معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۴/۱۲/۱۹- ۰۸:۰۰ - مشاهده: ۵۱

پیامدهای اقتصادی جنگ تحمیلی رمضان

حمله تجاوزکارانه مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و مسدود شدن تنگه هرمز، زنجیره‌های تأمین انرژی جهانی را به شدت مختل کرده و اروپا را با خطر بحران انرژی روبرو ساخته است. این وضعیت، تفاوت اساسی با بحران ۲۰۲۲ اوکراین دارد؛ زیرا اروپا وابستگی به گاز روسیه را با واردات LNG از قطر جایگزین کرده بود، اما اکنون این مسیر دریایی نیز قطع شده و منجر به کمبود عرضه، افزایش قیمت‌ها و کاهش ذخایر گاز به سطوح بحرانی 27-22 درصد شده است. سه ستون اصلی ثبات اقتصادی اروپا – انرژی ارزان، بازارهای باز جهانی و امنیت ژئوپلیتیک – ویران شده‌اند، که این امر هزینه‌های لجستیک را افزایش داده، سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش و ریسک رکود تورمی را بالا می‌برد.

حمله تجاوزکارانه به غرب آسیا در 28 فوریه 2026 و قرار گرفتن تنگه هرمز در منطقه درگیری و مسدود شدن عبور و مرور از این تنگه، زنجیره‌های تأمین انرژی جهانی را به طور جدی و گسترده مختل کرده است. بسته شدن تنگه هرمز به یک بن‌بست ژئوپلیتیک تمام‌عیار تبدیل شد، که از آن  به عنوان یک استراتژی دفاعی ایران برای اعمال فشار بر غرب نام برده می‌شود.

      این وضعیت تفاوت بنیادینی با بحران ۲۰۲۲ اوکراین  دارد، زیرا اروپا پس از قطع واردات گاز از روسیه، وابستگی خود را به گاز طبیعی مایع (LNG) از منابع دریایی مانند قطر افزایش داده است. والدیس دومبروفسکیس (Valdis Dombrovskis)، کمیسر اقتصاد اتحادیه اروپا، در بیانیه‌های خود هشدار داده که این بحران برای اتحادیه اروپا می‌تواند پایان دوره‌ای طولانی از ثبات اقتصادی که بر پایه انرژی ارزان، بازارهای باز جهانی و امنیت ژئوپلیتیک استوار بود باشد و اکنون به دلیل تنش‌های فزاینده فروپاشیده است، و این فروپاشی می‌تواند منجر به بازنگری اساسی در سیاست‌های انرژی  و تجاری اروپا شود.

      این بحران سه ستون اصلی ثبات اقتصادی اروپا را به طور سیستماتیک مختل کرده است: اول، پایان عصر انرژی ارزان، جایی که وابستگی به خطوط لوله گاز روسیه با وابستگی شکننده‌تر به مسیرهای دریایی مانند LNG از قطر جایگزین شده، که اکنون به دلیل انسداد تنگه هرمز کاملاً مختل گردیده و منجر به کمبود عرضه (Supply Shortage) شده است؛ دوم، اختلال در بازارهای باز جهانی، که دسترسی به بازارهای استراتژیک خاورمیانه و مسیرهای تجاری آسیا را تهدید کرده و هزینه‌های لجستیک  را به صورت تصاعدی افزایش داده، برای مثال با نیاز به دور زدن قاره آفریقا  که زمان تحویل کالا را بیش از دو برابر می‌کند و هزینه‌های بیمه دریایی را نجومی می‌سازد؛ و سوم، ناپدید شدن ثبات ژئوپلیتی ،  جایی که ریسک‌های امنیتی از یک احتمال دور به یک واقعیت جاری در محاسبات سرمایه‌گذاری تبدیل شده‌اند، و این تغییر باعث کاهش سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت  در اروپا می‌شود.

      تنگه هرمز به عنوان گذرگاه کلیدی، مسیر عبور ۲۰ درصد از تولید جهانی نفت و گاز و ۲۶.۶ درصد از تجارت جهانی نفت را کنترل می‌کند، و انسداد آن بازار انرژی اروپا را در وضعیت بحرانی قرار داده است، که این وضعیت می‌تواند منجر به افزایش رقابت جهانی  برای منابع محدود شود. ادغام مالی جهانی  این بحران را تشدید می‌کند، زیرا نوسانات با سرعت بیشتری از بازارهای سرمایه  به بخش واقعی اقتصاد  نشت می‌کنند، و این نشت می‌تواند اثرات زنجیره‌ای  مانند کاهش تولید صنعتی را به همراه داشته باشد.

  • پیامدهایی کنونی جنگ با نگاه مقایسه‌ای قبل و بعد از جنگ (28 فوریه لغایت 9 مارس)

الف - حوزه اتحادیه اروپا

 بازار انرژی و قیمت‌ها:

  • قبل از جنگ: قیمت گاز TTF حدود ۳۰ یورو در هر مگاوات ساعت بود، که این سطوح نشان‌دهنده ثبات نسبی بازار انرژی پس از بحران اوکراین بود. ذخایر گاز اروپا در سطح میانگین پنج‌ساله ۴۱ درصد قرار داشت، که این ذخایر برای فصل زمستان کافی تلقی می‌شد.
  • بعد از جنگ: قیمت نفت برنت با جهش ۳۰ درصدی به بیش از ۹۳ دلار رسیده است.

قیمت گاز TTF به ۵۳.۳۹ یورو رسیده با رشد ۹۰ درصدی، که این افزایش سریع ناشی از کمبود عرضه است. ذخایر گاز به سطح بحرانی ۲۲-۲۷ درصد کاهش یافته، که این کاهش می‌تواند منجر به کمبود انرژی در زمستان پیش‌رو شود.

بازارهای مالی و بورس:

  • قبل از جنگ: شاخص Stoxx 600 در سطوح پایدار قرار داشت و بازارها بر پایه انتظارات رشد اقتصادی با نوسانات کم عمل می‌کردند.
  • بعد از جنگ: شاخص Stoxx 600 در یک هفته ۹۱۸ میلیارد یورو ارزش از دست داده، که این زیان معادل تبخیر سرمایه (Capital Evaporation) است.

          بورس‌های اروپایی بیش از ۳۰۰ میلیارد یورو زیان دیده‌اند، و بازار اوراق قرضه (Bond Markets) با افزایش نرخ بهره کوتاه‌مدت نسبت به بلندمدت مواجه است، که این پدیده به عنوان وارونگی منحنی بازدهی شناخته می‌شود و نشانه پیش‌بینی رکود تورمی است. نوسانات ناشی از عدم قطعیت در مورد مدت درگیری افزایش یافته، و بخش‌های انرژی‌بر  مانند صنایع سنگین بیشترین ریزش را تجربه کرده‌اند.

زنجیره‌های تأمین و تجارت

  • قبل از جنگ: مسیرهای تجاری دریایی مانند دریای سرخ و کانال سوئز پایدار و هزینه‌های لجستیک کنترل‌شد بود.
  • بعد از جنگ: انسداد هرمز و ناامنی در دریای سرخ، هزینه‌های لجستیک را افزایش داده و زمان تحویل را بیش از دو برابر کرده است. نیاز به دور زدن آفریقا با ریسک دزدی دریایی و افزایش بیمه، که این تغییرات می‌تواند زنجیره تأمین جهانی را برای ماه‌ها مختل کند.

 

ب – ایتالیا

واردات انرژی

  • قبل از جنگ: وابستگی به گاز روسیه از بین رفته و به LNG عمدتا از  قطر منتقل شده بود. ارزش واردات انرژی (نفت و گاز) ایتالیا از منطقه خاورمیانه  به ارزش ۱۵.۹ میلیارد یورو رسیده است. که معادل 27.5 درصد از کل واردات نفت و گاز ایتالیا می‌باشد.
  • بعد از جنگ: جریان LNG قطر قطع شده و ذخایر گاز ایتالیا به ۲۲-۲۷ درصد رسیده است. این سطح پایین ذخایر در صورت ادامه بحران می‌تواند منجر به خاموشی‌های اجبار  شود.  افزایش هزینه‌های انرژی هزینه اضافی ۱۰ میلیارد یورویی (۷.۲ میلیارد برق، ۲.۶ میلیارد گاز) بر شرکت‌ها تحمیل می‌کند، که این هزینه‌ها حاشیه سود را کاهش می‌دهد.

صادرات و بخش‌های صنعتی:

  • قبل از جنگ:

 صادرات ایتالیا به خاورمیانه در سال 2025 با رشد 7.9 درصدی به  ۲۷.۸ میلیارد یورو رسیده است . رشد صادرات به خاورمیانه دو برابر میانگین رشد کل صادرات ایتالیا (3.1 درصد) بوده است.  این جنگ در واقع پویا ترین موتور رشد صادارات ایتالیا را به چالش کشیده است.

  • بعد از جنگ:

ماشین‌آلات و متالوژی: با  ۶.۹ میلیارد یورو صادرات ماشین آلات و 2.6 میلیارد یورو صاردات محصولات فلزی بزرگترین بازنده افزایش هزینه‌های لجستیک است. افزایش نرخ بیمه و هزینه‌های مواد اولیه، حاشیه سود این صنایع را از بین می‌برد.

صنعت سرامیک و شیشه: این صنایع وابستگی مطلق به گاز طبیعی دارند و بالارفتن قیمت های سوخت (سطوح بالاتر از 100 یورو TTF ) با خطر توقف تولید مواجه اند زیرا هزینه‌های انرژی غیر قابل تحمل برای این صنایع می‌شود.

سیستم مد و چرم:  برند های ایتالیایی با صادرات ۲.۴ میلیارد یورویی به بازار های لوکس امارات و عربستان با چالش توزیع روبرو هستند.

بازارهای مالی داخلی:

  • قبل از جنگ: بورس میلان در روند پایدار قرار داشت.
  • بعد از جنگ: افت بیش از ۶ درصد در یک هفته، خروج سرمایه و افزایش هزینه خدمات بدهی عمومی‌که این افزایش می‌تواند بدهی عمومی ایتالیا را بیشتر کند.

 

سناریوهای کلان اقتصادی و پیامدهای طولانی شدن جنگ

سناریوهای کلان اقتصادی ناشی از طولانی شدن جنگ در ایران و انسداد تنگه هرمز، بر اساس تحلیل‌های موسساتی مانند گلدمن ساکس و بارکلیز، دو مسیر اصلی را ترسیم می‌کنند: خوش‌بینانه و بدبینانه. در سناریوی خوش‌بینانه، درگیری به حدود دو هفته محدود می‌ماند. این وضعیت اجازه بازگشایی تدریجی تنگه هرمز را می‌دهد، قیمت نفت برنت را در محدوده ۹۰ دلار تثبیت می‌کند و از رکود تورمی‌کامل جلوگیری می‌نماید. اتحادیه اروپا می‌تواند ذخایر گاز خود را با حداقل اختلال بازسازی کند و رشد اقتصادی را حفظ نماید، در حالی که ایتالیا با ثبات نسبی در صادرات و واردات انرژی روبرو می‌شود .

در مقابل، سناریوی بدبینانه با تداوم درگیری بیش از دو هفته، انسداد کامل هرمز را به همراه دارد و قیمت نفت را به سطوح ۱۵۰ دلاری یا بالاتر می‌رساند، که این جهش به عنوان “طوفان کامل” توصیف می‌شود. برای اتحادیه اروپا، این وضعیت رکود تورمی‌پایدار را تحمیل می‌کند، جایی که رشد GDP کاهش می‌یابد، زنجیره‌های تأمین فلج می‌شود و بانک مرکزی اروپا  مجبور به افزایش نرخ بهره برای مهار تورم بالای ۵ درصد می‌گردد، اما این اقدام ریسک حاکمیتی برای کشورهای بدهکار را افزایش می‌دهد. ایتالیا در این سناریو با انقباض ۰.۱ تا ۰.۲ درصدی GDP در سال‌های اول و دوم مواجه می‌شود، تورم دو رقمی تا پایان ۲۰۲۶ را تجربه می‌کند و صادرات ۲۷.۸ میلیارد یورویی خود به خاورمیانه را از دست می‌دهد، که این امر بحران اشتغال در استان‌هایی مانند توسکانی و لومباردی را تشدید می‌نماید.

اثرات مشتقه این پیامدها، سرایت تورم به دستمزدها، مواد غذایی و خدمات را شامل می‌شود، که در اتحادیه اروپا اعتماد سرمایه‌گذاران را از بین می‌بردو فرار سرمایه از بورس‌ها را تسریع می‌کند. در ایتالیا، این اثرات بحران اشتغال در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (SMEها) را به همراه دارد، رقابت نابرابر با آسیا در بازار LNG را افزایش می‌دهد و هزینه‌های لجستیک و بیمه را نجومی می‌سازد. در نهایت، طولانی شدن جنگ نه تنها شوک مضاعف بر بدنه تولیدی وارد می‌کند، بلکه استقلال و ثبات اروپا را به چالش می‌کشد و نیاز به اقدامات فوق‌العاده مانند آزادسازی ذخایر استراتژیک تلاش برای خاتمه درگیری را الزامی می‌نماید.

 مراجع:

https://tg24.sky.it/economia/2026/03/09/eurogruppo-guerra-iran-economia-ue

https://global.morningstar.com/it/economia/rischio-inflazione-aumento-con-la-guerra-iran-cosa-far-la-bce

https://www.otto.unito.it/it/articoli/hormuz-la-stretta-che-spaventa-il-mondo-le-conseguenze-economiche-dellattacco-alliran

https://www.quotidiano.net/economia/guerra-iran-crisi-economica-confartigianato-bbd57390

https://tg24.sky.it/economia/2026/03/07/guerra-iran-borse-europee

https://www.repubblica.it/economia/rapporti/obiettivo-capitale/mercati/2026/03/06/news/crisi_in_iran_l_incognita_inflazione_nel_caso_di_guerra_prolungata-425204492/

https://www.ilfoglio.it/economia/2026/03/07/news/l-impatto-del-conflitto-su-petrolio-e-made-in-italy-secondo-confartigianato-8756206/

https://italia-informa.com/guerra-presenta-conto-imprese-italiane-shock-energia.aspx

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما