفته خوان کارلوس اورتیز، نایب‌رئیس موسسه مهندسان معدن پرو، طی سه تا چهار سال آینده، مراکز داده هوش مصنوعی از صنعت خودروسازی عبور کرده و به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده جدید مس در جهان تبدیل خواهند شد. این تحول نشان می‌دهد که مرکز ثقل تقاضای جهانی مس به‌تدریج از صنایع سنتی به زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال منتقل می‌شود.

مطالعه «مس در عصر هوش مصنوعی» منتشرشده توسط موسسه اس اند پی گلوبال، مراکز داده را «کارخانه‌های هوش مصنوعی» می‌نامد؛ زیرا محصول اصلی آنها دیگر صرفاً پردازش داده نیست، بلکه آموزش و اجرای مدل‌های هوشمند است. بر اساس این مطالعه، مصرف مس در مراکز داده از حدود ۱.۱ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۲.۵ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید. همچنین پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰، حدود ۵۸ درصد مصرف مس این مراکز به زیرساخت‌های آموزش مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی اختصاص یابد. هم‌زمان، کارشناسان شرکت مشاوره‌ای سی آر یو گروپ بر این باورند که جهان در آستانه یکی از بزرگ‌ترین موج‌های سرمایه‌گذاری تاریخ در زیرساخت‌های فناوری قرار دارد و پیش‌بینی می‌شود طی پنج سال آینده حدود ۲۵ تریلیون دلار در توسعه مراکز داده سرمایه‌گذاری شود. این سرمایه‌گذاری تنها به خرید پردازنده‌ها محدود نیست، بلکه توسعه ساختمان‌ها، شبکه‌های انتقال برق، نیروگاه‌ها، سامانه‌های خنک‌کننده و تجهیزات الکتریکی را نیز در بر می‌گیرد؛ بخش‌هایی که همگی مصرف‌کننده عمده مس هستند. در نتیجه، رشد شتابان هوش مصنوعی چشم‌انداز بازار جهانی مس را دگرگون کرده است. افزایش تقاضا، ضرورت توسعه معادن جدید و ارتقاء اهمیت کشورهای دارای ذخایر بزرگ، از مهم‌ترین پیامدهای این تحول به شمار می‌روند. در این میان، کشورهایی مانند پرو، شیلی، جمهوری دموکراتیک کنگو و استرالیا می‌توانند نقش پررنگ‌تری در زنجیره تأمین اقتصاد دیجیتال و رقابت‌های ژئوپلیتیکی آینده ایفا کنند.

بحران عرضه؛ آیا جهان برای عصر جدید مس آماده است؟

در صنعت معدن، افزایش تقاضا لزوماً به معنای افزایش سریع تولید نیست. برخلاف صنایع تولیدی که می‌توانند با توسعه خطوط تولید به نیاز بازار پاسخ دهند، راه‌اندازی یک معدن جدید فرآیندی طولانی، پرهزینه و پیچیده است. از زمان کشف یک ذخیره تا آغاز استخراج تجاری، معمولاً ۱۰ تا 15 سال صرف اکتشاف، مطالعات فنی و زیست‌محیطی، اخذ مجوزها، تأمین مالی و احداث زیرساخت‌ها می‌شود. بنابراین، حتی اگر امروز سرمایه‌گذاری گسترده‌ای آغاز شود، بخش عمده تولید معادن جدید تا سال‌ها وارد بازار نخواهد شد. از این رو، نگرانی اصلی صنعت معدن نه رشد تقاضا، بلکه توان پاسخگویی به آن در زمان مناسب است.

در کنگره جهانی معدن ۲۰۲۶، دیوید استرنگ، مدیرعامل شرکت اِرو کوپر، هشدار داد که ادامه روند توسعه هوش مصنوعی، مراکز داده و برقی‌سازی اقتصاد، مستلزم تقریباً دو برابر شدن تولید جهانی مس در دهه‌های آینده است. به گفته او، مشکل اصلی کمبود ذخایر نیست، بلکه تبدیل ظرفیت‌های بالقوه به تولید واقعی است. او تأکید می‌کند: «مسئله این نیست که مس وجود ندارد؛ مسئله سرعتی است که می‌توان پروژه‌های معدنی را به مرحله تولید رساند».

گلوگاه اصلی؛ توسعه پروژه‌ها

کارشناسان صنعت معدن، طولانی بودن فرآیندهای اداری و صدور مجوزها را مهم‌ترین مانع توسعه معادن جدید می‌دانند. دریافت مجوزهای زیست‌محیطی، اجتماعی و معدنی در بسیاری از کشورها سال‌ها زمان می‌برد و سرعت افزایش عرضه را کاهش می‌دهد. در عین حال، هدف کاهش استانداردهای زیست‌محیطی یا نادیده گرفتن حقوق جوامع محلی نیست، بلکه ایجاد فرآیندهایی شفاف‌تر، سریع‌تر و قابل پیش‌بینی است تا پروژه‌ها در زمان مناسب به مرحله تولید برسند. در همین راستا، فرانک نیکولیچ از سی آر یو گروپ معتقد است صنعت معدن باید از رویکرد واکنش‌گرا فاصله بگیرد. به گفته او، رشد تقاضا دیگر تنها ناشی از چرخه‌های اقتصادی نیست، بلکه حاصل هم‌زمان چند روند ساختاری از جمله هوش مصنوعی، گذار انرژی، خودروهای برقی، توسعه مراکز داده و نوسازی شبکه‌های برق است؛ بنابراین سرمایه‌گذاری‌ها باید بر مبنای نیازهای آینده برنامه‌ریزی شوند، نه واکنش به کمبودهای مقطعی بازار.

گزارش مطالعه «مس در عصر هوش مصنوعی» نیز این نگرانی را تأیید می‌کند. بر اساس این گزارش، اگر سرمایه‌گذاری در اکتشاف، توسعه معادن، فناوری‌های استخراج و ظرفیت فرآوری با سرعت کافی افزایش نیابد، جهان در دهه آینده با کمبود ساختاری مس روبه‌رو خواهد شد؛ کمبودی که می‌تواند توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی، شبکه‌های انتقال برق و مراکز داده هوش مصنوعی را با محدودیت مواجه نماید.

فرصت راهبردی برای کشورهای تولیدکننده

افزایش تقاضای جهانی و اهمیت فزاینده مس، فرصت کم‌سابقه‌ای را برای کشورهای دارای ذخایر بزرگ این فلز ایجاد کرده. با این حال، تجربه کشورهای دارای منابع طبیعی نشان می‌دهد که برخورداری از ذخایر معدنی به‌تنهایی تضمین‌کننده توسعه اقتصادی نیست. بهره‌گیری از این فرصت نیازمند حکمرانی کارآمد، جذب سرمایه‌گذاری، توسعه زیرساخت‌ها، تقویت صنایع پایین‌دستی و تبدیل درآمدهای معدنی به ارزش افزوده پایدار است.

در این میان، پرو و شیلی به دلیل جایگاه برجسته خود در ذخایر و تولید جهانی مس، به بازیگران مهم امنیت زنجیره تأمین اقتصاد دیجیتال تبدیل شده‌اند. پرو، با برخورداری از دومین ذخایر بزرگ شناخته‌شده مس جهان و مجموعه‌ای از پروژه‌های توسعه‌ای، ظرفیت قابل توجهی برای افزایش سهم خود در بازار جهانی دارد؛ هرچند تحقق این ظرفیت به بهبود فضای سرمایه‌گذاری، تسریع فرآیندهای اجرایی و رفع موانع اداری وابسته است. هم‌زمان، احتمال شکل‌گیری شکاف میان عرضه و تقاضا، توجه سرمایه‌گذاران را به بخش معدن افزایش داده و می‌تواند قیمت مس را در سطوح بالاتری تثبیت کند. با وجود این، افزایش قیمت‌ها تنها بخشی از مسئله را حل می‌کند؛ زیرا توسعه معادن جدید همچنان به سرمایه‌گذاری کلان، فناوری و زمان طولانی نیاز دارد. از این رو، ایجاد تعادل میان رشد تقاضا و افزایش ظرفیت تولید، یکی از مهم‌ترین چالش‌های بازار جهانی مس در دهه آینده خواهد بود.

فراتر از صادرات مواد خام

روزنامه ال پائیس در مقاله «رویای بزرگ معدن آمریکای لاتین» تأکید می‌کند که نقش منطقه نباید به تأمین مواد اولیه محدود شود. به اعتقاد نویسنده، ثروت معدنی آمریکای لاتین زمانی به توسعه پایدار منجر خواهد شد که درآمدهای معدنی در آموزش، زیرساخت، فناوری، ایجاد اشتغال و توسعه صنایع پایین‌دستی سرمایه‌گذاری شود. در همین راستا، تشکیل ائتلاف معدن آمریکای لاتین (ALMA) با هدف تقویت همکاری‌های منطقه‌ای، مقابله با استخراج غیرقانونی، جذب سرمایه‌گذاری مسئولانه و بهبود حکمرانی معدنی، تلاشی برای تبدیل ظرفیت معدنی منطقه به مزیت توسعه‌ای پایدار به شمار می‌رود.

ژئوپلیتیک «فلز سرخ»؛ آیا جهان وارد عصر جدیدی از رقابت بر سر مس می‌شود؟

در قرن بیستم، امنیت انرژی یکی از ارکان اصلی سیاست بین‌الملل بود و دسترسی به نفت و گاز نقشی تعیین‌کننده در رشد اقتصادی، اتحادهای سیاسی و حتی منازعات نظامی داشت. امروز، با گسترش اقتصاد دیجیتال و گذار به انرژی‌های پاک، بسیاری از تحلیلگران معتقدند جهان به‌تدریج وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن امنیت مواد معدنی اهمیتی هم‌سنگ امنیت انرژی خواهد یافت. در این میان، مس جایگاهی ویژه دارد و رقابت بر سر دسترسی به منابع مس به یکی از ابعاد جدید رقابت ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. افزایش اهمیت راهبردی مس، رقابت کشورها برای تضمین دسترسی به منابع معدنی را وارد مرحله‌ای تازه نموده. در کنگره جهانی معدن ۲۰۲۶، دیوید استرنگ نسبت به گسترش پدیده «ملی‌گرایی منابع» هشدار داد؛ مفهومی‌که به سیاست‌هایی مانند افزایش مالیات، محدودیت صادرات، الزام به فرآوری داخلی و گسترش نقش دولت در مدیریت منابع معدنی اشاره دارد. به اعتقاد او، تشدید رقابت جهانی برای تأمین مس می‌تواند کشورهای تولیدکننده را به استفاده راهبردی‌تر از ذخایر معدنی خود سوق دهد.

در همین راستا، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ فناوری دیگر تنها به خرید مس از بازارهای جهانی اکتفا نمی‌کنند، بلکه از طریق سرمایه‌گذاری مستقیم در معادن، انعقاد قراردادهای بلندمدت خرید، مشارکت در پروژه‌های اکتشافی و تملک سهام شرکت‌های معدنی، در پی تضمین امنیت زنجیره تأمین خود هستند. هند نمونه‌ای از این رویکرد است؛ کشوری که با وجود سرمایه‌گذاری گسترده در واحدهای ذوب و پالایش، همچنان برای تأمین مواد اولیه به واردات وابسته است. روندی مشابه در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه نیز مشاهده می‌شود که هم‌زمان با گسترش صنایع و زیرساخت‌های دیجیتال  به مصرف‌کنندگان بزرگ مس تبدیل شده‌اند.

آغاز عصر «دیپلماسی مواد معدنی»

همان‌گونه که در گذشته «دیپلماسی انرژی» بر محور نفت و گاز شکل گرفته بود، امروز مفهوم «دیپلماسی مواد معدنی» به‌تدریج در حال ورود به ادبیات روابط بین‌الملل است. کشورها از طریق توافق‌های دوجانبه، سرمایه‌گذاری در معادن، مشارکت‌های صنعتی و ایجاد زنجیره‌های تأمین امن، می‌کوشند دسترسی بلندمدت خود به مواد معدنی راهبردی، به‌ویژه مس، لیتیوم، کبالت و عناصر خاکی کمیاب را تضمین کنند.

چین و جایگاه آمریکای لاتین

به نظر می رسد تحلیل بازار جهانی مس بدون در نظر گرفتن نقش چین کامل نخواهد بود. این کشور طی دو دهه گذشته به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده مس جهان تبدیل شده و توسعه صنایع، شبکه‌های برق، انرژی‌های تجدیدپذیر و هوش مصنوعی، این جایگاه را بیش از پیش تقویت کرده است. وابستگی صادراتی پرو نیز این واقعیت را نشان می‌دهد. حدود 74 درصد صادرات مس این کشور راهی چین می‌شود و در مجموع، چین، ژاپن و ایالات متحده در مجموع حدود ۸۵ درصد از صادرات مس پرو را جذب می‌کنند؛ موضوعی که اهمیت تحولات ژئوپلیتیکی شرق آسیا و اقیانوس آرام را برای اقتصاد پرو دوچندان کرده؛ ضمن اینکه وابستگی این کشور به چند بازار محدود را نیز افزایش داده است.

در سطح منطقه‌ای نیز، آمریکای لاتین با برخورداری از ذخایر عظیم مس، لیتیوم، نیکل، نقره و سایر مواد معدنی راهبردی، به یکی از مهم‌ترین مناطق جهان برای تأمین نیازهای اقتصاد آینده تبدیل شده است.

وضعیت معادن مس پرو

1) مس؛ ستون اصلی اقتصاد پرو

مس مهم‌ترین کالای صادراتی پرو و یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد این کشور است. در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶، ارزش صادرات مس از ۱۰ میلیارد دلار فراتر رفت که نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از ۵۰ درصد افزایش داشته.در همین دوره، حدود ۳۵ درصد از کل صادرات کشور به این فلز اختصاص یافته؛ موضوعی که نشان می‌دهد تحولات بازار جهانی مس تأثیر مستقیمی‌بر رشد اقتصادی، درآمدهای ارزی و سرمایه‌گذاری در پرو دارد. در سال ۲۰۲۵ نیز بر اساس آمار رسمی وزارت انرژی و معادن پرو، مس و طلا در مجموع ۵۴.۲ درصد ارزش کل صادرات این کشور را تشکیل داده اند که نشان‌دهنده جایگاه محوری بخش معدن در اقتصاد پرو است.

2) پرو می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین برندگان عصر جدید مس تبدیل شود؟

با افزایش اهمیت راهبردی مس در اقتصاد جهانی، پرو به یکی از مهم‌ترین بازیگران بالقوه این بازار تبدیل شده. این کشور علاوه بر آنکه سومین تولیدکننده بزرگ مس جهان است، دومین ذخایر بزرگ شناخته‌شده این فلز را نیز در اختیار دارد. بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر پرو بتواند موانع اجرایی و نهادی موجود را برطرف کند، می‌تواند از بزرگ‌ترین برندگان عصر جدید اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی باشد.

3) ظرفیت تولید و پروژه‌های آینده در پرو

تا پایان آوریل ۲۰۲۶، تولید مس پرو از ۹۱۸ هزار تن فراتر رفت. سه معدن آنتامینا، لاس بامباس و سروه‌ورده در مجموع نزدیک به نیمی از تولید ملی را تأمین می‌کنند. مزیت اصلی پرو، تنها در ظرفیت فعلی تولید نیست، بلکه در پروژه‌های در دست توسعه آن نهفته است. ارزش سبد پروژه‌های معدنی این کشور بین ۶۷ تا ۷۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود که بیش از ۷۰ درصد آن به پروژه‌های مس اختصاص دارد. از این روی، بسیاری از تحلیلگران، پرو را یکی از مهم‌ترین منابع تأمین رشد آینده عرضه جهانی مس می‌دانند.

4) بازار تضمین‌شده، چالش در تولید

برخلاف بسیاری از مواد معدنی، نگرانی اصلی صنعت مس کمبود تقاضا نیست، بلکه سرعت افزایش تولید است. خوان کارلوس اورتیز، نایب‌رئیس موسسه مهندسان معدن پرو، معتقد است که چالش اصلی کشورش یافتن خریدار نیست، بلکه افزایش سرعت توسعه پروژه‌ها و تبدیل ذخایر به تولید واقعی است.

5) وابستگی به چین؛ فرصت و ریسک

حدود ۷۴ درصد صادرات مس پرو به چین صادر می‌شود و ژاپن و ایالات متحده نیز در مجموع حدود ۱۱ درصد دیگر را خریداری می‌کنند. در نتیجه، حدود ۸۵ درصد صادرات این فلز به سه بازار اصلی وابسته است.این تمرکز صادراتی از یک سو مزیتی مهم برای پرو به شمار می‌رود، زیرا چین بزرگ‌ترین مصرف‌کننده مس جهان است؛ اما از سوی دیگر، اقتصاد این کشور را در برابر تحولات ژئوپلیتیکی و تجاری آسیب‌پذیر می‌کند و تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی را به یکی از اولویت‌های راهبردی آن تبدیل کرده است.

6) چالش اصلی؛ اجرا و حکمرانی

تقریباً همه کارشناسان صنعت معدن بر یک نکته اتفاق نظر دارند: مشکل پرو کمبود ذخایر نیست، بلکه سرعت پایین اجرای پروژه‌هاست. طولانی بودن فرآیندهای اداری، اختلافات اجتماعی در برخی مناطق معدنی، کمبود زیرساخت و پیچیدگی‌های حقوقی، توسعه پروژه‌های جدید را با تأخیر مواجه می‌کند.در شرایطی که جهان با احتمال کمبود عرضه مس روبروست، این تأخیرها می‌تواند بخشی از فرصت تاریخی پرو را از بین ببرد. این کشور در صورت رفع این موانع، می‌تواند نه‌تنها سهم بیشتری از بازار جهانی مس را به خود اختصاص دهد، بلکه جایگاه ژئوپلیتیکی خود را نیز بعنوان یکی از حلقه‌های اصلی زنجیره تأمین اقتصاد دیجیتال جهان تقویت کند.

وضعیت معادن مس اکوادور

اکوادور؛ بازیگر نوظهور کمربند مس آند

اگرچه شیلی و پرو همچنان بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مس در آمریکای لاتین و جهان به شمار می‌روند، اما اکوادور طی سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین بازیگران نوظهور صنعت مس منطقه تبدیل شده. قرار گرفتن این کشور در کمربند زمین‌شناسی مس آند (Andean Copper Belt) و شناسایی ذخایر بزرگ پورفیری مس، موجب شده که اکوادور بعنوان یکی از منابع بالقوه رشد تولید مس در دهه آینده مورد توجه شرکت‌ها و موسسات تخصصی بین‌المللی قرار گیرد. دولت اکوادور نیز بخش معدن را در کنار نفت، یکی از محورهای اصلی جذب سرمایه‌گذاری خارجی معرفی کرده و برآورد نموده است پروژه‌های بزرگ معدنی در حال توسعه می‌توانند بیش از ۱۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید جذب کنند. توسعه این بخش برای اکوادور نه‌تنها از منظر درآمدهای صادراتی، بلکه به دلیل نقش آن در جایگاه آینده کشور در زنجیره تأمین مواد معدنی راهبردی اهمیت دارد.

  • نخستین معدن بزرگ مس اکوادور، میرادور (Mirador) در استان زامورا چینچیپه در نزدیکی مرز پرو، از سال ۲۰۱۹ وارد مرحله تولید تجاری شده و نقطه آغاز معدنکاری فلزی در مقیاس بزرگ در این کشور به شمار می‌رود. این معدن توسط شرکت Ecuacorriente S.A. (ECSA)، وابسته به کنسرسیوم چینی CRCC–Tongguan، بهره‌برداری می‌شود. میرادور دارای بیش از ۶۰۰ میلیون تن کانسنگ و حدود ۳.۲ میلیون تن ذخیره مس است و در حال حاضر سالانه حدود ۱۳۷ میلیون پوند مس، همراه با طلا و نقره، تولید می‌کند. برنامه‌های توسعه‌ای این پروژه بر افزایش ظرفیت تولید کنسانتره در سال‌های آینده متمرکز است.
  • بعد از میرادور، پروژه وارینتسا (Warintza) که توسط شرکت کانادایی Solaris Resources توسعه می‌یابد، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های جدید مس در آمریکای لاتین محسوب می‌شود. این پروژه براساس مطالعات اولیه دارای حدود ۱.۳ میلیارد تن ذخایر قطعی با عیار متوسط ۰.۴۱ درصد مس است و انتظار می‌رود پس از آغاز بهره‌برداری، ظرفیت تولید سالانه قابل توجهی ایجاد کند.
  • پروژه کاسکابل (Cascabel) در استان ایمبابورا نیز یکی از بزرگ‌ترین ذخایر توسعه‌نیافته مس، طلا و نقره جهان به شمار می‌رود. این پروژه که پیش‌تر توسط شرکت SolGold توسعه می‌یافت، در سال‌های اخیر مورد توجه سرمایه‌گذاران چینی قرار گرفته. بر اساس برآوردهای موجود، کاسکابل ظرفیت تولید حدود ۲.۹ میلیون تن مس، ۶.۹ میلیون اونس طلا و ۱۸.۴ میلیون اونس نقره در طول عمر معدن را دارد و می‌تواند به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های معدنی اکوادور تبدیل شود.
  • علاوه بر پروژه‌های مذکور، طرح‌هایی مانند یوریماگوا (Llurimagua) که با مشارکت شرکت دولتیENAMI EP اکوادور و شرکت ملی مس شیلی (Codelco) در حال ارزیابی است و همچنین پروژه پانانتزا - سن‌کارلوس (Panantza–San Carlos)، از دیگر ظرفیت‌های مهم توسعه صنعت مس این کشور محسوب می‌شوند.
  • مجموع این پروژه‌ها نشان می‌دهند که اکوادور در حال تبدیل شدن به یکی از قطب‌های نوظهور مس در کمربند معدنی آند است. همچنین تغییر ترکیب سرمایه‌گذاران خارجی در این بخش قابل توجه است. حضور گسترده شرکت‌های چینی در پروژه‌هایی مانند میرادور و کاسکابل، بخشی از راهبرد پکن برای تضمین دسترسی بلندمدت به مواد معدنی حیاتی مورد نیاز صنایع خودروهای برقی، انرژی‌های تجدیدپذیر، شبکه‌های برق، هوش مصنوعی و زیرساخت‌های دیجیتال ارزیابی می‌شود. با وجود ظرفیت‌های قابل توجه، توسعه صنعت مس اکوادور همچنان با چالش‌هایی مانند فرآیندهای زیست‌محیطی، تعامل با جوامع محلی، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و انرژی، تأمین مالی پروژه‌های بزرگ و ایجاد ثبات حقوقی برای سرمایه‌گذاران مواجه است. با این حال، در صورت پیشرفت موفق پروژه‌های در دست توسعه، اکوادور می‌تواند طی دهه آینده از یک تولیدکننده نوظهور به یکی از بازیگران مهم بازار جهانی مس تبدیل شود و نقش پررنگ‌تری در تأمین مواد معدنی مورد نیاز اقتصاد دیجیتال و گذار جهانی به انرژی‌های پاک ایفا کند.

جـمـع‌بـنـدی

شواهد و تحلیل‌های ارائه‌شده در این گزارش نشان می‌دهد که جهان به‌تدریج از «اقتصاد نفت» به سوی «اقتصاد مواد معدنی» در حرکت است. در این نظم نوین، مس به دلیل نقش بنیادین خود در توسعه هوش مصنوعی، مراکز داده، انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی و شبکه‌های برق، به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی اقتصاد جهانی تبدیل شده است. اگرچه نمی‌توان قرن بیست‌ویکم را صرفاً «عصر مس» نامید، اما تردیدی نیست که این فلز، در کنار دیگر مواد معدنی حیاتی، یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد دیجیتال و کم‌کربن آینده خواهد بود. مزیت رقابتی کشورها در این دوره نه‌تنها به میزان ذخایر معدنی، بلکه به توانایی آنها در جذب سرمایه، توسعه فناوری، ایجاد ارزش افزوده و مدیریت پایدار زنجیره‌های تأمین وابسته خواهد بود. از این منظر، رقابت جهانی آینده تنها در آزمایشگاه‌های هوش مصنوعی یا کارخانه‌های تولید تراشه رقم نخواهد خورد؛ بلکه در معادن، شبکه‌های برق و زنجیره‌های تأمین مواد معدنی نیز تعیین خواهد شد.

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما