چین؛ واخان طالبان و کولما تاجیکستان
دالان واخان در شمالشرق استان بدخشان، تنها مرز زمینی افغانستان با چین و یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی این کشور است. افغانستان از طریق گذرگاه واخجیر به منطقه خودمختار سینکیانگ چین متصل میشود. این دالان در قرن نوزدهم بهعنوان منطقه حائل بین امپراتوری روسیه و هند بریتانیا ایجاد شد و امروز نیز یکی از حساسترین مناطق ژئوپلیتیکی آسیا به شمار میرود.
مشخصات جغرافیایی
- طول: حدود 260 کیلومتر ؛
- عرض: بین 12 تا 60 کیلومتر؛
- مساحت: حدود 10300 کیلومتر مربع؛
- ارتفاع: بین 3 هزار تا بیش از 6800 متر از سطح دریا؛
- طول مرز مشترک افغانستان و چین: حدود 75 کیلومتر؛
- جمعیت: حدود 12 هزار نفر در بیش از 110 روستا؛
مرکز بخشداری: خندود
واخان از شمال با تاجیکستان، از جنوب با مناطق گلگت-بلتستان و خیبرپختونخواه پاکستان و از شرق با چین هممرز است. زمین بسیار ناهموار، ارتفاع زیاد، یخچالهای طبیعی، برف سنگین و سرمای شدید باعث شده است که این منطقه یکی از دشوارترین مسیرهای ارتباطی جهان باشد.
اهمیت واخان
واخان تنها مسیر زمینی مستقیمی است که افغانستان را بدون عبور از خاک پاکستان یا کشورهای آسیای مرکزی به چین متصل میکند. از دید طالبان، این مسیر میتواند:
- وابستگی افغانستان به گذرگاههای تورخم و چمن را کاهش دهد؛
- افغانستان را به شبکه تجارت چین متصل کند؛
- درآمدهای ترانزیتی کشور را افزایش دهد؛
- جایگاه ژئوپلیتیکی افغانستان را ارتقا دهد؛
- زمینه سرمایهگذاری بیشتر چین، بهویژه در بخش معادن را فراهم سازد.
ساخت جاده واخان از منطقه بزهای گنبد تا مرز چین در سال 1399 توسط وزارت فواید عامه افغانستان آغاز شد وتا پیش از سقوط حکومت جمهوری حدود 15 درصد این پروژه اجرا شد. پس از تسلط طالبان، مسئولیت پروژه به وزارت احیا و توسعه روستاها واگذار شد که کار احداث در 2 مرحله ادامه یافته است؛
|
مرحله
|
موقعیت مسیر
|
هزینه
|
طول مسیر
|
|
اول
|
از نقطه صفر مرزی تا منطقه بزهای گنبد
|
183 میلیون افغانی
|
50 کیلومتر
|
|
دوم
|
از بزهای گنبد تا بروغیل
|
143 میلیون افغانی
|
71 کیلومتر
|
برای احداث حدود 120 کیلومتر از این پروژه در 2 مرحله مذکور حدود 5 میلیون دلار اختصاص یافته است (این جاده شوسه ای است).وزارت احیا و توسعه روستاهای طالبان در 26 خرداد سال جاری اعلام کرد که پروژه مذکور75 درصد اجرا شده است. همزمان، وزارت دفاع طالبان احداث جادهای دیگر در پامیر بزرگ را آغاز کرده که150 کیلومتر طول دارد و از منطقه گازخان آغاز شده و تا جهیل زرکول ادامه مییابد و مناطق دورافتاده پامیر را به مرکز بخشداری واخان متصل نموده و دسترسی محلی را فراهم میسازد.
موضع چین در قبال واخان
اگر چه نگاه چین به واخان طی دو دهه گذشته تغییر کرده، اما همچنان امنیت بر اقتصاد اولویت دارد. در سال 2008، حامد کرزی؛ رئیسجمهور وقت افغانستان به همتای چینی خود «هو جینتائو» پیشنهاد داد تا برای افزایش امنیت و تجارت بین دو کشور، جادهای از طریق دالان واخان ساخته شود. اما در آن زمان، پکن تمایلی به این طرح نشان نداد و تمرکز اصلی چین بیشتر بر منافع امنیتی پکن در افغانستان بود. در سال 2016 افغانستان و چین یادداشت تفاهمی دربارۀ پیوستن افغانستان به ابتکار «کمربند و راه» امضا کردند و «یائو جینگ» سفیر وقت چین در افغانستان تصریح کرد که بدون اتصال افغانستان، هیچ راهی برای اتصال چین به بقیۀ جهان وجود ندارد. این اظهارات حرکتی آشکار برای ادغام افغانستان در حوزۀ اقتصادیِ در حال گسترش چین بود. پس از آن مذاکراتی برای گسترش پروژۀ «رهگذر اقتصادی چین ـ پاکستان» به افغانستان آغاز شد. در سال 2017 پکن متعهد شد که 90 میلیون دلار برای توسعۀ زیرساختهای شمال شرق افغانستان اختصاص دهد که تمرکز این کمکها بیشتر روی کابلهای فیبر نوری و ساخت بخشی از یک جادۀ مهم در دالان واخان بود. اما دولت مورد حمایت آمریکا در افغانستان تمایلی به مشارکت در ابتکار «کمربند و راه» نداشت. در می 2021 مذاکرات بیشتری دربارۀ احداث یک مسیر تجاری از طریق دالان واخان انجام و قرار شد تا افغانستان با کمک چین، ساخت جادهای را از طریق این دالان آغاز کند. هزینۀ ساخت این جاده 50 کیلومتری در منطقۀ پامیر کوچک (در استان بدخشان) حدود 5.7 میلیون دلار برآورد شده بود. اما خیلی زود، کار ساخت این جاده به دلیل نگرانیهای امنیتی متوقف شد. سه ماه بعد نیز طالبان در افغانستان به قدرت رسید. پس از به قدرت رسیدن طالبان سرمایهگذاریهای چین در افغانستان به طور قابل توجهی افزایش یافت و این کشور یک راهبرد توسعهای وسیع، بهویژه در حوزۀ استخراج منابع معدنی را در دستور کار قرار داد و تاکنون موفق به احداث 120 کیلومتر از این دالان راهبردی شده است. اما به نظر میرسد پکن همچنان واخان را پیش از آنکه یک مسیر اقتصادی ببیند، یک خط دفاعی امنیتی میداند. نفوذ گروههای تروریستی، فعالیت جداییطلبان اویغور، قاچاق سلاح و انتقال افراطگرایی به سینکیانگ باعث شده تا چین همواره رویکردی محتاطانه نسبت به بازگشایی این مرز داشته است.
پروژه جایگزین چین؛ مسیر تاجیکستان
در حالی که واخان هنوز در مرحله راهسازی ابتدایی قرار دارد، چین سرمایهگذاری خود را بر مسیر تاجیکستان متمرکز کرده است. بر اساس توافق پکن و دوشنبه، ساخت بخش 109 کیلومتری جاده دوشنبه–کولما آغاز شده است؛ مسیری که تاجیکستان را از طریق گذرگاه کولما به چین متصل میکند. پس از حملات سال گذشته علیه کارگران چینی در تاجیکستان این پروژه به مدت چند ماه متوقف گردید اما با تقویت تدابیر امنیتی، کار آن دوباره از سر گرفته شد. همچنین دو کشور توافقهایی به ارزش حدود 8 میلیارد دلار برای توسعه همکاریهای اقتصادی امضا کردند.
جاده کولما ـ دوشنبه یکی از مهمترین پروژههای زیربنایی آسیای مرکزی است و در صورت تکمیل شبکههای ترانزیتی پیرامون آن میتواند جایگاه افغانستان را در تجارت منطقهای بهطور چشمگیری ارتقا دهد.
این مسیر از سه بخش اصلی تشکیل شده است:
- گذرگاه کولما در مرز چین و تاجیکستان؛
- جاده مرغاب _ خاروغ_ کولاب _ دوشنبه که ستون فقرات شرق به غرب تاجیکستان را تشکیل میدهد.
اتصال این مسیر به شبکه جادهای داخلی تاجیکستان و کریدورهای منطقهای CAREC(برنامه همکاری اقتصادی منطقهای آسیای مرکزی): این جاده بخشی از کریدورهای 2، 5 و 6 برنامه همکاری اقتصادی آسیای مرکزی است که هدف آن اتصال چین به آسیای مرکزی، افغانستان و در نهایت جنوب آسیا میباشد.
جایگاه افغانستان
افغانستان اگرچه در اجرای پروژه شریک مستقیم نیست، اما از نظر ژئوپلیتیکی یکی از مهمترین کشورهای متأثر از آن است. کالاهای تجاری میتواند از چین به تاجیکستان رفته و از آنجا به سمت جنوب حرکت کند؛ مسیر چین _ کولما _ دوشنبه _ شیرخانبندر _ قندوز، کوتاهترین مسیر چین به شمال افغانستان است. این مسیر افغانستان را مستقیماً به شبکه ترانزیتی چین متصل میکند.در صورت توسعه جادهها و راهآهن افغانستان، مسیر فوق الذکر میتواند ادامه یابد و چین را از طریق اقغانستان به پاکستان متصل کند.
پروژه کولما _ دوشنبه در ظاهر یک پروژه داخلی تاجیکستان است، اما در عمل بخشی از راهبرد بزرگتر اتصال شرق و غرب آسیا محسوب میشود. هرچند افغانستان در ساخت این جاده نقشی نداشته، اما از دیدگاه ژئوپلیتیکی یکی از مهمترین ذینفعان آن است. اگر زیرساختهای حمل و نقل افغانستان، بهویژه محور شیرخانبندر _ قندوز _ کابل و اتصال به پاکستان یا ایران، توسعه یابد، این کشور میتواند به یکی از حلقههای کلیدی کریدورهای تجاری منطقه تبدیل شود. از سوی دیگر تمرکز چین بر مسیر تاجیکستان نشان میدهد که پکن فعلاً این مسیر را عملیتر و کمهزینهتر از واخان ارزیابی میکند.
اگر افغانستان بتواند ثبات نسبی و زیرساخت مناسب ایجاد کند، واخان برای چین از یک مسیر محلی به یک کریدور ژئوپلیتیکی تبدیل خواهد شد. در مجموع، اگر روند کنونی ساخت جاده در واخان ادامه یابد و شرایط امنیتی و اقتصادی بهبود پیدا کند، احتمال اینکه چین در چند سال آینده این کریدور را به یکی از شاخههای مهم راهبرد اتصال منطقهای خود تبدیل کند، قابل توجه است؛ هرچند زمانبندی دقیق آن به متغیرهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی وابسته خواهد بود.