آیا افغانستان میتواند خود را تغذیه کند؟ کشاورزی، تجارت و امنیت غذایی تحت فشار
سیستم غذایی افغانستان تحت فشار گسترده ای قرار دارد و محصولات داخلی این کشور نیز ناکافی و نامتوازن باقیمانده است، و مسیرهای تجارتی در سالهای اخیر بارها تغییر کردهاند. بارندگی امسال به اندازهای مناسب بوده و پیشبینی یک برداشت خوبی از محصولات گندم را ممکن ساخته است، اما این موضوع واقعیت ویرانگر دوامدار بحران اقلیمی و خشکسالیهای پی هم را که این بحران ایجاد میکند، پنهان میسازد. افزایش جمعیت، بازگشت مهاجرین و کاهش توان خرید، آسیبپذیریها را هم در مناطق روستایی و هم شهری عمیقتر ساخته است. در این گزارش، با گردآوری گزارشهای مکانی درباره محصولات عمده شامل تولید، کمبودها و خطرات نشان میدهد که غذا در کجا تولید میشود، کمبودها در چه مناطقی در حال ظهور است و شوکهای بیرونی از اختلالات تجارتی منطقهای گرفته تا تغییرات اقلیمی چگونه بر تأمین غذایی کشور تأثیر میگذارند. همچنین برخی گزینههای عملی برای افزایش تولید را، با تمرکز ویژه بر آب و آبیاری، بررسی میکند.
افغانستان از سال های قبل در تولید غذای کافی جهت تأمین جمعیت مردمش با مشکل مواجه بوده است؛ چالشی که از مناطق کوهستانی، زمینهای محدود برای کشت و فصل های خیلی متغیر بارندگی ناشی میشود تا تغییرات اقلیمی، این کشور را بدتر بسازد. افغانستان بین اواخر دهه ۱۹۴۰ و سال ۱۹۷۳ بیشترین نزدیکی را به خودکفایی گسترده غذایی داشت؛ دورهای که پس از اجرای ده پروژه بزرگ آبرسانی و برنامههای مدیریت آب به وجود آمد و باعث رونق زراعت و تثبیت تولید در حوزههای مهم دریایی شد. این سیستمها 332.800 هکتار زمین قابل آبرسانی را اضافه کردند و به دورهای از امنیت نسبی غذایی در دهه ۱۹۶۰ کمک نمودند؛ زمانی که جمعیت افغانستان کمتر از ده میلیون نفر بود. این ثبات کوتاه با تحولات سیاسی و دههها جنگ پس از آن پایان یافت و افغانستان بار دیگر وابسته به واردات و آسیبپذیر در برابر شوکهای اقلیمیشد. از آن زمان تاکنون، جمعیت این کشور براساس برآورد صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) در سال ۲۰۲۵ به ۴۳.۸ میلیون نفر رسیده است، بدون آنکه توسعه منظم زمینهای زراعتی صورت گرفته باشد. اقتصاد افغانستان با شکاف دائمی میان تولید داخلی و نیازهای جمعیت تعریف میشود. حتی در سالهایی که بارندگی خوب است، برداشت محصولات برای تأمین نیاز ملی تقریباً همه مواد غذایی اساسی بهویژه گندم و برنج کافی نیست. کشور با یک بحران چند بعدی غذایی مواجه است که ناشی از همزمانی خشکسالیهای چندساله، فروپاشی شدید اقتصادی پس از تحول سیاسی سال ۲۰۲۱، ممنوعیت کشت خشخاش در سال ۲۰۲۲ و بازگشت اجباری ۵.۴ میلیون افغان از پاکستان و ایران. این فشارها توان خرید مردم را در مناطق روستایی و شهری تشدید بخشیده و میلیونها افغان که حتی در شرایطی که بازارها از طریق واردات تأمین میشوند، توان خرید مواد غذایی اولیه ندارند. در همین حال، کاهش چشمگیر کمکهای انسان دوستانه از سال ۲۰۲۲ این شکاف را گستردهتر کرده و یکی از مهمترین شبکههای حمایتی برای میلیونها خانواده آسیبپذیر را از میان برده است.
برای درک عمق این شکنندگی، باید به ساختار اقتصاد غذایی افغانستان نگاه کرد. رژیم غذایی مردم افغانستان به شدت وابسته به غلات و گندم بخش عمده کالری روزانه است. این وضعیت باعث ایجاد شکاف گندم شده است؛ یعنی تفاوت میان تقاضای ملی (حدود ۶.۹ میلیون تُن متریک) و متوسط تولید داخلی که به ندرت از ۴.۵ تا ۵ میلیون تُن فراتر میرود. تولید زراعتی در مناطق مختلف کشور یکسان نیست. استانهای شمالی و شمالشرقی دارای زمینهای آبی نقش انبار غله ملی را دارند، در حالی که مناطق دیمزار غرب و ارتفاعات شمالی بهطور مکرر در معرض شوکهای اقلیمی، از جمله خشکسالیهای پیدرپی، قرار میگیرند.
براساس تازهترین تحلیل طبقهبندی یکپارچه مراحل امنیت غذایی IPC، حدود ۱۷.۴ میلیون افغان در آخرین فصل کمبود غذایی از نوامبر ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶ ـ با ناامنی غذایی مواجه بودند؛ از این میان، ۴.۷ میلیون نفر در مرحله چهارم IPC یا وضعیت اضطراری قرار داشتند. انتظار میرود تا سپتامبر، با برداشت محصولات، بهبود فصلی ایجاد شود؛ پیشبینی شده بود که تعداد افراد دچار ناامنی غذایی به ۱۳.۸ میلیون و افراد در سطح اضطراری به ۲.۹ میلیون نفر کاهش یابد و اکنون احتمال دارد این بهبود حتی بیشتر از پیشبینیها باشد؛ همانگونه که در پیشبینی IPC برای آوریل تا سپتامبر ۲۰۲۶ نشان داده شده است. نخستین پیشبینی IPC در اکتبر ۲۰۲۵ و قبل از بارندگیهای بهاری انجام شده بود. این بارندگیها، همراه با ممنوعیت کشت خشخاش توسط امارت اسلامی افغانستان، کشاورزان خشخاش را به سوی کشت گندم سوق داده و ممکن است افغانستان را در آستانه ثبت یکی از بزرگترین برداشتهای گندم چند دهه اخیر قرار دهد. نکته مهم این است که بارندگیها بهگونه غیرمعمول بهخوبی توزیع شدهاند و امیدواری برای برداشت قوی گندم را برای نخستین بار در چند سال اخیر افزایش دادهاند. این بارانها برای کشاورزان سایر محصولات و دامداران نیز خبر خوبی است.
نشانههای اقلیمی همچنین به یک سال بالقوه مساعد در پیش رو اشاره دارند. انتظار میرود تغییر به سوی النینوی قوی در اقیانوس آرام باعث بارندگی زمستانی بالاتر از حد متوسط و دمای سردتر در افغانستان شود؛ وضعیتی که در صورت ادامه تا بهار ۲۰۲۷، میتواند سال دیگری با دسترسی مناسب به آب برای زراعت را فراهم کند. با این حال، این خبر خوب بر بستر محدودیتهای ساختاری دیرینه، بهویژه تغییرات اقلیمی، قرار دارد؛ تغییری که هماکنون باعث خشکسالیهای شدیدتر و مکررتر شده است. این گزارش به یک پرسش اساسی میپردازد که آیا افغانستان میتواند خود را از نظر غذایی تأمین کند؟ این پرسش موضوع مهم دیگری را نیز مطرح میکند؛ یعنی امنیت غذایی، اینکه آیا همه خانوادههای افغانستان، با وجود فقر گسترده، توان ضعیف خرید و دسترسی نابرابر به زمین و بازار، میتوانند غذای کافی داشته باشند؟ همانند سایر کشورها، امنیت غذایی در افغانستان نیز تحت تأثیر عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی گستردهتری قرار دارد. از جمله اینکه چه کسی مالک زمین است، چه کسی به آب و سرمایه دسترسی دارد، چه کسانی تجارت و قیمت بازار را کنترل میکنند و چه روابط اجتماعی زیربنای زراعت و تجارت را تشکیل میدهد. فقط افزایش تولید ملی به معنای تضمین امنیت غذایی نیست بلکه این موضوع نقطه آغاز سود برای تحلیل نحوه عملکرد سیستم غذایی افغانستان است و تمرکز اصلی این مطالعه را تشکیل میدهد. پرسش دوم این است که آیا افغانستان باید برای خودکفایی بیشتر در تولید غذا تلاش کند یا همچنان به واردات مواد غذایی وابسته بماند؛ زیرا واردات نیز در برابر شوکهای اقتصادی و سیاسی آسیبپذیر است. این گزارش ابتدا با ترسیم نقشه کمبود غذایی افغانستان آغاز میشود و توضیح میدهد که این کمبود چگونه اندازهگیری میشود. سپس سطح تولید داخلی و خطراتی را که کشاورزان با آن مواجه هستند بررسی میکند و بعد نگاهی دقیق به محصولات عمده و تولید گوشت میاندازد. همچنین رویکردهایی را که جمهوری اسلامی و امارت اسلامیبرای افزایش تولید مواد غذایی اتخاذ کردهاند، مطالعه میکند. گزارش سپس بهطور مختصر دو منبع دیگر تأمین غذا، واردات و کمکهای غذایی انسان دوستانه را بررسی کرده و مشکلاتی را که هر دو با آن مواجهاند توضیح میدهد. در پایان، برخی اقدامات عملی برای افزایش تولید داخلی ارائه میشود. با توجه به اهمیت تاریخی آبیاری، و با استفاده از تخصص نویسنده در مدیریت آب، توجه ویژهای به آب بهعنوان عامل کلیدی در افزایش تولید ملی غذا در افغانستان شده است.
ادامه این گزارش در فایل پیوست ارائه میگردد.