معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۵/۲۲- ۱۵:۳۸

رشد اقتصاد نامیبیا توسط معادن و آینده این بخش

تحلیل جامع ۱۴۰ سال تاریخ معدن‌کاری، گذار به فلزات استراتژیک و نقشه راه تبدیل ثروت زیرزمین به رفاه ملی

معدن‌کاری شریان اصلی و قلب تپنده اقتصاد نامیبیاست که حدود ۱۴ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) و بیش از ۶۰ درصد درآمدهای صادراتی کشور را تأمین می‌کند. تاریخ این کشور بیش از هر چیز با زمین‌شناسی و ذخایر زیرزمینی‌اش گره خورده است؛ از استخراج سنتی مس و نمک توسط بومیان گرفته تا کشف الماس در سال ۱۹۰۸ و ظهور معادن اورانیوم مانند «روسینگ» و «هوساب» در دهه‌های بعد.

امروز نامیبیا با به‌کارگیری تکنولوژی پیشرفته استخراج الماس از عمق ۱۰۰ متری اقیانوس اطلس و دسترسی به ذخایر اورانیوم، طلا و فلزات کمیاب، جایگاهی استراتژیک در بازار جهانی دارد. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد ثروت واقعی در صادرات ماده خام نیست، بلکه در توسعه زنجیره فرآوری داخلی (Beneficiation)، آموزش سرمایه انسانی و هم‌افزایی میان صنایع معدنی و اکتشافات جدید نفتی نهفته است تا ثروت‌های تجدیدناپذیر زیرزمین به توسعه پایدار ملی تبدیل شوند.

ریشه‌های تاریخی: از تجارت بومیان تا شکوفایی و افول کولمانسکوپ

هر چند معدن‌کاری در نامیبیا نه با ورود شرکت‌های بزرگ غربی، بلکه توسط اقوام بومی و استفاده از آنها به عنوان ابزار و زیورآلات آغاز گردید، اما ورود معدن‌کاری به عصر صنعتی و جهانی، با دو نقطه عطف تاریخی همراه بود:

  • ظهور تسومب و توسعه زیرساخت‌ها: در دوران استعمار آلمان، کشف معدن تسومب چشم‌انداز اقتصادی کشور را تغییر داد. این معدن یکی از غنی‌ترین ذخایر چندفلزی جهان به‌شمار می‌رفت که علاوه بر مس، حاوی مقادیر زیادی سرب، روی، نقره و ژرمانیوم نیز بود. زمین‌شناسان بیش از ۲۴۰ نوع کانی مختلف را در این معدن شناسایی کردند که ده‌ها مورد آن برای اولین بار در جهان در همین نقطه کشف شد. خطوط راه‌آهن و شهرسازی اولیه نامیبیا گرد همین معدن شکل گرفت.
  • تب الماس و تولد شهر ارواح: در سال ۱۹۰۸، یک کارگر راه‌آهن به نام «زکریا لوالا» در نزدیکی بندر لودریتز سنگ درخشانی را یافت که یک الماس بود. این کشف، یکی از بزرگ‌ترین «تب‌های الماس» تاریخ را به راه انداخت و شهر مجهز و ثروتمند کولمانسکوپ (Kolmanskop) در دل بیابان متولد شد. ثروت این شهر به حدی بود که ساکنان آن پیش از برخی از شهرهای اروپایی از نعمت برق برخوردار شدند و اولین دستگاه تصویربرداری X-Ray آفریقای جنوبی برای جلوگیری از بلعیدن و سرقت الماس توسط کارگران در آن نصب شد.

با حرکت ذخایر الماس به سمت مناطق جنوبی‌تر و در نهایت اقیانوس، کولمانسکوپ تخلیه شد و امروز به یک «شهر ارواح» تبدیل شده که شن‌های بیابان آن را در بر گرفته‌اند؛ یادآوری از این واقعیت که رونق‌های معدنی بدون برنامه‌ریزی پایدار، زودگذر هستند.

پایه‌های مدرن اقتصاد معدنی: الماس‌های اقیانوس و اورانیوم

با فروکش کردن رونق اولیه معادن سطحی، نامیبیا مسیر متفاوتی را پیش گرفت و به یک بازیگر مهم در سطح جهان تبدیل شد.

۱. پیشرفته‌ترین صنعت الماس دریایی جهان

برخلاف اغلب شهرهای معدنی جهان، بخش عمده‌ای از الماس‌های نامیبیا از قعر اقیانوس اطلس به دست می‌آیند. امروزه کشتی‌های غول‌پیکر تخصصی مجهز به خزنده‌های رباتیک، رسوبات را از عمق بیش از ۱۰۰ متری کف اقیانوس مکش می‌کنند و الماس‌های نامیبیا را به پرطرفدارترین نگین‌ها در بازارهای جهانی تبدیل کرده‌اند.

۲. پارادوکس اورانیوم و انرژی هسته‌ای

در دهه ۱۹۷۰ میلادی، راه‌اندازی معدن بزرگ روسینگ (Rössing) نامیبیا را به تأمین‌کننده اصلی سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای تبدیل کرد. با افتتاح معادن دیگری چون هوساب (Husab) و لنگر هاینریش (Langer Heinrich)، این کشور جایگاه خود را در میان ۵ تولیدکننده برتر اورانیوم جهان تثبیت نمود. نامیبیا با وجود داشتن این معادن عظیم و امکان تولید برق هسته‌ای، همچنان حدود ۶۰ درصد برق موردنیاز خود را از کشورهای همسایه وارد می‌کند، در حالی که معادنش روشنایی‌بخش شهرهای اروپا و آسیا هستند.

درس تاریخی از بوتسوانا و الگوی ارزش‌افزوده در داخل

اگر بخش اول معدن‌کاری در نامیبیا درباره «کشف ذخایر» بود، بخش دوم بر اساس یک معیار اساسی سنجیده خواهد شد: «چه میزان از این ثروت در داخل خاک کشور باقی می‌ماند؟»

نزدیک‌ترین و موفق‌ترین مثال برای نامیبیا، کشور همسایه یعنی بوتسوانا است. تصمیم استراتژیک دولت بوتسوانا برای الزام شرکت De Beers به انتقال بخش عمده‌ای از عملیات سورت، ارزش‌گذاری و فروش الماس از لندن به شهر گابورون، اقتصاد آن کشور را دگرگون کرد. این اقدام نه تنها هزاران شغل تخصصی در برش و صیقل الماس ایجاد کرد، بلکه زنجیره‌ای از خدمات جانبی از جمله بانکداری، بیمه، هتلداری، و هوانوردی را رونق داد. نامیبیا برای عبور از اقتصاد خام‌فروشی، نیازمند پیاده‌سازی این الگو در تمامی‌ بخش‌های معدنی خود است.

جمع‌بندی: از چاه‌های عمیق تا اتاق‌های تصمیم‌گیری

هرچند معدن‌کاری باعث رشد خطوط ارتباطی ریلی، جاده ای و آبی در نامیبیا شد، اما این ثروت‌های عظیم زیرزمینی، به خودی خود باعث توسعه و رفاه پایدار یک ملت نمی‌شوند. با سیاست‌های جدید دولت، فصل بعدی معدن‌کاری در آزمایشگاه‌ها، کلاس‌های درس، کارخانه‌های فرآوری و اتاق‌های تصمیم‌گیری نوشته می‌شود. براین اساس، بزرگ‌ترین دارایی نامیبیا نه معادن اورانیوم، الماس، مس و لیتیوم؛ بلکه «خرد و  اراده ملی برای تبدیل ثروت‌ها به توسعه پایدار» است. این تصمیم باید تضمین کند که این ثروت، کشوری صنعتی، دانش‌بنیان و خودکفا می‌سازد که حتی پس از بسته‌شدن آخرین معدن نیز به شکوفایی خود ادامه دهد.

بزرگ‌ترین مانع عملیاتی برای ایجاد ارزش‌افزوده در نامیبیا، کمبود شدید زیرساخت‌های پایه است. عملیات فرآوری و متالورژی (مانند ذوب کانی‌ها و تولید باتری) به شدت انرژی‌بر و آب‌بر است. کشوری که خشک‌ترین اقلیم را در جنوب صحرای آفریقا دارد و همزمان بیش از نیمی از برق خود را از آفریقای جنوبی (کشوری که خود سال‌هاست با بحران قطعی برق یا Load-Shedding دست‌وپنجه نرم می‌کند) وارد می‌کند، عملاً بدون سرمایه‌گذاری عظیم در آب‌شیرین‌کن‌های ساحلی و نیروگاه‌های مستقل، توان پشتیبانی از کارخانه‌های فرآوری را نخواهد داشت.

رؤیای صنعتی شدن نیازمند جمعی از مهندسان متالورژی، متخصصان رباتیک، تکنسین‌های پیشرفته و کارشناسان هوش مصنوعی است. واقعیت آن است که خروجی فعلی نظام آموزشی و دانشگاهی نامیبیا (با جمعیت حدود 3 میلیون نفری) توان پاسخگویی به این نیاز تخصصی را ندارد. پر کردن این خلأ با واردات نیروی کار خارجی، هدف اصلی سیاست‌های توانمندسازی بومی را نقض می‌کند و از سوی دیگر، آموزش نیروی کار داخلی فرآیندی زمان‌بر است که با سرعت تحولات جهانی همخوانی ندارد.

نامیبیا برای تکرار موفقیت بوتسوانا در مقیاسی بزرگ‌تر، تنها نیازمند ذخایر غنی یا قوانین سخت‌گیرانه نیست؛ بلکه پیش از هر چیز به یک برنامه‌ریزی یکپارچه نیاز دارد که توسعه معدن را نه به صورت مجزا، بلکه در گره‌خوردگی کامل با توسعه همزمان «آب، انرژی، آموزش و لجستیک» ببیند.

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما