معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۶/۳۰- ۱۰:۰۰

صنعت ذوب آهن افغانستان

اوایل شهریور ماه سال جاری اتحادیه کارخانه‌های ذوب آهن افغانستان از خودکفایی این کشور در تولید محصولات فولادی و آهن‌آلات خبر داد. صنعت ذوب آهن و تولید محصولات فولادی در افغانستان طی سال‌های اخیر به یکی از بخش‌های مهم صنعت داخلی تبدیل شده است؛ صنعتی که در گذشته وابستگی قابل‌توجهی به واردات داشت، اما با افزایش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، محدودیت واردات محصولات آهنی و توسعه کارخانه‌های ذوب و نورد، ظرفیت تولید داخلی آن به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. کارخانه‌های این بخش عمدتاً با استفاده از قراضه آهن داخلی و وارداتی فعالیت و محصولاتی مانند میلگرد، نبشی، تیرآهن، ناودانی و سایر مقاطع فولادی ساختمانی تولید می‌کنند. گزارش‌های منتشرشده از سوی وزارت صنعت و تجارت و اتحادیه کارخانه‌های ذوب آهن نشان می‌دهد که تعداد کارخانه‌های فعال از ۴۰ کارخانه در سال‌های گذشته به حدود ۵۰ کارخانه افزایش یافته و ظرفیت اسمی‌تولید نیز به چندین هزار تن در روز رسیده است.

اقدامات حمایتی طالبان از صنعت ذوب آهن افغانستان

سیاست‎های حمایتی دولت افغانستان از صنعت ذوب آهن افغانستان را می‌توان در چارچوب مجموعه‌ای از سیاست‌های محدودکننده واردات و خروج قراضه، مشوق‌های مالی و گمرکی، حمایت از سرمایه‌گذاری، استانداردسازی و تلاش برای تأمین انرژی بررسی کرد. البته همه این اقدامات فقط به صنعت ذوب آهن اختصاص نداشته و بخشی از سیاست کلی حمایت از تولید داخلی افغانستان بوده است.

جلوگیری از خروج ضایعات آهن

یکی از نخستین سیاست‌های مؤثر بر صنعت ذوب آهن افغانستان، ممنوعیت صادرات و قاچاق قراضه آهن بود که دی ماه 1401 وزارت دارایی طالبان از ممنوعیت خروج قراضه آهن از افغانستان خبر داد[1]. در آن زمان حدود ۴۰ کارخانه بزرگ ذوب آهن در کشور فعال بودند و برای فعالیت خود به شدت به ضایعات آهن داخلی وابسته بودند. اعلام و اجرای این سیاست اهمیت زیادی داشت؛ زیرا ساختار غالب کارخانه‌های فولاد افغانستان بر ذوب قراضه و تبدیل آن به محصولات فولادی استوار است و جلوگیری از خروج قراضه عملاً به معنای تلاش برای نگه‌داشتن ماده اولیه در داخل کشور می‎باشد. پیش از این هر تن قراضه آهن ۳۰۰ دلار به کشورهای همسایه صادر می‌شد.

معافیت ۱۰ درصدی مالیات صادراتی برای میلگرد

آذر ماه 1400 وزارت دارایی اعلام کرد که برای حمایت از تولید داخلی، ۱۰ درصد تعرفه صادراتی میلگرد تولید داخل حذف شده است. این تصمیم برای تشویق صادرات محصولات تولیدی افغانستان و کاهش وابستگی به واردات و نوعی تغییر در جهت تجارت زنجیره ارزش بود که به جای صادرات قراضه، تلاش شد قراضه در داخل ذوب و به محصولی مانند میلگرد تبدیل شود و سپس محصول نهایی صادر گردد.

برنامه‌ای نظام‌مند برای جمع‌آوری و توزیع ضایعات آهن

بهمن ماه 1400، کمیسیون اقتصادی طالبان به ریاست ملا عبدالغنی برادر روندی جدیدی برای خرید و ذوب ضایعات آهن در داخل کشور اعلام کرد. این تصمیم از نظر سیاست صنعتی اهمیت داشت و دولت برای مدیریت زنجیره تأمین ماده اولیه کارخانه‌ها وارد میدان گردید.

استانداردسازی محصولات و نظارت بر کارخانه‌ها

در سال ۱۴۰۱، اداره ملی استاندارد همراه با اتاق صنایع و معادن و اتحادیه کارخانه‌های ذوب آهن، روند نظارت بر کارخانه‌های تولید میلگرد را آغاز کرد. هدف اعلام‌شده، بررسی رعایت استانداردهای تولید، افزایش کیفیت و جلوگیری از ورود مواد خام قاچاق و تولید محصولات بی‌کیفیت بود. در همین راستا در مهر ۱۴۰۱ صنعت ذوب آهن به‌عنوان یکی از بخش‌های مورد حمایت سیاست صنعتی حکومت تعریف شد.

کاهش تعرفه مواد خام کارخانه‌های صنعتی و حمایت از سرمایه گذار

در اسفند ۱۴۰۲، وزارت دارایی اعلام کرد که برای حمایت از صنعت، تعرفه گمرکی همه مواد خام وارداتی کارخانه‌های صنعتی از نرخ‌های قبلی ۱ تا 5/2 درصد به یک درصد کاهش یافته است. همچنین دوره اعتبار تعرفه حمایتی از 3 یا 6 ماه به یک سال افزایش یافت و بدهی‌های قبلی در بخش تعرفه حمایتی کارخانه‌های صنعتی از زمان روی کار آمدن طالبان بخشوده شد[2]. اگرچه این تصمیم مختص کارخانه‌های ذوب آهن نبود، اما برای آنها اهمیت داشت؛ زیرا بسیاری از کارخانه‌های فولاد افغانستان هنوز برای بخشی از مواد اولیه، تجهیزات یا قطعات مورد نیاز خود به خارج وابسته‌اند. دولت در کنار سیاست‌های گمرکی، در مواردی برای تأمین زمین و تسهیل سرمایه‌گذاری نیز مداخله کرده است. برای نمونه، در آذر ۱۴۰۲ اداره امور ریاست‌الوزرای طالبان جلسه‌ای برای حل مشکل زمین و توسعه سرمایه‌گذاری کارخانه‌های خان استیل و کابل فولاد در پارک‌های صنعتی کابل برگزار کرد.

در سال ۱۴۰۳ نیز فازهای دوم و سوم کارخانه ذوب آهن ملت استیل افتتاح شد. معاون اقتصادی ریاست‌الوزرا در این مراسم بر اهمیت توسعه صنعت تأکید کرد و اعلام کرد که حکومت برای تأمین برق دائمی‌کارخانه‌های صنعتی تلاش می‌کند[3]؛ هم‌زمان قراردادی برای تولید حدود ۲۳ مگاوات برق در سروبی کابل با بخش خصوصی امضا شد.[4]

جایگزینی واردات با تولیدات داخلی

یکی از مواضع تأثیرگذار صنعتی طالبان جایگزینی واردات خارجی با تولیدات داخلی است که حمایت دولتی از تولید داخلی را تقویت نموده است. صنعت فولاد داخلی توانسته به درستی از این سیاست بهره ببرد.

اقدامات مذکور حاکی از آن است که سیاست طالبان در قبال صنعت ذوب آهن داخلی کارامد و کاملا مؤثر بوده به نحوی که با ممانعت از خروج قراضه آهن زمینه تأمین مواد اولیه کارخانه‌ها فراهم شد و با حمایت گمرکی و اعمال محدودیت بر واردات از سرمایه‌گذاری در صنعت آهن و فولاد کشور حمایت گردید و با تسهیل احداث کارخانه‌ها و توسعه آنها در کنار تأمین برق و استانداردسازی محصولات فولاد کشور زمینه خودبسندی داخلی فراهم شد.

وضعیت کنونی صنعت ذوب آهن در استان‌های شمالی

طبق اظهارات اتحادیه کارخانه‌های ذوب آهن افغانستان در حال حاضر حدود ۵۰ کارخانه ذوب آهن در کشور فعالیت دارند و ظرفیت اعلام‌شده این کارخانه‌ها حدود ۷ هزار تن در روز است؛ در حالی که مصرف داخلی حدود ۳ هزار تن در روز برآورد شده است؛ یعنی ظرفیت اعلام‌شده تقریباً3/2 برابر نیاز داخلی است. با این اوصاف افغانستان در تولید بخش مهمی از محصولات فولادی ساختمانی، به‌ویژه میلگرد، تیرآهن، پروفیل، نبشی، ورق و برخی محصولات مشابه، به سطح قابل توجهی از خودکفایی رسیده است؛ اما این وضعیت با داشتن یک صنعت کامل و یکپارچه فولاد تفاوت دارد. همان‌طور که آمد بیشتر کارخانه‌های موجود بر پایه ذوب قراضه آهن و فولاد فعالیت می‌کنند و به همین دلیل بخش مهمی از صنعت کنونی را می‌توان صنعت بازیافت و ذوب ضایعات دانست، نه زنجیره‌ای کامل از استخراج سنگ‌آهن تا تولید فولاد نهایی.در حال حاضر کارخانه‌های فعال کشور به ویژه در شمال افغانستان شدیدا به مواد اولیه وارداتی از ایران و سایر کشورهای همسایه وابسته هستند و برای استمرار فعالیت نیازمند استخراج سنگ‌آهن افغانستان می‎باشند.

بلخ

بلخ را می‌توان مهمترین قطب شناخته‌شده صنعت ذوب و تولید فولاد در شمال افغانستان دانست. طبق برخی گزارشات در این استان 4 کارخانه ذوب آهن و 3 کارخانه تولید پروفیل و لوله فعالیت می‌کنند. شرکت پایتخت فولاد که در سال ۱۴۰۳ در بلخ تأسیس شد صرفاً یک واحد ساده ذوب ضایعات نیست و در صورت تکمیل، می‌تواند زنجیره ذوب تا نورد را در یک مجموعه ایجاد کند.

سمنگان

سمنگان از استان‌های در حال ظهور در صنعت آهن شمال افغانستان است که کارخانه ذوب آهن و تولید میلگرد الهام حسام است ظرفیت ذوب ۴۰ تن آهن در روز و تولید ۱۵ تن میلگرد را داراست. این کارخانه با سرمایه‌گذاری ۹ میلیون دلار ایجاد شده است. در کنار آن، یک پروژه بسیار بزرگ‌تر در جاده سمنگان – بلخ  در حال ساخت است که سرمایه‌گذاری آن ۵۰ میلیون دلار و ظرفیت اعلام‌شده آن ۱۵۰۰ تن محصولات آهنی در روز است. این پروژه در مراحل پایانی ساخت قرار دارد.

قندوز

تحول مهم دیگر در شمال‌شرق، افتتاح کارخانه «خورشید شرق» در قندوزاست که  ۲۶ شهریور جاری اتفاق افتاد. این کارخانه با سرمایه‌گذاری ۸.۶ میلیون دلار و مشارکت سرمایه‌گذاران افغان و چینی ایجاد شده و ظرفیت تولید آن ۳۰۰ تن میلگرد در روز اعلام شده است.

چالش‎های صنعت ذوب آهن افغانستان

مواد اولیه همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت ذوب آهن این کشور است. ساختار کنونی کارخانه‌های فولاد افغانستان بر پایه قراضه داخلی و قراضه وارداتی است که پس از ذوب به فولاد و محصولات ساختمانی تبدیل می‌شود. اگرچه این ساختار امکان ایجاد سریع ظرفیت تولید را فراهم کرده، اما از نظر راهبردی به معنای استقلال کامل صنعتی نیست. در صورتی که قراضه داخلی پاسخگوی نیاز کارخانه‌ها نباشد، افزایش تعداد کارخانه‌ها می‌تواند به جای کاهش وابستگی خارجی، نوع وابستگی را از واردات محصول نهایی به واردات قراضه یا مواد نیمه‌ساخته تغییر دهد. به همین دلیل، توسعه معادن سنگ‌آهن و ایجاد صنایع فرآوری آن برای آینده صنعت فولاد افغانستان اهمیت اساسی دارد. در این میان، معدن حاجی‌گک استان بامیان می‌تواند نقطه عطفی برای تغییر ساختار صنعت فولاد افغانستان باشد که در صورت عملیاتی شدن استخراج آن، چرخه تولید آهن از «قراضه، ذوب و میلگرد» به سمت زنجیره «سنگ‌آهن، فرآوری، آهن اسفنجی، بیلت، فولاد و محصولات نهایی» حرکت خواهد کرد؛

در کنار مواد اولیه، برق یکی دیگر از گلوگاه‌های اصلی صنعت فولاد افغانستان است. کارخانه‌های ذوب به انرژی زیادی نیاز دارند و در گزارش‌های مربوط به بلخ، کمبود برق از موانع اصلی تولید عنوان شده است. بنابراین، افزایش تعداد کارخانه‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند بیانگر رشد واقعی صنعت باشد؛ مسئله اساسی این است که آیا افغانستان قادر است برق کافی، پایدار و با قیمت قابل قبول برای فعالیت مستمر کوره‌های ذوب فراهم کند یا خیر؟؛

از سوی دیگر، افزایش ظرفیت تولید در حالی رخ داده که بازار داخلی محدودتر از ظرفیت اعلام‌شده است. اگر مصرف روزانه حدود ۳ هزار تن و ظرفیت اعلام‌شده حدود ۷ هزار تن باشد، صنعت با فاصله قابل توجهی میان ظرفیت تولید و تقاضای داخلی روبه‌رو است. این وضعیت کارخانه‌ها را ناگزیر می‌کند یا بازارهای خارجی پیدا کنند یا با رقابت شدید داخلی و کاهش سودآوری مواجه شوند. رئیس یکی از کارخانه‌های بلخ نیز افزایش تعداد کارخانه‌ها را عاملی برای کاهش سودآوری این بخش دانسته است. بنابراین، مرحله بعدی توسعه صنعت دیگر صرفاً احداث کارخانه‌های جدید نیست، بلکه ایجاد بازار صادراتی پایدار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. پاکستان یکی از بازارهای مهم محصولات فولادی افغانستان بوده که در شرایط کنونی صادرات به این کشور متوقف شده است. این وضعیت از یک سو می‌تواند با کاهش واردات از پاکستان سهم تولیدکنندگان داخلی از بازار افغانستان را افزایش دهد، اما از سوی دیگر یک بازار خارجی مهم را از دسترس تولیدکنندگان افغان خارج می‌کند و مسئله مازاد ظرفیت را تشدید می‌سازد. در مقابل، آسیای مرکزی به‌عنوان بازار جایگزین مورد توجه قرار گرفته و از قرارداد صادرات ۱۵۰ هزار تن میلگرد به ترکمنستان[5] سخن گفته شده است. اجرای چنین قراردادهایی می‌تواند برای جذب بخشی از ظرفیت مازاد مهم باشد، اما هزینه حمل‌ونقل، رقابت منطقه‌ای، استانداردهای فنی، ظرفیت مرزها و مسیرهای ترانزیتی و ثبات روابط تجاری از موانع احتمالی صادرات فولاد افغانستان هستند.  

در مجموع برای تبدیل صنعت ذوب آهن افغانستان از یک صنعت عمدتاً متکی بر بازار داخلی به یک صنعت صادراتی، چهار شرط اساسی اهمیت دارد؛

  • تأمین انرژی ارزان و پایدار؛
  • توسعه واقعی استخراج و فرآوری سنگ‌آهن داخلی؛
  • استقرار نظام مؤثر استاندارد و کنترل کیفیت و
  • ایجاد بازارهای صادراتی پایدار همراه با زیرساخت مناسب حمل‌ونقل.

 تصویر دقیق‌تر از صنعت فولاد افغانستان در سال جاری این است که این کشور در چند سال گذشته از یک بازار وابسته به واردات بسیاری از محصولات فولادی ساختمانی به کشوری با ظرفیت قابل توجه برای ذوب قراضه و تولید میلگرد و سایر محصولات فولادی تبدیل شده است، اما هنوز با یک صنعت فولاد یکپارچه و کاملاً متکی بر منابع داخلی فاصله دارد. نقطه عطف واقعی این صنعت، اتصال ظرفیت‌های پایین‌دستی موجود به منابع سنگ‌آهن داخلی خواهد بود؛ تحولی که در صورت تحقق پروژه‌هایی مانند حاجی‌گک می‌تواند ساختار صنعت فولاد افغانستان را از یک صنعت عمدتاً مبتنی بر بازیافت قراضه به سمت یک زنجیره یکپارچه‌تر از معدن تا محصول نهایی سوق دهد.

[1] . https://www.mof.gov.af/dr/اطلاعیه-به-کاروباریان-آهن-آلات

[2] . https://mof.gov.af/index.php/en/node/5317

[3] . https://didpress.com/124469/

[4] . http://afghannews.af/view/print.php?NewsId=28918

[5] . https://www.jomhornews.com/fa/news/192578/

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما