کریدور واخان؛ تقاطع آرزوها و واقعیتهای ژئوپلیتیک در قلب آسیا
در سالهای اخیر، بهویژه پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و روی کار آمدن طالبان، کریدور واخان به کانون توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شده است. اهمیت این مسیر زمانی دوچندان میشود که بدانیم بر اساس گزارشها، حجم تجارت چین با افغانستان در سال 2023 حدود 1.33 میلیارد دلار بوده که عمدتاً از طریق مسیرهای دریایی و از پاکستان انجام شده است. این در حالی است که طالبان پیشبینی میکنند با افتتاح کریدور واخان، سالانه 60 میلیارد دلار[1] از محل ترانزیت این مسیر درآمد کسب کنند.این نوشتار به بررسی جایگاه دهلیز واخان در محاسبات راهبردی کشورهای منطقه میپردازد و شکاف عمیق میان نگاه افغانستان و چین به این دالان راهبردی را به همراه دیدگاه کشورهای پاکستان، ایران و آسیای مرکزی به تفصیل مورد واکاوی قرار میدهد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تضاد منافع و رویکردهای کشورهای منطقه، آینده کریدور واخان را تحت تأثیر قرار داده و چه پیامدهایی بر نظم ژئوپلیتیک آسیا خواهد داشت؟
اهمیت اقتصادی کریدور واخان در تجارت منطقه
از منظر اقتصادی، اهمیت کریدور واخان فراتر از یک گذرگاه مرزی است. حجم تجارت چین با کشورهای آسیای مرکزی در سال 2024 از 94 میلیارد دلار عبور کرد که نسبت به پنج سال قبل بیش از دو برابر افزایش یافته است. همچنین تجارت چین با افغانستان در سال 2024 حدود 1.5 تا 2 میلیارد دلار برآورد میشود که عمدتاً شامل صادرات ماشینآلات، تجهیزات، مواد ساختمانی و واردات مواد معدنی و محصولات کشاورزی است.
در مقابل، تجارت افغانستان با پاکستان که تا چند سال پیش بیش از 2.5 میلیارد دلار بود، به دلیل تنشهای سیاسی، بسته شدن گذرگاههای مرزی و محدودیتهای ترانزیتی، به کمتر از 1.5 میلیارد دلار کاهش یافته است. همین مسئله باعث شده حکومت طالبان به دنبال مسیرهای جایگزین از جمله واخان، ایران و آسیای مرکزی باشد.
بر اساس گزارش بانک جهانی، هزینه حمل کالا از افغانستان به بنادر جنوبی آسیا در برخی مسیرها بین 30 تا 40 درصد بیشتر از میانگین کشورهای در حال توسعه است؛ موضوعی که اهمیت ایجاد مسیرهای جدید ترانزیتی را دوچندان میکند.
1-ظرفیت معدنی واخان و بدخشان
یکی از دلایل توجه چین به شمالشرق افغانستان، منابع معدنی گسترده این منطقه است. برآوردهای سازمان زمینشناسی آمریکا [2](USGS) نشان میدهد ارزش ذخایر معدنی افغانستان بیش از یک تریلیون دلار است و برخی ارزیابیهای وزارت معادن افغانستان این رقم را تا سه تریلیون دلار نیز برآورد کردهاند.
در ولایت بدخشان و مناطق همجوار واخان ذخایر مهمی از:
- طلا
- لیتیوم
- عناصر نادر خاکی
- مس
- آهن
- لاجورد
- زمرد
شناسایی شده است.با توجه به نیاز روزافزون صنایع چین به لیتیوم و عناصر نادر برای تولید خودروهای برقی و باتری، واخان میتواند در آینده مسیر انتقال این مواد معدنی به سینکیانگ باشد.
موقعیت جغرافیایی و تاریخی کریدور واخان
کریدور واخان یک نوار باریک و طویل به طول حدود 350 تا 400 کیلومتر و عرض متغیر بین 16 تا 64 کیلومتر است که در باریکترین نقطه به کمتر از یک کیلومتر میرسد. این کریدور در شمالشرق ولایت بدخشان افغانستان واقع شده و از شمال با تاجیکستان، از جنوب با پاکستان (منطقه گلگیت-بلتستان) و از شرق با منطقه خودمختار سینکیانگ چین همسایه است. جمعیت ساکن در این منطقه بالغ بر تنها 10 تا 12 هزار نفر برآورد میشود.
پیشینه تاریخی این مسیر به دوران جاده ابریشم بازمیگردد. کریدور واخان در گذشته یکی از شاخههای اصلی این جاده تاریخی بود و هزاران سال پیش، بازرگانان و جهانگردانی مانند هیونتسانگ، راهب بزرگ بودایی، از همین مسیر برای تردد به چین استفاده کردند. دهلیز واخان در سال 1893 و در نتیجه قرارداد دیورند میان امپراتوری بریتانیا و افغانستان بهعنوان یک منطقه حائل بین دو امپراتوری روسیه و بریتانیا ایجاد شد تا از برخورد مستقیم این دو قدرت بزرگ در آسیای مرکزی جلوگیری کند.
جالب توجه آنکه در دوران حضور ناتو در افغانستان، این سازمان یک اردوگاه نظامی در منطقه واخان ساخت اما هرگز آن را به کار نگرفت تا از تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی با چین جلوگیری کند. همچنین در سال 2018، نیروهای چینی و افغان گشتهای مشترکی در این منطقه انجام دادند و مذاکراتی برای ساخت پایگاه نظامی در منطقه آغاز شد.
چین؛[3] امنیت محوری در برابر فرصتهای اقتصادی
اولویت مطلق امنیت مرزهای غربی
برای چین، کریدور واخان پیش از هر چیز یک مسئله امنیتی است، نه یک فرصت اقتصادی. پژوهشهای اخیر نشان میدهد که سیاست پکن در قبال افغانستان عمدتاً توسط «پیوند سلسلهمراتبی امنیت-توسعه» شکل گرفته و چین بدون دریافت تضمینهای امنیتی معتبر، حاضر به بازگشایی یا سرمایهگذاری کلان در کریدور واخان نیست.
پکن سه هدف اصلی را در افغانستان دنبال میکند: تأمین امنیت سینکیانگ در برابر تهدیدات تروریستی به ویژه جداییطلبان ایغور، دسترسی به منابع معدنی حیاتی، و گسترش کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC)[4]. در این میان، اولویت مطلق با تأمین امنیت مرزهای غربی چین است. نگرانی اصلی چین از سرایت ناامنی از افغانستان به سینکیانگ است. گروههای تروریستی از جمله جنگجویان ایغوری و داعش خراسان، تهدیدی مستقیم برای امنیت چین محسوب میشوند.
رویکرد گامبهگام و محتاطانه
چین رویکردی گامبهگام و محتاطانه در قبال کریدور واخان در پیش گرفته است. سفیر چین در کابل در دیدار با مقامات طالبان از تکمیل فاز شنریزی جاده واخان که حکومت طالبان آن را در دست اجرا دارد، استقبال نموده است. اما این موضع به منزله تأیید بازگشایی مرز در کریدور واخان نیست، بلکه ناشی از همان رویکرد گامبهگام و محتاطانه است.
با این حال، نشانههایی از تغییر تدریجی رویکرد چین دیده میشود. در فوریه 2026، مقامات افغانستان و چین مذاکرات سطح بالایی در پکن درباره فعالسازی کریدور واخان برگزار کردند. بلال کریمی، سفیر طالبان در چین، با لیو جینسونگ، مدیرکل اداره آسیایی وزارت امور خارجه چین، و یو شیائویونگ، نماینده ویژه چین در امور افغانستان، دیدار کرد. این مذاکرات در حالی انجام شد که چین به دلیل نگرانیهای امنیتی فزاینده در پاکستان و حملات به منافع چین در این کشور، بهدنبال مسیرهای جایگزین تجاری است. منابع دیپلماتیک گزارش دادهاند که حملات روزافزون شورشیان و بیثباتی مداوم در پاکستان، چین را به سمت بررسی فعالانه مسیرهای تجاری و ارتباطی جایگزین سوق داده است.
در کنار این، گزارشهایی از فعالیتهای اطلاعاتی پاکستان برای تضعیف سرمایهگذاریهای چین در افغانستان منتشر شده است. یک کارشناس ضدتروریسم افغان مدعی شده که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (ISI) برای هدف قرار دادن پروژههای زیربنایی و سرمایهگذاری چین در افغانستان، بهویژه در کریدور واخان، فعالیت میکند تا به پکن یادآوری کند که پاکستان همچنان دروازهبان اصلی اتصال منطقهای باقی میماند.
آرزوی اتصال به بازارهای شرق آسیا
در نقطه مقابل، افغانستان (حکومت طالبان) به کریدور واخان بهعنوان راه تنفسی حیاتی برای خروج از بنبست اقتصادی مینگرد. افغانستان که سالهاست در محاصره خشکی قرار دارد و پس از روی کار آمدن طالبان با انزوای بینالمللی نیز مواجه شده، دالان واخان را دروازهای به سوی بازار بزرگ چین و فرصتی برای اتصال به بازارهای شرق آسیا میداند.
طالبان برنامه بلندپروازانهای برای تبدیل کریدور واخان به یک شاهراه تجاری دارند. مقامات طالبان اعلام کردهاند که فاز اول پروژه جاده واخان حدود 60 درصد (از منطقه بزهای گنبد تا مرز چین به طول 50 کیلومتر) و فاز دوم حدود 74 درصد (از بروغیل سرحدی بدخشان تا بزهای گنبد به طول 71 کیلومتر) پیشرفت فیزیکی داشته و پیشبینی میشود تا پایان سال 2026 به پایان برسد. بر اساس برخی گزارشها، تا پایان سال 2025، 70 درصد از کارهای شنریزی در کریدور واخان تکمیل شده است.
چالشهای پیش رو
با این حال، چالشهای فراوانی پیش روی این پروژه وجود دارد. فقدان زیرساختهای مناسب جادهای یکی از موانع اصلی است. بر اساس گزارشهای میدانی، مسیر از فیضآباد تا مرز چین وضعیت بسیار نامناسبی دارد و حتی پس از تکمیل فاز شنریزی، هنوز راهی مناسب برای تردد کامیونهای حامل بار وجود ندارد.
کمبود بودجه (طالبان امیدوار است چین در این زمینه کمک کند)، عدم شناسایی رسمی حکومت طالبان که سرمایهگذاران خارجی را دچار تردید میکند، حملات گروههای تروریستی، و زمینهای صعبالعبور و بلند از مهمترین موانع جدی بر سر راه تحقق آرزوی حکومت طالبان محسوب میشوند.
پاکستان؛ نگران حذف از معادلات ترانزیتی
تهدید جایگاه راهبردی اسلامآباد
پاکستان بهعنوان یکی از مهمترین بازیگران منطقهای، نگاه ویژهای به کریدور واخان دارد. این کشور که سالها کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) را بهعنوان اهرم اصلی نفوذ خود در منطقه حفظ کرده است، از فعالسازی کریدور واخان بهعنوان مسیری جایگزین که پاکستان را دور میزند، بهشدت نگران است. اگر مسیر زمینی واخان تکمیل و افتتاح شود، مسیر تجاری چین به افغانستان دیگر از پاکستان عبور نخواهد کرد و این به معنای تضعیف جایگاه راهبردی اسلامآباد است.
تغییر راهبرد پاکستان؛ دور زدن افغانستان
تحولات اخیر نشان میدهد که پاکستان به جای وابستگی به مسیرهای ترانزیتی افغانستان، بهدنبال مسیرهای جایگزین است. در آوریل 2026، پاکستان اولین محموله صادراتی خود به ازبکستان را از طریق کریدور ایران-پاکستان ارسال کرد. پیش از این، پاکستان بخشی از صادرات خود به آسیای مرکزی را از طریق افغانستان انجام میداد، اما پس از بسته شدن مرزهای تورخم و چمن در اکتبر 2025 (به دلیل درگیریهای مرزی میان نیروهای طالبان و پاکستان)، اسلامآباد بهدنبال مسیرهای جایگزین از طریق ایران و چین رفت.
طبق گزارشها، مسیر جدید از گوادر به ازبکستان از طریق ایران فعال شده و تاکنون بیش از 14 هزار تن محموله از طریق این کریدورها جابجا شده است. همچنین کریدور بیشکک-کراچی به طول 3300 کیلومتر تحت توافق ترانزیت چهارجانبه (QTTA)[6] فعال شده و اولین محمولههای تجاری رفتوبرگشتی در آن انجام شده است. این تغییر راهبرد، تهدیدی جدی برای جایگاه افغانستان بهعنوان پل ترانزیتی بین جنوب و مرکز آسیا محسوب میشود.
شایعات الحاق و واکنشها
در میان این تحولات، شایعاتی مبنی بر تمایل پاکستان برای الحاق کریدور واخان به خاک خود مطرح شد که با واکنش شدید کابل مواجه گردید. پس از این اخبار غیررسمی، چندین مقام نظامی طالبان به کریدور واخان سفر کردند که واکنشی به این شایعات بود. وزارت امور خارجه پاکستان بهصراحت اعلام کرد که «واخان بخشی از خاک افغانستان است. ما حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور همسایه را بهرسمیت میشناسیم و هیچگونه طمعی به خاک همسایگان نداریم».
تحلیلگران معتقدند که این شایعات بیشتر زاییده فضای رسانهای هند برای تضعیف روابط پاکستان و افغانستان بوده است. هند که در دوره پیش از طالبان نفوذ قابلتوجهی در کابل داشت، بار دیگر بهدنبال ایجاد روابط حسنه با دولت موقت افغانستان است و ایجاد بیاعتمادی میان کابل و اسلامآباد را بهترین راه برای تحقق این هدف میداند.
کشورهای آسیای مرکزی؛ رقابت برای سهم بیشتر
ازبکستان؛ پیشگام رقابت در مسیرهای ترانزیتی
ازبکستان تحت رهبری شوکت میرضیایف، بهدنبال تبدیل شدن به قطب لجستیک منطقهای است و کریدور ریلی ترانس-افغان را بهعنوان پروژه شاخص خود معرفی کرده است. با این حال، نفوذ روزافزون ایران در زیرساختهای ترانزیتی افغانستان، چالشی جدی برای سلطه ازبکستان در ترانزیت منطقهای محسوب میشود. تاشکند در ابتدا قصد داشت با راهآهن خواف-هرات (تحت حمایت ایران) ادغام شود، اما بعداً به کریدور کابل روی آورد تا از منافع ترانزیتی خود محافظت کند و به همین دلیل اکنون تمرکز آن بر مسیر دالان کابل (ترمذ-مزارشریف-کابل-پیشاور) است.
با این حال، تمایل حکومت طالبان و همچنین روسیه به دالان قندهار (هرات-قندهار-سپینبولدک) بیشتر است. در مجموع، ازبکستان افتتاح دهلیز واخان را یک فرصت و مکملی برای راهبرد ترانزیتی خود میداند و از آن استقبال خواهد کرد، بهویژه اگر مسیر ریلی هم در این کریدور احداث شود.
ترکمنستان؛ مسیر جایگزین
ترکمنستان تمایل دارد تمرکز خود را به مسیر پیشنهادی خود یعنی ترغندی-هرات-قندهار-اسپینبولک قرار دهد تا سهم خود را از ترانزیت افغانستان افزایش دهد. کریدور تات (ترکمنستان-افغانستان-تاجیکستان) و کریدور لاجورد نیز گزینههای دیگری هستند که رقابت برای کنترل مسیرهای تجاری افغانستان را تشدید کردهاند. با این حال، دالان واخان تضادی با طرحهای ترکمنستان ندارد و حتی فرصتی برای دور زدن ازبکستان و قزاقستان برای دسترسی سهلتر به چین است.
تاجیکستان؛ همکاری محتاطانه
تاجیکستان که در ابتدا نسبت به طالبان بدبین بود، اخیراً رویکرد عملگرایانهای در قبال حکومت طالبان در پیش گرفته و با همکاری چین و کره جنوبی در حال توسعه یک اتصال ریلی از طریق شیرخانبندر است. موقعیت جغرافیایی تاجیکستان در همسایگی کریدور واخان، این کشور را به یکی از ذینفعان مستقیم این پروژه تبدیل کرده است. با این حال، تاجیکستان به دلیل نگرانیهای امنیتی از سرایت ناامنی، رویکردی محتاطانه در پیش گرفته است.
رقابت فزاینده و فقدان رویکرد واحد
نکته مهم آنکه کشورهای آسیای مرکزی هنوز موضعی واحد در قبال توسعه کریدورهای ترانزیتی افغانستان اتخاذ نکردهاند و هرکدام بهدنبال بیشینهسازی منافع ملی خود هستند. گسترش کریدورهای ترانزیتی افغانستان اگرچه فرصتهایی را برای آسیای مرکزی بههمراه دارد، اما خطر تشدید رقابت و رقابتهای ژئوپلیتیکی را نیز افزایش میدهد.
[2] United States Geological Survey
[3] رجوع شود به گزارش " واخان و اتصال به چین" تهیه شده توسط
نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف
[4] China–Pakistan Economic Corridor (CPEC)
[5] همان.
[6] Quadrilateral Traffic in Transit Agreement (QTTA)
[7] رجوع شود به گزارش "از واخان تا هرمز " تهیه شده توسط نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف